مازيار بهاري که در ويکي پيديا از او به عنوان ژورناليست، فيلمساز و فعال حقوق بشري ايراني-کانادايي ياد شده است، در سال ۲۰۰۷ فيلمي با نام فرقه (بوقلمون صفت يا رنگ عوض کن يا هزار رنگ) تهيه کرد که مورد استقبال لابيست هاي طرفدار رژيم ايران در آمريکا بويژه سازمان ناياک قرار گرفت و اين سازمان با استفاده از نفوذ خود اين فيلم را در رسانه هاي مهم منجمله الجزيره بارها و بارها روي آنتن برد.
مازيار بهاري که در ويکي پيديا از او به عنوان ژورناليست، فيلمساز و فعال حقوق بشري ايراني-کانادايي ياد شده است، در سال ۲۰۰۷ فيلمي با نام فرقه (بوقلمون صفت يا رنگ عوض کن يا هزار رنگ) تهيه کرد که مورد استقبال لابيست هاي طرفدار رژيم ايران در آمريکا بويژه سازمان ناياک قرار گرفت و اين سازمان با استفاده از نفوذ خود اين فيلم را در رسانه هاي مهم منجمله الجزيره بارها و بارها روي آنتن برد.
سوژه اين فيلم سازمان مجاهدين بود. بازيگران اصلي اين فيلم مسعود خدابنده و همسرش آن سينگلتون بودند که مازيار بهاري آنان را بعنوان قربانيان اين سازمان معرفي کرد. اين دو نيز در اين فيلم به تفصيل مجاهدين را به بدرفتاري، شکنجه و تجاوز متهم کردند. در اين فيلم همچنين مازيار بهاري با هماهنگي وزارت اطلاعات به اصفهان رفته و با خانواده يک مجاهد که به شدت نگران سرنوشت فرزند خود هستند مصاحبه کرده و اشک آنان را در برابر دوربين نشان مي دهد. شيوه اين صحنه از مصاحبه با والدين اين مجاهد همانند اعتراف گيري بازجويان در برابر دوربين تلوزيون رژيم است.
هفته گذشته، آژانس هاي رسمي ايالات متحده منجمله مرکز تحقيق کنگره و وزارت دفاع گزارشي در مورد وزارت اطلاعات جمهوري اسلامي منتشر کردند و در صفحات ۲۶ و ۴۱ اين گزارش، با چاپ عکس خدابنده و سينگلتون، نامبردگان را بعنوان عوامل و جاسوسان وزارت اطلاعات معرفي نمود و تاکيد کرد که پروژه شيطان سازي مجاهدين از وزارت اطلاعات سرچشمه ميگيرد و خدابنده و سينگلتون مسئولان اصلي اين پروژه بوده اند. البته اين حقيقتي بود که بسياري از ايرانيان ازآن مطلع بودند و بنظر ميرسد که آژانس هاي اطلاعاتي آمريکا نيز ازآن باخبر بوده اند.
اکنون، با افشاي نام و چهره مسعود خدابنده و آن سينگلتون و کارزار جمهوري اسلامي براي بدنام کردن مجاهدين، اين سوال مطرح مي شود که همکاري مازيار بهاري با اين دو مأمور، ساختن فيلم براي آنان و کمک به کارزار تبليغي وزارت اطلاعات از چه زماني شروع شد، چه کساني ازآن حمايت مالي و سياسي کردند و ابعاد آن تا کجا گسترش داشته است؟
همکاري مازيار بهاري با ماموران اطلاعاتي جمهوري اسلامي و سازمان ناياک در آمريکا و لابي مشترکشان براي نگاه داشتن مجاهدين در ليست تروريستي، اين سوال را بطور جدي مطرح ميکند که نقش مازيار بهاري در پروژه هاي وزارت اطلاعات چيست؟
آيا دستگيري مازيار بهاري در سال ۲۰۰۹ که پس از قيام مردم ايران به مدت کوتاهي در بازداشت قرار داشت، يک نوع صحنه سازي براي نشان دادن وي به عنوان يک مخالف بوده است؟
جا دارد که مازيار بهاري در اين باره توضيح دهد و اگر خود نيز فريبکارانه در دام وزارت اطلاعات رژيم افتاده است از مردم ايران و کانادا و جامعه روشنفکري و ژورناليستي پوزش بخواهد.
عبدي هزارخاني
۱۸ دي ۱۳۹۱

