«. تاريخ توالي فصول نيست. توالي چشم اندازهاي بي بازگشت است »
اميرپرويز پويان
تاثير شگرف بر روند سياسي ست كه عاصر ايران سرشار از رويدادهايي ا تاريخ م اجتماعي جامعه داشته است. اين رويدادها گاهي براي مردم پيرو زيهاي نسبي به همراه داشته و زماني نيز شكستهاي سختي براي جنبش آزاديخواهي مردم دربرداشته است. كودتاي امپرياليستي 28 مرداد سال 1332 به علت آن كه با واكنش مناسب نيروهاي سياسي آن دوره روبرو نشد، شكستي تلخ همراه با دوراني از سكون و خفقان براي مردم و جامعه به وجود آورد. 17 سال بعد در شامگاه 19 بهمن سال 1349 يك گروه از جوانان انقلابي با اقدام جسورانه خود به آن كودتاي ننگين پاسخ دادند و بدين ترتيب تاريخ سياس ي ايران وارد دوران جديدي شد. گروه پيشتاز و انقلابي كه در 19 بهمن سال 1349 به پاسگاه ژاندارمري شهرك سياهكل در استان گيلان حمله بردند، جنبش نويني را پايه گذاري كردند كه تا قيام بهمن سال 1357 شگفت انگيزترين حماسه ها را در تاريخ جنبش آزاديبخش مردم ايران به ثبت رساند.
بدين ترتيب در آن روز تاريخي و ب ا عمليات ي از نظر نظامي كوچ ك قط ب بندي سياسي جديدي بين آزادي و ديكتاتوري در جامعه شكل گرفت كه سرانجام به قيام 21 بهمن سال 1357 و سرنگوني ديكتاتوري شاه منجر شد. حماسه و رستاخيز سياهكل خيزش آزاديخواهانه جواناني بود كه در سر شور رهايي داشتند و قلبهايشان براي مردم به بند كشيده ايران مي تپيد. اين نيروهاي اندك كه هزينه اقدام خود را با فدا كردن جانشان پذيرا شدند پس از مدتي كوتاه به تاثيرگذارترين نيرو در صحنه سياسي كشور تبديل شدند و در آستانه قيام بهمن سال 1357 به پرنفوذترين جنبش سياسي كشور پس از نيروهاي پيرامون خميني فرا روييدند.
يعني قدرت مطلق شاه و ضعف « مطل ق » حماسه سياهكل پاسخي به كودتاي 28 مرداد و اقدامي براي غلبه بر دو مطلق مردم بود. فدايي شهيد رفيق امير پرويز پويان با خلاقيت بي نظير اين دو مطلق را در مقابل همگان قرار داد و حماسه آفرينان سياهكل با عمل خود براي درهم شكستن اين دو مطلق كه ذهن و جان مردم ايران را فرسوده كرده بود، دست به عمل زدند.
با اين عمليات جنبش نوين و پيشتاز چريكهاي فدايي پس از سالها كار تداركاتي اعلام موجوديت كرد و در فراز و نشيبهاي سخت و با وجود برخي كمبودها، نارساييها و خطاها به حيات رزمنده و مداخله گر خود تا قيام بهمن كه به يك سازمان توده اي با پايگاه گسترده تبديل شد، ادامه داد.
رژيم شاه در واكنش به رستاخيز سياهكل، به سركوب بي محابا متوسل شد. رفقا مهدي اسحاقي و محمد رحيم سمايي طي عمليات پس از 19 بهمن به شهادت رسيدند و رفقا غفور حسن پور اصيل، علي اكبر صفايي فراهاني، احمد فرهودي، جليل انفرادي، محمدعلي محدث قندچي، ناصر سيف دليل صفايي، هادي بنده خدا لنگرودي، شعاع الدين مشيدي، اسكندر رحيمي، محمدهادي فاضلي، عباس دانش بهزادي و هوشنگ نيري در بيدادگاههاي نظامي ارتش شاه به اعدام محكوم و در روز 26 اسفند همان سال به جوخه هاي اعدام سپرده شدند.
چگونه بودن را دانستن، از آگاهي به چرا بودن برمي »: رفيق پويان در مقاله اي در ستايش زنده ياد صمد بهرنگي نوشت « چگونه بودن » ، آگاهي داشتند « چرا بودن » واقعيت اين است كه اولين دسته از شهداي قهرمان فدايي چون به «. خيزد نياز دارند « شريعت سازي تئوريك » را در مبارزه پيگير آموختند و نشان دادند كه براي عملي كردن ادعاهاي خود نه به داخلي يا جهاني و فقط لازم است كه هزينه ادعاها پرداخت شود. از آن زمان كه پرچم « قطب » و نه به تاييد اين يا آن مبارزه با ديكتاتوري و براي رهايي به وسيله رزمندگان دلير فدايي برافراشته شد تا اكنون كه در هر گوشه و كنار ايران تحت حاكميت استبداد مذهبي، زنان و مردان بيشمار راه مبارزه پيگير با استبداد و ستم را ادامه مي دهند، نظريه درصدند تا پيكار « خشونت گريزي » پردازان فرومايه با سرهمبندي مشتي اراجيف بزك شده تحت عنوان عوامفريبانه تاريخي مردم ايران براي آزادي را به مسير سازشهاي ننگين با خودكامگا ن و ستمگران سوق داده و از همين منظر « نابخردانه و بي حاص ل » رستاخيز سياهكل به طور خاص و پيكارهاي بي امان پيشتازان فدايي را به طور عام عملي آنها قلمداد مي كنند، حتي به مقدمه اعلاميه « قانوني » جلوه دهند. اين نظريه پردازان كه خشونت حاكمان را حق جهاني حقوق بشر كه »شوريدن عليه بيدادگري و ستمكاري « را » به عنوان آخرين تدبير « كه » ناگزير « ارزش است گذاري مي كند، وفادار نيستند. مگر پيشتازان فدايي چيزي به جز اين مي گفتند كه وقتي همه راهها براي مب ارزه مسالمت آميز بسته شده و ديكتاتوري حتي به قوانين خود هم عمل نمي كند، مبارزه مسلحانه كه به بيان اين اعلاميه است، ناگريز و يا ضروري است؟ « شوريدن عليه بيدادگري و ستمكاري »
اگر رژيم شاه مفاد اعلاميه جهاني حقوق بشر را كه امضا كرده بود، اجرا مي كرد جامعه ما هرگز شاهد چنان مبارزه پيگير و سرنوشت ساز و همزمان پر هزينه اي نمي شد. اكنون هم كه استبداد مذهبي همه راههاي مبارزه مسالم ت آميز را مسدود كرده و هر حركتي براي خواسته هاي انساني را بي رحمانه سركوب مي كند، شوريدن عليه اين رژيم سفاك به امري ناگزير تبديل شده است. جوهر حرفهايي كه امروز جوانان انقلابي همچون زنده ياد ستار بهشتي بيا ن ما را »: مي كنند همان است كه پيشتازان مبارزه انقلابي در سالهاي 1349 تا 1357 مي گفتند. ستار بهشتي گفت بگيريد، ببنديد، شكنجه دهيد، احكام زندان و اعدام صادر كنيد. ديگر هراسي بر دل نيست، اصلا قرار نيست كه هراسي مانده باشد! يكبار آزاده مردن بهتر از صدها سال با خفت زندگي كردن است. مردم ايران هرروز روزي صدها بار، از خفت فقر، فحشا، اعتياد، فلاكت مي ميرند. يك بار مردانه مردن بهتر از صد سال در خفت زيستن است.
سيصد گل سرخ و يك گل نصراني،
ما را ز سر بريده مي ترساني؟
ابروي كشيده تو را سنجيديم،
شمشير نشان دادي و برقش ديديم
تا ظن نبري كه ما به خود لرزيديم،
گر ما ز سر بريده مي ترسيديم،
در كوچه عاشقان نمي گرديديم
در مجلس عاشقان نمي رقصيديم،
«. ما پا دراين ميدان نهاديم، يا قفس ظلم را مي شكنيم يا از قفس تن رهايي مي يابيم
و چنين است كه شهادت ستار بهشتي هم به حماسه تبديل و در تاريخ ثبت مي شود.
به همان گونه كه ما بارها گفته ايم، واقعيتهاي سخت همواره بر روياهاي سراب گونه غلبه مي كند و ناگزيرها با آگاهي و جسارت گريزها را به سايه مي راند.
اين اولين و مهمترين درس حماسه سياهكل است كه تا وقتي استبداد، ستمگري و تبعيض وجود داشته باشد به قوت خود باقي خواهد ماند.
سازمان چريكهاي فدايي خلق ايران در سالگرد انقلاب بهمن 1357 و در آغاز چهل و سومين سال حيات خود ياد و خاطره همه ي زنان و مردان جنبش پيشتاز فدايي كه طي چهل و دو سال گذشته در پيكارهاي بي امان در پاي چوبه هاي دار و در رزمهاي خياباني و منطقه اي با ستمگران و در راه هدفهاي سترگ جنبش نوين كمونيستى ايران جان باختند را گرامي مي دارد. ما به تمامى زنان و مردان ايران زمين كه براى آزادى، دموكراسى، نابودى ستم جنسى، مذهبى و ملى، صلح و پيشرفت، عدالت و جدايى دين از دولت مبارزه مى كنند و به زندانيان سياسي و عقيدتي درود مى فرستيم و خاطره تمامى كسانى كه در راه تحقق خواستهاى ترقيخواهانه مردم ايران جان بر سر پيمان گذاشتن د را گرامى مى داريم.
ما از خواست كارگران براي حق اعتصاب و حق ايجاد تشكلهاي مستقل كارگري و نظارت سازمان بين المللي كار بر ما اعلام مي كنيم. مبارزه كارگران و مزدبگيران و همبستگي خود را با كرده حقوق كارگران ايران حمايت رعايت خواهان اقدام بيدرنگ بين المللي براي بازديد از زندانهاي ولايت خامنه اي و ملاقات با زندانيان سياسي هستيم. ما خواستار آزادي تمامي زندانيان سياسي و عقيدتي و برچيدن مجازاتهاي وحشيانه سنگسار، قصاص، قطع اعضاي بدن و اعدام در ايران هستيم.
ما كارگران، مزدبگيران، كارمندان، معلمان، دانشجويان، دانش آموزان، زنان، جوانان و روش نفكران ميهن را به تحريم گسترده انتخابات فرمايشي رياست جمهوري اسلامي كه قرار است در خرداد ماه سال آينده برگزار شود و اتحاد و مبارزه براي ايجاد جبهه همبستگي به منظور سرنگوني رژيم استبدادي مذهبي ولايت فقيه و ايجاد يك جمهوري سكولار، دموكراتيك و مستقل فرا مي خوانيم.
سازمان چريكهاي فدايي خلق ايران
( 5 فوريه 2013 ) دو شنبه 16 بهمن 1391
سازمان چريکهای فدايی خلق ايران
در شبکه جهانی اينترنت
نشريه نبرد خلق، اخبار و فراسوي خبر، راديو پيشگام،
تحليل مسائل روز، ديدگاهها و رويدادهاي روز ايران و جهان
http://www.iran-nabard.com
http://www.jonge-khabar.com
http://www.radiopishgam.com
http://www.fadaian.org
سرود انترناسيونال
اوژن پوتيه
ترجمه:ابوالقاسم لاهوتى
با آهنگ سروده پيير دژيتر Pierre Degeyter خوانده مي شود
برخيز اي داغ لعنت خورده دنياي فقر و بندگي
شوريده خاطر ما را برده به جنگ مرگ و زندگي
بايد از ريشه براندازيم كهنه جهان جور و بند
وانگه نوين جهاني سازيم هيچ بودگان هر چيز گردند
روز قطعي جدال است آخرين رزم ما
انترناسيونال است نجات انسانها
روز قطعي جدال است آخرين رزم ما
انترناسيونال است نجات انسانها
برما نبخشند فتح و شادي نه بت، نه شه، نه قهرمان
با دست خود گيريم آزادي در پيكارهاي بي امان
تا ظلم از عالم بروبيم نعمت خود آريم به كف
دميم آتش را و بكوبيم تا وقتيكه آهن گرم است
روز قطعي جدال است آخرين رزم ما
انترناسيونال است نجات انسانها
روز قطعي جدال است آخرين رزم ما
انترناسيونال است نجات انسانها
تنها ما توده جهاني, اردوي بيشمار كار
داريم حقوق جهانباني نه كه خونخواران غدار
غرد وقتي رعد مرگ آور بر رهزنان و دژخيمان
در اين عالم بر ما سراسر تابد خورشيد نور افشان
روز قطعي جدال است آخرين رزم ما
انترناسيونال است نجات انسانها
روز قطعي جدال است آخرين رزم ما
انترناسيونال است نجات انسانها

