روز پنج شنبه نوزده بهمن آقای غلامحسین داوری، برادر آقای محمد داوری در بجنورد دار فانی را وداع گفت.
خانواده داوری امیدوارند مسئولین قضایی با مرخصی آقای محمد داوری برای شرکت در مراسم هفتم برادرش موافقت کنند. این در حالیست که مراسم خاکسپاری و سوم آقای غلامحسین داوری بدون حضور برادرش برگزار شده است.
اتهام آقای محمد داوری، مصاحبه با قربانیان بازداشتگاه کهریزک و تهیه فیلم از آنها برای ارائه به دستگاه قضایی است. وی سال گذشته درنامه ای از فعالیت های خود در دفتر مهدی کروبی و ملاقات و مصاحبه با شکنجه شده های زندان کهریزک و کسانی که در این زندان و دیگر زندان ها مورد تجاوز جنسی قرار گرفته اند، پرده برداشته و تاکید کرده بود که طی بازجویی ها و زندان، هیچ یک از مقامات مسوول نتوانسته اند صحت این مستندات را زیر سوال ببرند.
این «جانباز» جنگ ضد میهنی در حال گذراندن دوران محکومیت پنج ساله زندان خود بود که بار دیگر به علت شرکت در تجمعات معلمان در سال ۸۵ یک سال به محکومیتش افزوده شد.
خانم بیابانی پس ازگذشت سه سال و نیم از حبس پسرش اظهار امیدواری میکند که وی در مراسم هفتم برادر بزرگش شرکت کند اما رژیم اصرار دارد یک برگه عذرخواهی (توبه نامه) از آقای محمد داوری بگیرد، کاری که محمد باعتقاد مادرش هیچوقت انجام نمی دهد.
بر طبق گفته خانم بیابانی غلامحسین، برادر بزرگتر اصلا نتوانسته بود محمد را ببیند. سال گذشته رفت تهران تا محمد را ملاقات کند. چون شناسنامه اش را همراه نداشت، نگذاشتند محمد را ملاقات کند. بعدا همان زمان وقتی داشت به بجنورد بر می گشت یک سکته خفیف کرد و از آن موقع یک طرف بدنش بی حس شد و در خانه بود.
خانم بیابانی با ابراز ناراحتی از پنهان کردن خبر مرگ برادر بزرگتر برای برادر محبوس میگوید: «مگر راحت است سه سال و نیم در پشت دیوارهای زندان باشی و خبر عزیزترین ات را بدهند، آنهم کسی که به گردن محمد حق پدری داشت و خیلی به او علاقه داشت.»
خانم بیابانی که تا قبل از مرگ فرزند ارشدش از سکته وی مطلع نشده بود، اینطور ادامه میدهد: «دلم خیلی سوخت، این روزها فقط برای غربت دو پسرم گریه می کنم. غلامحسین برای محمد دلتنگ بود و می گفت خدا کند برای یکبار هم شده محمد را ببینم. این روزها فقط به امید آزادی محمد بود و نگران محمد بود. حتی حدود ده روز پیش هم که محمد را ملاقات کردم و از محمد حرف می زدم غلامحسین گریه می کرد و می گفت به محمد بگویید مواظب خودش باشد…»
بیایید همانطور که خانم بیابانی التماس دعا دارد، دعا کنیم تا دژخیمان با مرخصی یا آزادی محمدش موافقت کنند.
منبع خبر: جوانان برای حقوق بشر ایران

