وطن امروز اسیر دست دو سه تن بی وطن است
انهدام وطن از نکبت این چند تن است
این یکی لاشخور و آن دیگری جغد سیه
این یکی بوته خوار و آن دیگری گورکن است
آن شده پیش نماز چمن دانشگاه
واقعا قصه ی او،قصه ی خر در چمن است
عطش شیخ اسلام نبازم که چنین
تشنه ی خون جوان و مرد و زن است
سرزمین گل و بلبل به چه روزی افتاد
گل آن وزق است و چمنش لجن است
تا وطن هست به دست دو سه تن تعزیه خوان
همه جا تعزیه ی قتل حسین و حسن است
مملکت از این قوم چه داری امید
که در اندیشه ی پول و شکم خویشتن است
حد شرعی به گل و لاله و نرگس شده است
حاکم شرع که غارتگر دشت و دمن است
داده بودند خبر بت شکنی می آید
بت شکن آمدو دیدیم که او بوته کن است
مذهب مرجع تقلید اگرچه بی وطن است
سجده بر خاک وطن مذهب و آئین من است

