16412_148396628653918_237227181_n

افلیج محتوم بسقوط، خامنه ای در قسمتی از سخنان روز شنبه ۲۸بهمن ما خود ضمن تکرار حرفهای گذشته اش مبنی بر اين که مذاکره با آمريکا مسأله يی از رژيم حل نخواهد کرد، گفت:
«آمريکاييها نشان بدهند که زور نمی گويند، نشان بدهند که شرارت نمی کنند، نشان بدهند که در حرف و عمل شان غيرمنطقی حرف نمی زنند و عمل نمی کنند، نشان بدهند که به حقوق ملت ايران احترام می گذارند، نشان دهند که در منطقه آتش افزورزی نمی کنند، نشان دهند که در مسائل ملت ايران دخالت نمی کنند، آن چنانی که در فتنه ۸۸ دخالت کرده از فتنه گران پشتيبانی کردند و شبکه های اجتماعی رو در خدمت فتنه گران قرار دادند. يک شبکه اجتماعی می خواست آن روزها تعطيل کنه برای تعميرات، گفتند تعطيل نکن برای اين که بتوانند اثر بگذارند رو فتنه و آتش فتنه، اين کارها رو نکنند خواهند ديد جمهوری اسلامی يک نظام خير خواه است. مردم، مردم منطقی هستن، راه تعامل با جمهوری اسلامی فقط اينی است که گفتيم و لاغير».

وقتی به اظهارات بالا دقت شود روشن می شود که سه شرط اول (زور نگفتن، شرارت نکرده و غيرمنطقی نبودن) حرفهای کلی و پوشال برای لاپوشانی کردن دو شرط آخر است.

اگر لايه لايه دجالگريهای معمول ولی فقيه ارتجاع را کنار بزنيم، حرف اصلی و شرط اصلی خامنه ای اين است که از «فتنه» که اسم مستعار قيام مردم ايران و مقاومت ايران برای تغيير رژيم است، حمايت نکن! از آنجا که آمريکا و دولت کنونی آمريکا به طور واقعی، هيچ گاه از مقاومت مردم ايران به خصوص در سال۸۸ حمايتی نکرده و در خود آمريکا هم اين انتقاد به سياست آمريکا مطرح هست، حرف خامنه ای به طور پوست کنده اين است که من و رژيم ولايت فقيه را به همين شکلی که هستیم، بپذيريد و دست مرا در سرکوب و کشتار در داخل کشور و صدور جنگ و تروريسم در سوريه، عراق، لبنان و هر جای ديگر مطلقاً باز بگذاريد.

تا جايی که از اين حرفها و شرط و شروط اشاره شده برمی آيد، به نظر می رسد که خامنه ای مذاکره را عملاً تعليق به محال کرده، اما واقعيت چيست؟

واقعيت اين است که افلیج محتوم بسقوط بر سر يک دو راهی گير کرده و در يک بن بست قرار دار د: اگر وارد مذاکره و معامله بشود که بايد پروژه ساخت سلاح اتمی را کنار بگذارد و همه پيامدهای آن را نيز بپذيرد. اين پيامدها بنا به اذعان خود خامنه ای سلسله يی از عقب نشينيهاست که پايانی ندارد و به معنی جام زهر است. اگر برعکس، بايستد و مسير رويارويی را ادامه بدهد، به زودی به نقطهٴ تعيين تکليف و رويارويی نهايی با جامعه جهانی ختم خواهد شد، يعنی با کابوس سرنگونی مواجه می گردد. علت اين نوع صحبت کردن هم گير بودن در همين بن بست است.

به همين دليل هم هست که اين روزها تمام نمايندگان خامنه ای ضمن حمله به احمدی نژاد و هرکسی که دم از مذاکره می زند، تأکيد پشت تأکيد می کنند که مذاکره با آمريکا فقط و فقط در اختيار خامنه ای است. مثل حرفهای اخير آخوند احمد خاتمی که ضمن خط و نشان کشيدن برای احمدی نژاد و ساير ايادی رژيم گفت: «بدانيد پرونده آمريکا فقط و فقط به دست مقام معظم رهبريست و بس و هيچ کس درهيچ مقامی نمی تواند کمترين اقدامی بدون اجازه رهبری داشته باشه».

خب معنی اين حرفها کماکان اين است که رژيم ولايت فقيه توان حتی يک ذره انعطاف در وضعيت موجود خود را در هيچ زمينه ای ندارد و تکرار اين موضع در آستانه مذاکراتی که قرار است رژيم ۱۰ روز ديگر در قزاقستان با کشورهای ۵+۱ داشته باشد، تکليف اين مذاکرات و نتيجه آن را از پيش روشن کرده است و معلوم است که از اين دور از مذاکرات هم هيچ چيزی بيشتر از مذاکرات قبلی به دست مذاکره کنندگان نخواهد آمد و در نتيجه تنگی بن بست برای خامنه ای بيش از پيش خواهد شد.

منبع خبر: سایت مجاهدین خلق