بنابه اخبار منتشره در اينترنت سيد احمد شمس يك جاسوس وزارت اطلاعات در تركيه مي باشد كه در تلاش براي گرفتن پناهندگي در فرانسه است. اين هشدار خطاب به تمامی مجامع حقوق بشری و پناهندگان ایرانی و افغانی و عرب سوریه در باره سيد احمد شمس داده شده است:
بنا به اين گزارش:
اداره ۱۵ وزارت اطلاعات و یا معاونت امور بررسی و تعقیب پناهندگان ایرانی و سازمانهای جهادگر اسلامی به ریاست رضا دیانت ، این اداره که در اصل کنترل و تحت تعقیب قرار دادن پناهندگان سیاسی و اجتماعی را در خارج از کشور بر عهد دارد اداره ای می باشد که در تمامی نهادها و وزارتخانه های کلیدی که با خارج از کشور رابطه دارند دفتر و نمایندگی عملیاتی دارد .
رضا دیانت و فردی بنام احمد مصطفوی که رئیس و معاون این اداره کلیدی وزارت اطلاعات می باشند که در اصل وظیفه تعقیب و مراقبت از فعالیت پناهندگان سیاسی و اجتماعی را دارند ماموریتی دال بر حذف و یا کشتن کسی را بر عهده ندارند و صرفا در رصد امور پناهندگان و ارزیابی موقعیت آنان و گزارش به ادارات جاسوسی و ضد جاسوسی و دیگر ادارات کلیدی وزارت اطلاعات را بر عهده دارند .
در همین خصوص این اداره برای کنترل و اعمال نفوذ امور خود در از خارج کشور گاها و بعضا نیاز به استفاده از ماموران حرفه ای و رسمی خود برای پیشبرد امور دارد که گه گاه سوژه ها و یا ماموران خود را از بین نیروهای دیگر ادارات وزارت اطلاعات با هماهنگی معاونت پرسنلی انتخاب و به خارج با چندین هدف اعزام می نماید.
افشاگری ما دال بر افشای نام و چهره یکی از این ماموران وزارت اطلاعات است که خود را دکتر سید احمد شمس معرفی می کند .
این فرد که پدرش سید حسین شمس است و متولد ۱۳۰۴ در ابرده از یبلاقات شهر مشهد متولد شده و دارای ۳ همسر در دوران زندگیش بوده و یکی از همسرانش از نوادگان میزا احمد مدرس بوده که پس از مدتی قبل از انقلاب به تهران و سپس به قم و بعدا مجددا به مشهد عزیمت می نماید و در حوزه های علمیه متفاوتی دروس حوزوی داشته ولی هرگز به مقام آیت اللهی دست نیافته است تا سال ۲۰۱۲ و آن هم به کمک صفحه فیس بوک فرزندش سید احمد شمس .
سید حسین شمس فرزندی داشته بنام سید احمد شمس از همسر سوم خود که متولد ۱۳۴۹ و زاده شده در شهر مشهد است که در زمان انقلاب خمینی ۸ ساله بوده و با عزیمت مادر خود به شهر قم ایشان هم در شهر قم به تدریس عمومی مشغول می شود و تا کلاس دوم راهنمائی در قم بوده است و در سال ۱۳۶۶ جهت امور لوجستیکی به جبهه اعزام می شود برای مدت ۱۸ ماه که در پرونده پرسنلی او درج شده است.
سپس در سال ۱۳۶۸ و با اتمام جنگ با دریافت تشویق نامه رزمندگی موفق می شود پایه راهنمائی را بدون امتحان و با تقلب سیستماتیک رزمندگی بگذراند و وارد پایه تحصیلی دبیرستان شود که در سال ۱۳۷۲ موفق به دریافت دیپلم اقتصاد می گردد .
همزمان برای مدتی مشغول به تدریس دینی در حوزه های غیر رسمی دینی در قم می شود و تا پایه ای که از او بعنوان مدرس دینی نام برده شود ادامه میدهد تا اینکه بعنوان محقق و یا همان مامور تحقیقات دادگاه ویژه روحانیت بعنوان غیر کادر غیر رسمی مشغول بکار می شود و بوسیله همین پشتوانه در دانشگاه ثبت نام میکند و موفق میشود بدون حضور و بصورت غیابی نائل به دریافت لیسانس علوم اجتماعی گردد.
پس از دریافت این لیسانس و به کمک دادگاه ویژه روحانیت در پذیرش وزارت اطلاعات در استان قم پذیرفته می شود که همزمان با ورود به وزارت اطلاعات بمدت ۶ سال از سوی وزارت اطلاعات در بسیاری از ادارات دولتی و غیر دولتی فعالیت نموده است که اکثرا ادارات اجتماعی و فرهنگی می باشند تا این بار با روی کار آمدن دولت اصلاحات ماموریت جدیدی در معاونت فرهنگی وزارت اطلاعات به او محول می شود که ورود به سازمانها و نهادها و تشکلهای اصلاح طلبان و صنف های دیگر است و در همین زمانها بوده که سعی کرده است مثل گذشته با ثبت نام در دانشگاهها خود را تا مقاطع دکترا صرفا جهت جهش در پیشرفت مقام ولی در این امور موفق نمی شود بدلیل اینکه شایعات و جنگ مقامات و مدارک تحصیلی بین دولتیها و مجلیسها به اوج خود رسیده بود و همه رشته های این گونه دریافت کنندگان مدارک جعلی پنبه شد { توضیح اینکه سید احمد شمس خود را دکتر علوم سیاسی ووووو خطاب می نماید که کاملا با حقیقت فاصله زیادی دارد}
سید احمد شمس و یا همان اسم مستعار محسن معرفت پس از موفقیت در نفوذ و وارد نمودن ضربه به تشکلهای سیاسی مخالف ولایت فقیه و افشا شدن افتضاح تجاوز جنسی او به یک کارمند زن در مجلس ایران که در سال ۱۳۸۶ با شکایت خانم مرضیه افخمی مادر ژیلا افخمی به دادسرای روحانیت در تهران احضار و مورد بازجوئی قرار میگیرد و دلیل احضار ایشان به دادسرای روحانیت اظهارات شاکیان بوده که اعلان نموده بودند ایشان در چند مرحله با لباس روحانیت و با تیم محافظ وارد منزل شخصی آنان در تهرانپارس شده بوده و از نظر قانونی این گونه شکایات عملا در ایران به دادسرای ویژه روحانیت مربوط می شود .
همزمان با احضار سید احمد شمس به دادسرا و روبرو شدن با شکایت تجاوز جنسی به یک خانم بیوه جوان که تنها ۲۳ سال داشته بدون رعایت مراحل شرعی و مشخص شدن اینکه ایشان کارمند وزارت اطلاعات است و هرگز روحانی نبوده هماهنگی با هماهنگی دادسرای ویژه روحانیت و دادسرای نظامی ایشان محکوم به ازدواج با آن دختر ۲۳ ساله و پرداخت مهریه قطع دست مواجهه می شود و از وزارت اطلاعات در سال ۱۳۸۸ بعنوان منفصل خدمت بیرون رانده می شود تا اینکه ایشان در همان سال با سفر به دبی و مراجعه به سفارت آمریکا تقاضای پناهندگی می نماید و خود را یک فعال سیاسی و اجتماعی و از نوادگان آیت الله مدرس معرفی می نماید و روزها به مصاحبه در سفارت آمریکا تن میدهد که پس از دادن اطلاعات غلط و با تحقیقات سفارت آمریکا مشخص می شود ایشان کارمند وزارت اطلاعات بوده و وو
سید احمد شمس به ایران بر میگردد و برنامه ای را تدوین میکند که بتواند چند هدف را با یک تیر بزند فرار از ازدواج با مهریه سنگین و فرار از بیکاری و احتمال اخراج از وزارت اطلاعات پس از سالیان سال.
سید احمد شمس با ارسال تقاضا به معاونت پرسنلی وزارت اطلاعات از آنان تقاضا می نماید که بعنوان مامور غیر مستقیم از سوی معاونتی خارجی به خارج از کشور انتقال داده شود که بتواند گذشته خود را با وارد نمودن شکی به اپوزیسیون جبران کند که این تقاضا از طریق معاونت پرسنلی مورد قبول قرار می گیرد و ایشان بعنوان یک سوژه به اداره ۱۵ همان اداره پناهندگان وزارت اطلاعات معرفی می شود و پس از آموزشی کوتاه مدت در خصوص مقاصد و هدفها ایشان نخست به کشور سوریه برای آماده شدن و تکمیل زبان عربی خود و سپس به ترکیه انتقال داده می شود که بتواند سکوهای پیشرفت خود را اینبار خارج از کشور به معرض امتحان بگذارد .
سید احمد شمس هم اکنون در ترکیه مستقر شده است بر طبق آخرین اخبار و به تمامی سفارت ها از اسرائیل گرفته و تک تک سفارت های اروپائی رجوع نموده جهت اخذ پناهندگی و پس از عدم موفقیت در این امر بوسیله آشنائی با خانمی که مقیم کشور فرانسه بوده است و سعی در ارائه سند ازدواج با این شخص بدنبال فراهم نمودن اقامت خود در کشور فرانسه می باشد که مرور درخواست ایشان به خود بنده حمیدرضا ذاکری رسیده بود که با توجه به سوابق و خدمات ایشان و درک از عدم پشیمانی از اعمال گذشته اش گزارشات تماما بعنوان یک مامور فعلی وزارت اطلاعات بر علیه ایشان در تمامی اوراق و کشورها به قابل روئیت می باشد.
از نظر بنده این گزارش تنها و صرفا جهت هشدار به سازمانهای حقوق بشریو اجتماعی و فرهنگیو تمامی پناهندگان ایران و عرب و افغانی در کشور ترکیه می باشد که مواظب رفت و آمد خود و مراودت با این شخص باشند و از دادن هرگونه اطلاعات ریز و درشت از اصالت و خانواده خود در ایران به ایشان اجتناب ورزند چونکه ایشان دال بر اسناد و شواهد مستحکم موجود کماکان مامور وزارت اطلاعات جمهوری اسلامی ایران می باشد و در مسیر و اهداف وزارت اطلاعات ایران قدم و قلم بر میدارد و سخن می راند.
اطلاعات تکمیلی و مورد نیاز در خصوص ایشان به ادارات پناهندگان سازمان ملل جهت شناخت هویت اصلی ایشان ارسال شده است .
در اين رابطه يكي از پناهندگان مي نويسد:
هموطنان محترم
چندی قبل همسرم ( که همچنانکه قبلا نوشته ام مبتلا به بیماری M.S است ) در پی تلاش برای یافتن راهی برای تامین بخشی از هزینه های درمانی مربوطه در دوران پناهندگی , بدون اطلاع و هماهنگی با من پس از معرفی یک وب سایت ناشناخته توسط یکی از دوستان خود با نشانی اینترنتی زیر مکاتبه و درخواست کمک مالی کرد :
iranrefugees
نام وب سایت فوق بزبان فارسی نیز در اینترنت «خانه پناهندگان ایرانی» است . مسوول وب سایت نیز که خود را » دکتر احمد شمس » معرفی می کرد در پاسخ و طی یک ای-میل از ایشان خواسته بود که یک فرم کامل را در مورد اطلاعات مرتبط با کیس پناهندگی تکمیل و از طریق ای- میل ارسال کند. خوشبختانه همسر من اینقدر بی فکر نبود که این کار را هم بدون نظر خواهی و همفکری با من انجام دهد. من هم نخست ای- میل ارسالی ایشان را خواندم. نوع نگارش بکاررفته توسط ایشان برای من تردیدی باقی نگذاشت که ایشان هر سمت و مدرکی داشته باشند قطعا مدرک دکترا ندارند. سپس وارد وب سایت شده و اساسنامه و چارت تشکیلاتی آن را مطالعه کردم. در وب سایت تاکید شده بود که وب سایت با همیاری و پشتیبانی تعدادی از فعالان حقوق بشری و مخالفان حکومت فعلی ایران اداره میشود ولی حتی یک نام نیز بجز البته نام خود ایشان در میان این افراد دیده نمی شد. از آنجا که فعالان شناخته شده حقوق بشری ایرانی مقیم خارج از ایران برای افشای نام خود منعی ندارند بنابراین می توان نتیجه گرفت که حتی یک فعال حقوق بشری یا فعال سیاسی شناخته شده مقیم خارج از ایران با شخص نامبرده همکاری ندارد.
در میان اهداف وب سایت بیش از هر چیز بر کمک رسانی مالی به پناهندگان تاکید شده است و حتی خدماتی مانند یافتن کار برای پناهندگان را بعنوان یکی از خدمات وب سایت ذکر کرده است یعنی مسایلی که برای پناهندگان بدون پشتیبان در ترکیه جذاب است و موجب جلب توجه آنها میشود.
در مکاتباتی که با برخی از وب سایت های شناخته شده حقوق بشری انجام دادم هیچیک از وب سایت های مذکور این شخص را مورد تایید قرار نداد و او را فردی مشکوک و غیر قابل اعتماد معرفی کردند.
البته ترس نابجا و احتیاط بیش از حد نباید باعث محرومیت پناهندگان از خدمات نهادها و سازمانهای شناخته شده حقوق بشری حمایت از پناهندگان شود ولی در عین حال از درخواست هر نوع خدمات اعم از کمک های مالی یا مشاوره حقوقی در مورد کیس پناهندگی و قرار دادن اطلاعات شخصی خود در اختیار نهادها و اشخاص مشکوک از جمله این شخص که بدون روشن بودن سوابق خود اطلاعات شخصی شما را درخواست می کنند خودداری کنید.
ضمنا نویسنده این پست اگر اطلاعات تکمیلی در مورد این شخص و فعالیتهای او دارند مساله را حتی الامکان با ذکر منبع معتبر هم در اینجا هم به نهادها و سازمانهای مدافع حقوق پناهندگان اعلام کنند.
http://www.bipanah.com/Forum/viewtopic.php?p=8750#8750

