خبردردناک است مردی،پدری و انسانی از سر درد و از سر شرمندگی خود را به آتش میکشد،زیر این خبر کامنتهای بسیاری گذاشته شده بود که بیشتر به راست یا دروغ بودن خبر پرداخته بودند،انگار که تاکنون اینگونه فجایع در کشور زیر سلطه آخوندها اتفاق نیفتاده،مادامی که این حکومت جهل و خرافه بر سر کار است درد و رنج مردم مظلوم و ستم کشیده ایران را تمامی نیست،فقر و فاقه و در و رنجی که با روی کار آمدن دیکتاتوری آخوندی دامنگیر بیش از ۹۰ درصد خانوادههای ایرانی شد.
به هر حال ادمین این صفحه جواب زیبایی در زیر و در پاسخ به کسانی که خبر را دروغ میپنداشتند نوشته که که گویا و کامل کننده خبر میباشد،به رسم امانت تغییری در واژهها نداده و آنرا به همان صورتی که نگاشته میآوریم:
«در خیابانها که گذر میکنی,فرقی نمیکنه که کدوم شهر باشه کلان شهر و یا شهری کوچک، بچه هایی که سر چهار راهها با لباس کم و دستای یخ زده فال و گل و … می فروشن پیرزن و پیر مردی که الان بعد عمری کار وقت استراحتشونه و باید بیمه های مالی و درمانی شامل حالشون باشه التماست می کنند برای ۱۰۰ تومن ,باباهایی که از سر اینکه از کار اخراجشون کردن با یه چرخ دستی تو خیابونها تا کمر خم شدند تو سطل زباله که شاید پلاستیکی شاید کارتونی ,پول نون شب بچه هاش بشه زنی که کنار خیابون ایستاده و منتظره که تنشو بفروشه که شاید از دست صاحب خونه که برای اجاره هر شب مزاحمش می شه خلاص بشه جوونایی که روزی عزیزمامان و باباشون بودن الان از اعتیاد کف خیابون افتادند,مردمی که برای یه لقمه نون دائم دائم با هم سر جنگ دارن و دائم دائم دارند می دوند اما بازم هشتشون گرو نه شون هست و … و اگر برحسب اتفاق از کنار دفتر رئیس جمهوری و مجلس رد شده باشید، کارگرها و معلمهایی رو میبینید که جمع شدند و رو پلاکارد نوشتن ما گرسنه ایم ما 10 ماه حقوق نگرفتیم آقای رئیس جمهور شما چی؟ …
دو سال پیش بود که کارگری در حیاط کارخانه خود را حلق آویز کرد که همکارانش نجاتش دادند اما بعد قطع نخاع شد می دونید دلیل اینکارش چی بود؟ مدتها بود که حقوق نگرفته بود با اینکه هر روز کار می کرد و مدتها بود که تو خونشون برنج نداشتن پسرش که تو کنکور قبول می شه و صبح خبرشو می گیره به مامانش می گه ای کاش برا امشب کمی برنج داشتیم که یه پلویی درست می کردی و امشبو جشن می گرفتیم برا دانشگاه قبول شدنم و مادرش از همسایه شون کمی برنج قرض می کنه و شب که مرد متوجه این موضوع می شه از اینکه نتونسته برای بچه هاش حتی یه پلوی خالی فراهم کنه صبح تو حیات کارخونه خودشو حلق آویز می کنه…..»
نمونههایی را که در بالا ذکر شد بخش کوچکی از ستمی است که بر مردم نجیب و مظلوم ما شبانه روز میرود و اگر که بخواهیم برگی از ظلمها و دردهای مردممان را به رشته تحریر در آوریم مطمئنا طوماری که پایانی بر آن متصور نیست خواهیم داشت؛نمونه دیگر آن خودسوزی پدری دیگر از سرِ درد است که در ابتدا به آن اشاره شد هر چند که خبر قدیمی است اما این درد همیشه تازه است:
یک مرد ۴۲ساله در شيلات بندر انزلی روز شنبه۲۸ بهمن در اعتراض به پرداخت نشدن يک سال حقوق عقب افتاده، در مقابل چشمان مردم خود را به آتش کشيد.
این خبر حتی در رسانهها نیز انتشار پیدا نکرد و خبرگزاریهای حکومتی به راحتی از کنار این خبر دردناک گذشتند.
تا این حکومت بر سر قدرت است شام تیره مردم را پایانی نیست،تنها با سرنگونی آن و آمدن حکومتی مردمی شاهد آزادی و آبادی ایران خواهیم بود.دور نیست روزی که آتش خشم مردم تار و پود این رژیم ضد بشری را بسوزاند.
مرگ بر اصل ولایت فقیه و سرنگون باد حکومت جهل و خرافه
برگرفته از یک صفحه فیسبوکی

