در ایران به دلیل عدم وجود زیرساختهای لازم، عدم آموزش معلمان و تحمیل بار مالی به خانوادهها، طرحی تبلیغاتی قلمداد میشود که بیشتر به «شوخی» شبیه است. محمدرضا نیکنژاد، عضو انجمن صنفی معلمان، این طرح را «کاریکاتور گونه، طنز و یک شوخی» میداند. به اعتقاد او «هیچ یک از مولفههای واقعی هوشمندشدن در مدارس هوشمند وجود ندارد».به گزارش خبرگزاری دویچه وله, حمیدرضا حاجیبابایی، وزیر آموزش و پرورش جمهوری اسلامی، دیماه ۱۳۹۱ از «هوشمندسازی موفقیتآمیز ۳۰ هزار مدرسه» خبر داد. محمدرضا نیکنژاد چندی پیش گفت: «به عنوان نمونه در مدرسه ما که هوشمند معرفی شده است، از ۱۹ کلاس تنها در یکی از آنها ویدیو-پروژکتور با یک کامپیوتر قدیمی گذاشتهاند و با این امکانات میگویند که نه یک کلاس بلکه یک مدرسه هوشمند شده است!»سختافزار لازم برای هوشمندسازی هر کلاس درس بین ۷ تا ۱۰ میلیون تومان هزینه دارد. اگر هدف هوشمندسازی همه کلاسها باشد، باید این هزینه را در تعداد کلاسهای درس کل کشور ضرب کرد. به این مبلغ باید هزینه نرمافزارهای آموزشی، زیرساخت اتصال مدارس به مجتمعهای آموزشی، آموزش معلمان، استخدام کادر فنی و … را هم افزود.یکی از روزنامههای حکومتی چندی پیش مقایسه تأملبرانگیزی در مورد بودجه آموزشی ایران، کشور فقیر کوبا و کشور توسعهیافته ژاپن منتشر کرد. بر این اساس، کوبا در سال ۲۰۱۰ دوازده درصد از تولید ناخالص ملی خود را صرف آموزش کرده که بیش از دو برابر متوسط جهانی است. در همین سال بودجه آموزشی ژاپن ۲۲ برابر بودجه آموزشی ایران بوده است.اما بودجه اندک آموزش و پرورش ایران، فقط کفاف این را میدهد که اتاقی را تبدیل به کلاس کنیم و ۳۰ -۴۰ دانش آموز را روی نیمکتهای چوبی بنشانیم و معلمی آموزش ندیده، بیانگیزه و فقیر را سرکلاس بفرستیم.
برخی از منتقدان این طرح ,ساختمان بسیاری از مدارس در ایران، حتی در بسیاری از نقاط پایتخت، را برای دانشآموزان ایمن نمیدانند. در این میان این پرسش به ذهن خطور میکند که در صورت وجود منابع مالی برای تحقق طرحی چنین پرهزینه، آیا باید رایانه و ویدئو-پروژکتور و تختههای دیجیتال به کلاسها آورد یا دیوارها را مقاوم کرد و بخاریهای نفتی را از کلاسها بیرون برد؟

