چندی پیش رسانههای حکومتی خبر «پیشنهادات بیشرمانه» بازجوها و مسئولان قضایی را به خانواده های زندانیان سیاسی منتشر کردند.
«احسان مهرابی»، روزنامهنگاری که به مدت یکسال در بند ٣۵٠ اوین زندانی بود، در گزارشی به روایت وقایع اتفاق افتاده پیرامون پیشنهادهای مسوولان به خانوادههای زندانی نوشته است: «اگر کار خانوادههای زندانیان به قضاتی چون مقیسه و صلواتی بیافتد تازه اول ماجراست. اگر زن باشند تشویق به طلاق گرفتن میشوند و اگر مرد باشند قیافه این قضات تا آخر عمر در ذهنشان میماند. وقتی با خندههای خود میگویند: “تنها نمان، ما برای گرفتن همسر دوم مجوز قانونی میدهیم”.
«مهدی محمودیان»، روزنامهنگار و از افشاکنندگان وقایع «کهریزک» در نامهای خطاب به خامنهای نوشت: «بازجویان با همسران جوان برخی زندانیان به دفعات تماس میگیرند تا جایی که آنها مجبور شدهاند گوشیهای موبایل خود را خاموش یا تعویض کنند».
به روایت رادیو کوچه،پروین غفارخانی یکی از این زنان است که برای شکایت از مزاحم تلفنی سر و کارش به این اراذل و اوباش افتادودر ادامه فشارها خود را به آتش کشید.
خانم غفارخانی، معاون سابق دانشجویی دانشگاه آزاد اسلامی واحد علوم پزشکی که شعر میگفت و مینوشت، پس از مراجعه به دادسرای خیابان خارک برای شکایت از مزاحم تلفنی با پیشنهاد قاضی خاکپور روبرو شده و پس از رد آن، به اتهام «توهین به رهبری» راهی زندان شد.
داروهای بیماری «ام اس» در اختیارش قرار نگرفت و خانوادهاش پس از ارائه وثیقه ۵٠ میلیونی، وی را با ویلچر از اوین راهی منزل کردند. پروین باز هم به دادسرا مراجعه کرد تا شاید بتواند وثیقه را پس بگیرد اما جوابها منفی بودند و پیشنهادها مثبت!
حس ناتوانی در مقابله با یک قاضی دست نشانده رژیم، باعث عملی کردن تهدیدها توسط پروین شد. بنزین، کبریت و بعد آتش.
پروین پس از خودسوزی میگوید: «حالم خیلی بد است. دارم خفه میشم.
گفتم خودم را آتش میزنم. خاکپور گفت: بزن»
سروان حفاظت اطلاعات، امروز نامهای بسیاری چون انواری، صلواتی یا خاکپور دارد.
پیشنهادهای بیشرمانه و تنهای سوخته

