10017_166270630199851_239171762_n

باز هم نقطه‌ای دیگر از ایران را زلزله آمد. زلزله پس از آنکه در آذربایجان غوغایی بر پا کرد و داغی جاودانه بر جا گذاشت، این بار «بوشهر» و سواحل نیلگون خلیج همیشگی فارس را برای فرود آمدن ترجیح داد.معلوم نیست برای چه زلزله سراغ کسانی می‌رود که فقط به زمین خدمت می‌کنند، کسانی که نه دل زمین را شکافته‌اند و دل و روده‌اش را انداخته‌اند بیرون، نه سرش را بریده‌اند و کوه‌های سر به فلک کشیده‌اش را با خاک یکسان کرده‌اند و نه درختانش را بریده‌اند و سرش را بی‌مو گذاشته‌اند، بلکه فقط به زمین و خاکش خدمت کرده‌اند. روی زمین کشاورزی می‌کنند و دام‌هایشان را چرانند که خود این کار‌ها همچون نوازش است برای زمین. آن‌ها تا جایی هم که توانسته‌اند روی زمین درخت کاشته‌اند و بر زخم‌هایش مرهم نهاده‌اند اما معلوم نیست برای چه باید مقهور قهر زمین و زلزله‌اش شوند
شاید جان کلام را پدر زلزله ایران پرفسور بهرام عکاشه گفته باشد که؛« زلزله 6 ریشتری در هیچ کجای دنیا کشته نمی دهد به جز ایران». پس این به آن معناست که جایی از کار ما ایراد دارد
گشتی در شهر زلزله زده «شنبه» که بزنی دستت می آید که چه کرده است این زلزله در اینجا و چه بر سر مردم آورده. اما غیر از زلزله مدیریت ضعیف در سازماندهی کمک‌ها به زلزله زدگان مساله‌ای است که بیشتر مردم شنبه که با آن‌ها گفت‌و‌گو کردیم از آن شکایت داشتند. امکانات و کمک‌ها از همه جا می‌رسید با پارچه نوشته‌هایی که معرف فرستادگانش بود و نشان از آن داشت که آن‌ها این کمک‌ها را را برای اظهار همدردیشان با زلزله زدگان و سهیم بودن در کمک به آن‌ها برایشان فرستاده بودند
یکی از شهروندان که در چادری متعلق به هلال احمر به همراه خانواده‌اش پس از زلزله زندگی می‌کند، به شدت از توزیع ناعادلانه و آشفته کمک‌ها ناله می‌کرد. مرد این خانواده که خانه‌شان به طور کامل با خاک یکسان شده بود و با مراکز گردآوری و توزیع کمک‌ها فاصله چندانی نداشت از این مساله شکایت داشت که مدیریت کمک‌ها و توزیع آن‌ها بین زلزله زدگان با مشکل اساسی مواجه است و برخلاف وی، کسانی‌ها که در میان توزیع کنندگان آشناهایی یا دوستانی دارند از امکانات و کمک‌های بیشتر و بهتری بهره مندند می‌شوند. این شهروند همچنین از این شکایت داشت که هیچ کس برای حل توزیع ناعادلانه کمک‌ها پاسخگو نیست. دیدن اوضاع و احوال وی و خانواده‌اش نیز گویای سخنانش بود. نظیر همین سخنان را برخی دیگر از زلزله زدگان در شنبه به ما زدند. اگر چه این نخستین بار نیست که در نقطه‌ای از ایران زلزله می‌آید ولی عجیب آن است که هنوز ما نتوانسته‌ایم پس از وقوع آن برای سازماندهی کمک‌ها و برطرف کردن برخی مشکلات چاره‌ای اساسی بیندیشیم…
مناطق زلزله زده بوشهر دقیقا برخلاف مناطق زلزله زده اذربایجان که با مشکل سرما مواجه بودند، در اینجا با مشکل گرما رویارو هستند. مشکلی که خود مشکلات چندی را به دنبال خودش همیشه می‌کشاند. در اینجا هوا به قدری گرم است که بسیاری از مردم ترجیح می‌دهند به جای چادر از سایه‌بان، یا سایه درختان روز خود را به شب برسانند. اگرچه این را نیز باید گفت که ما اکنون در اواخر ماه نخست بهار هستیم و گرمای اصلی هنوز خودش را نشان نداده است. برخی از خانواده‌ها هم توانسته‌اند کولری که شاید تنها باقی مانده دارایی‌هاشان است یا آنکه به لطف یکی از نزدیکان به آن دست یافته‌اند را راه بیندازند و چادر را اندکی خنک کنند. خطرات عقرب و دیگر خزندگان وحشرات را نیز نباید فراموش کرد که ممکن است از این به هم ریختگی و ویرانی حداکثر استفاده را برای رسیدن به اهداف شوم خود مغتنم بشمارند. آب خنک و یخ در مناطق گرم نقشی اسای بازی می‌کند، شهروندی از دیر رسیدن یخ توسط کسانی که کار کمک رسانی به مردم زلزله زده داشتند، سخن می‌گفت
در جایی از شهر با مردی که سر و رویش گلی بود و زار زار اشک می‌ریخت سخن گفتیم او می‌گفت که همه چیزش تمام خانه‌اش، تمام دارایی‌اش و تمام هستی را از دست داده است. منظور این شهروند شنبه‌ای خانه و اثاثیه‌اش نبود بلکه همسرش، کودک هشت ماهه‌اش و کودکی دیگر که در شکم همسرش بود و انتظار آمدنش را می‌کشید. آیا برای کسی که همه هستی‌اش را از دست داده است بهترین مرهم این نیست که سقفی برایش ساخته شود تا شاید مرهم کوچکی شود بر این درد جانکاه. مردی که حضور ما را به عنوان خبرنگار و گپ دوستانه و تسلیت را به دیده منت پذیرفت و از اینکه چند دقیقه‌ای به درد دلش گوش دادیم از صمیم قلب سپاسگزاری کرد.
همچنین بسیاری از شهروندان از شهرهای همجوار مناطق زلزله زده و حتی از شهرهای دیگر استان‌ها بدون آنکه روی خودرو‌هایشان پارچه نوشته‌ای نصب بکنند که نشان دهد از کجا آمده‌اند، برای کمک رسانی به زلزله زدگان آمده بودند.
ولی بیاید انصاف داشته باشیم. مایی که می دانیم کشورمان در کمربند زلزله است و شتری است که در منزل همه ما ایرانیان خوابیده پس چرا کاری نمی کنیم که غافلگیرمان نکند؟
.گزارشی از یک عکاس وخبرنگار بوشهر