فيگارو: زنان عليه بنيادگرايی، کتابی از مريم رجوی،
روزنامه فرانسوی فيگارو – 9آوريل 2013:
– پرفسور اريتيه: ارج گذاری بر مبارزه زنان ايرانی، يک تجربه انسانی خيره کننده که بايستی آن را نظاره کنيم، تحسين کنيم و حمايت کنيم.
بخشهايی از پيشگفتار پروفسور فرانسواز اريتيه بر کتاب زنان عليه بنيادگرايی:
مريم رجوی به عنوان يک زن سياستمدار اين اثر- «زنان عليه بنيادگرايی» – را نوشته و در آن مبانی کارزار خود را بيان می کند.
رئيس جمهور منتخب شورای ملی مقاومت ايران که در فرانسه مستقر است، درگير نبرد با کينه توزی خشمگينانه رژيم حاکم بر ايران است که بر پايه بنيادگرايی اسلامی قدرت خود را سرپا نگه داشته است.
او همچنين به موضوعات مربوط به روابط و همخوانيهای اسلام و دموکراسی می پردازد که ما می دانيم، چقدر موضوع بحثها و مناقشات امروزی است… ..
سرکوب زنان برای حفظ ديکتاتوری مذهبی ضروری است. بنابراين، مريم رجوی پادزهر ضروری برای مقابله با اين شرارت حيرت آور را در «قدرت فراموش شده» زنان باز می يابد و بر آن است که برای شکست اين فرهنگ بنيادگرا و مخرب، زنان نه فقط بايد دريابند که «در نوک پيکان اين نبرد هستند»، بلکه آنها به طور داوطلبانه بايد رهبری اين نبرد را برعهده بگيرند… ..
از نظر مريم رجوی، اسلام مورد ادعای بنيادگرايان صريحاً به متون اصيل اسلامی خيانت می کند.
نويسنده کتاب زنان عليه بنياد گرايی، بسيار شجاعانه و بسيار به جا، افشا می کند که قرآنی که در قرن هفتم ميلادی نازل شده است، يک تحول مثبت در شرايط اقتصادی و اجتماعی زنان ايجاد کرد و می گويد هم چنان که در سوره حجرات آمده است: انسانها صرفنظر از تفاوت جنسی و اصل و نسب شان، برابر هستند…
او با قدرت می گويد که چگونه می توان مدعی رهايی شد، وقتيکه در منطق بنيادگرايان «انسانيت نيمی از انسانها» مورد شک قرار می گيرد؟
مريم رجوی يک تابلو قابل فهم از ديدگاه بنيادگرايانه ترسيم می کند که در آن ارزش مطلق بر اساس رفتار جنسی افراد است و در اين منطق زنان به عنوان منشأ گناه و شر تلقی می شوند… . در منطق بنيادگرايان، گناه جنسی بهانه توجيه ماهوی تمامی اشکال سرکوب است…
مريم رجوی شرايط زنان در ايران را از سال 1909 و قدمت مبارزات انجمنهای زنان تا قبل از سرکوب خونين ملايان که (بيش از 120000 اعدام شامل دهها هزار زن) بر جای گذاشته و همچنين تجربه مقاومت ايران را که رودرروی سرکوب و تحقير آخوندها، زنان را در خط مقدم مبارزه قرار می دهد، بررسی کرده است.
از نظر او، مبارزه بايد در دو جبهه پيش برود: هم عليه قدرت مذهبی حاکم، و هم عليه هر گونه رويکرد مردسالاری که زنان را درجه دوم ببيند و حذف کند…
اين اثر يک تجربه انسانی خيره کننده است که بايستی آن را نظاره کنيم، تحسين کنيم و حمايت کنيم. و حتی بايد از آن الهام بگيريم، چرا که ظاهر دموکراتيک و لائيک (نظامهای حاضر)، اين سنگ بنای اساسی قدرت سياسی را، يعنی سلطه بر روی جسم زن و پنهان کردن تواناييهای زنان و حذف آنها به دليل اصل «رقابت برای قدرت»، تا کنون پنهان کرده و پوشانده است.
در يک زمينه کمی متفاوت اما با جوششی که همه ما آن را احساس می کنيم، مريم رجوی شرايط مقاومين ايرانی در شهر اشرف در عراق را نيز ارائه می کند، کسانی که توافقات بين دو حکومت ايران و عراق و رها کردن حفاظت بين المللی، آنها را تحت فشارها و شکنجه هايی نظير پخش فريادهای کينه توزانه از صدها بلندگو قرار داده و يک بی خانمانسازی اجباری و انتقال به بدترين شرايط در کمپی که به طور شومی نامش را ليبرتی گذاشته اند، به آنها تحميل شده است. انتقال به صحرايی بدون آب کافی، بدون حفاظت بهداشتی و بدون هيچ گونه ترتيبات ضروری، و در ميان سکوت کر کننده سازمان ملل… .
در آنجا هم، زنان، بازوی مسلح مبارزه هستند.
فرانسواز اريتيه

