934849_172739622886285_1075852847_n

.معضل کار کودکان و قاچاق انسان یک مشکل جدی و اساسی در ایران است غالبا دولت ایران عامل و مسئول این جنایات و حشتناک شناخته می شود.

درخاورمیانه موارد و نمونهای متفاوت بسیارزیادی ازمعضلات و مشکلات حقوق بشری یافت می شود. اما یکی از مواردی که کمتر به آن پرداخته شده وبندرت از آن صحبتی به میان میاید معضل و مشکل کودکان کار است
در تمامی خاورمیانه همانند اکثر نقاط دنیا مسئله کار کودکان مسئله ای بسیار حیاتی و مهم است. استثمارو قاچاق کودکان عامل اصلی ضربه به زیر بنای ساختار اجتماعی دراین .مناطق محسوب می شود
معضل قاچاق انسان و کودکان کار در ایران بسرعت رو به گسترش است.
چرا که طبق گزارشات مدون شده امروز، ایران یکی از متخلفین درجه اول در مورد حقوق انسانی کودکان در جهان است. دولت ایران اقدامات بسیار جزئی برای حل این مشکل انجام داده و در حقیقت خودش یکی از ناقضین قوانین قاچاق انسان و بهره کشی از کودکان است
نان درآوردن کودکان در ایران پیشنه تاریخی دارد خصوصا در خانواده هایی که دارای چند فرزند می باشند؛ آنها به عنوان منبع درآمد برای خانواده به حساب می آیند. قانون کار کودکان در ایران امروز وعدم حضور گروههای حامی حقوق کودکان باعث ایجاد شرایط مساعدی برای آزار و اذیت و سوء استفاده همه جانبه از آنها شده است.

طبق آمارهای جدید نزدیک به 3 میلیون و یا به عبارتی 22% از کودکان زیر 18 سال ترک تحصیل کرده اند. حداقل نصف این تعداد از کودکان (1.5 میلیون ) به کار مشغول هستند. این روند نه تنها مانع رشد تحصیلی این کودکان شده بلکه باعث فقر و بی توجهی نسبت به آنهانیز می باشد که در نتیجه میلیونها کودک اسیر وجامعه ای آسیب دیده برای نسلهای بعد به جای خواهد گذاشت.

بر اساس گفته علی اکبر اسماعیل پور مدافع حقوق کودکان مسئله کودکان کار بسیار فاجعه آمیزتر از آمارهای داده شده است. طبق گفته اسماعیل پوربه آژانس کار در ایران؛ دولت ایران نتوانسته اطلاعت دقیقی در مورد تعداد کودکانی که در کارگاهها کار می کنند ارائه دهد.

” تنها آماری که دردسترس است آماربچه های خیابانی است؛ چرا که آنها بوضوح در جامعه دیده میشوند. اما این هم تصویر دقیقی بدست نمی دهد.”

اسماعیل پور متذکر می شود که بر اساس مصوبه مجلس ششم کارگاههایی که کمتر از 10 کارگردارند مشمول قانون کار نمی شوند.” به همین دلیل وزارت کار هیچ مسئولیتی را در این رابطه بعهده نمی گیرد.”

طبق مصوبات قانون اساسی ایران، کار کودکان زیر سن 15 سال ممنوع است، اما این مصوبات راه گریز برای بهره کشی از کودکان را بازگذاشته است. بنا به گفته مهسا کیال رئیس موسسه حقوق کودکان از گروه حقوق بشر “این قانون یک مشکل اساسی دارد:که کارگاه های خانگی را شامل نمی شود؛ بدین صورت که کودکان در منازل و کارگاههای محلی به کار گرفته می شوند بدون آن که در صورت تخلف امکان پیگرد قانونی برای صاحبان این کارگاهها وجود داشته باشد.”

کودکان پنهان

جدیدترین آمار نشان میدهد که درایران 200,000 کودک خیابانی وجود دارند. حداقل نیمی ازاین کودکان، پناهندگان افغانی هستند. مشکل کودکان خیابانی در اغلب شهرهای مهم ایران همانند تهران، اصفهان، مشهد و شیراز بصورت گسترده قابل روئیت است. بیشترآنها کودکانی هستند که از شرایط دشوار و آزارواذیت خانواده فراری شده اند. ومابقی کودکان پناهنده افغانی هستند که در تلاش برای زنده ماندن به خیابان پناه می برند.

در مقاله ای از جانب انستیتو جنگ و صلح در مارچ 2011 اشاره شده که بچه های افغان که از خیابانها توسط ماموران امنیتی ایرانی جمع شده بودند به کشورشان باز گردانده شده اند. بعضی از این بچه ها هرگز در افغانستان نبوده اند و بدون اطلاع والدینشان که درایران زندگی میکنند به افغانستان پس فرستاده شده اند.

بر اساس گزارش موسسه صلح و جنگ : ” این کودکان در مدتی که درکمپ ترانزیت برای پس فرستاده شدن نگهداری می شوند مجبور به کار کردن شده و به آنها غذانیزداده نمی شود. آنها همچنین در محل بزرگسالان نگهداری میشوند که این مسئله کودکان را درمعرض خطربیشتری قرار میدهد.”

عبدالمجید 12 ساله یکی از این کودکانی است که قربانی سیاست ضد انسانی دولت ایران شده است. او در یک گفتگو در کمپ انصاردر استان هرات گفت: ” پلیس(ایران) مرا کتک زده”و همچنین افزود: ” آنها از من پرسیدند آیا با گروههای خلاف کارهمراه بوده ای؟ من قسم خوردم که نه .ولی بعد از هشت روز آنها مرا به افغانستان فرستادند.”

عبدالمجید تنها و بدون اطلاع خانواده اش که در ایران زندگی می کنند به افغانستان فرستاده شد. او میگوید: ” من هر شب خواب می بینم که والدین و خواهران و برادرانم در جستجوی من هستند و هر روز صبح گریان از خواب بیدار می شوم.”

ایران: مرکز قاچاق انسان

گرچه تعدادی از این کودکان ممکن است با زندگی درخیابان زنده بمانند و یا ازموسسات خیریه کمکی دریافت کنند اما اکثرشان به دامهای غلط می افتند. ایران یکی از چهارراههای مهم قاچاق انسان است که درکارخود فروشی، مواد مخدر و کار اجباری دخالت دارد. شعبه مواد مخدر و جنایت سازمان ملل متحد درگزارش چهارچوب برنامه استراتژی برای ایران برای سالهای 2006 تا 2008 این نکته را متذکرشده است که قاچاق انسان در ایران در حال رشد می باشد.

ایران مرکز تبادل انسان میان کشورهای پاکستان و افغانستان و شیخ نشینان خلیج است.

بر اساس گزارشات سازمان ملل قاچاق انسان در ایران خطرات کمتری از قاچاق مواد مخدردارد ودر قوانین دولت ایران جرم کمتری محسوب میشود.به همین دلیل “این کارجذابیت بیشتری درمقایسه با قاچاق مواد مخدربرای قاچاقچیان منطقه دارد.” ( مرجع: صفحه 4 سازمان ملل،مواد مخدر و جنایت، گزارش ایران )

وزارت خارجه آمریکا در گزارش ” قاچاق انسان در سال 2012″ ایران را به عنوان منبع ، مرکزو محل عبور قاچاق انسان و کار اجباری اعلام کرده است. در حقیقت ایران در رتبه سوم قاچاق انسان در جهان جای گرفته است. این عنوان به کشورهایی داده شده ” که دولت آنها در مورد حل قاچاق انسان هیچگونه همکاری برای بهبود ویا رعایت حداقلها در این ضمینه انجام نداده و سعی در تصحیح آن هم نکرده اند”. این گزارش تاکید می کند که مهاجرین کشورهای پاکستان، بنگلادش و عراق ناچاراز عبوراز ایران میشوند و ” درنتیجه در معرض خطراتی از قبیل وادارشدن به کار اجباری ،محدودیت تردد ،محرومیت از حقوق مالی و فردی و سوءاستفاده جنسی قرار میگیرند.”

همدستی و شریک جرم بودن مقامات دولتی

حکومت ایران مدعی تلاش برای متوقف کردن قاچاق کودکان و کار اجباری آنها می باشد، در حالی که حقایق تصویر کاملا متفاوتی را نشان میدهد. در موارد بسیار زیادی به وضوح نشان داده شده که اغلب این افراد وشخصیتهای حکومتی هستند که ابتدائی ترین قوانین حقوق کودکان ایران را نقض می کنند.

طبق گزارش وزارت خارجه آمریکا در سال 2012 گروههای خلاف کار با همکاری مقامات حکومتی نقش مهمی در قاچاق انسان بعهده داشته اند. و “گزارشات تایید نشده ای وجود دارد که روحانیان و مقامات اداره مهاجرت در قاچاق انسان دست دارند”. این گزارش همچنین نقش ویژه مقامات دولتی که با همدستی و بی تفاوتی خود باعث ایجاد شرایط مساعدتری برای قاچاق زنان و کودکان در ایران می شوند ؛را برجسته می سازد.

“مقامات دولتی درایران حتی حداقلهای قانونی برای جلوگیری و متوقف کردن قاچاق انسان را رعایت نمی کنند وهیچ تلاشی برای پایان دادن به این کارها صورت نداده اند.آنها هیچگونه اطلاعاتی را برضد قاچاق انسان به جامعه بین المللی ارائه نکرده اند تا کمکی به محدود کردن و یا متوقف نمودن آن کرده باشند. گزارشات دریافت شده از سازمانهای غیر دولتی، خبرگزاریها، مجامع بین المللی ودیگر دولتها به وضوح بیانگر عدم همکاری رژیم ایران برای حل این مشکل بسیارعظیم می باشد.بنا به همین دلایل است که ایران برای هفتمین سال متوالی دررده سوم قاچاق انسان قرارگرفته است.”

براساس گزارشات ارائه شده رژیم ایران؛ قربانیان قاچاق را که مورد بهره کشی جنسی قرار گرفته اند به محاکمه کشانده وآنانرا به عنوان متخلفین مجازات می کند. درحالی که آنهاخود قربانیان مستقیم این فاجعه غیرانسانی بوده اند.

گزارشات منتشر شده مستمرا حاکی ازرویاروئی و مقابله سیاست و مشی دولت ایران باقوانین وحقوق بین المللی می باشد. اعتراض ایران به قوانین جامعه بین المللی به خوبی بیانگر نقض مستمر حقوق کودکان و همدستی مسئولین دولتی در قاچاق انسان در این کشور است.

هرچند ایران به ظاهر پیمان نامه حقوق کودک را امضا کرده و تعهد به اجرای آن داده است، اما سیاست و مشی عملی آن کاملا متضاد با اصول اساسی این پیمان می باشد.

اصل 20 این پیمان درحمایت از کودکانی است که والدین آنها توان سرپرستی و نگهداری از آنها را ندارند. این کودکان حق دارند به کسانی که توان مراقبت و سرپرستی آنها را بدون هیچگونه تبعیض قومی، نژادی ،مذهبی و فرهنگی دارند سپرده شوند تا از حقوق اولیه خود بهره مند شوند.

اصل 22 این پیمان تاکید می کندکه ” کودکان پناهنده دارای حق و حفاظت ویژه هستند” ( در صورتی که بزور مجبور به ترک خانه و کشورشان وزندگی در کشور ثالث شده باشند) همچنین همه حقوق در نظر گرفته شده در این پیمان نیز شامل حال آنها می شود.

اصل 32 این پیمان از دولتها می خواهد که از کار کردن بچه ها در شرایطی که به سلامت وتحصیلاتشان لطمه وارد شود جلوگیری بعمل آورند. و همچنین تاکید می کند” کار کودکان نباید باعث لطمه واردکردن به هیچ یک از حقوق آنها به طور خاص حق تحصیل، استراحت و بازی آنها شود.”

اصل 34 این پیمان از دولتها می خواهد که از سوء استفاده جنسی و آزار و اذیت کودکان جلوگیری کنند.

اصل 35 این پیمان از دولتها می خواهد که با تمامی توان خود مانع دزدیدن،گروگان گرفتن و خرید و فروش کودکان بشوند.

ایران جزو گروه “پروتکل 2000 قاچاق “ سازمان ملل نیست. این پروتکل قراردادبین المللی مهمی است که تمام تلاش آن پیشگیری و ممانعت ازقاچاق انسان است.

بدون شک گناه اصلی قاچاق کودکان در ایران راباید به عهده دولت ایران دانست. دولت نه تنها نمی خواهد از این فاجعه جلوگیری کند بلکه به علت سیستم فاسد خود توانایی انجام آنرا نیزندارد. بدون دلیل نیست که در تمامی دنیا ایران تنها کشوری است که اعدام نوجوانان درآن رواج دارد.

کودکان ایران حق دارند در مقابل بهره کشی و خرید و فروش؛ حفاظت و حمایت شوند وازامکانات دسترسی به تحصیل وحمایتهای اجتماعی برخوردار باشند. جامعه جهانی باید برای حفظ وایجاد امنیت این قشر مظلوم و فراموش شده وپنهان درایران اقدامات جدی بعمل آورد.

.حمید یزدان پناه معاون ویکی از موسسین سازمان غیردولتی نیو
.انتشار: نیر ایست آبزرواتوری