مقالهای از خانم زری اصفهانی
همنشین بهار یا مسیح هر بار مصلوب . همنشین بهار را می شناسم , شما هم حتما او را میشناسید. او مخلوطی است از دکتر شریعتی – کازانتزاکیس – مسیح و محمد و بسیاری دیگر از انبیاء و اولیا ء و بخصوص نویسندگان و شاعران و دیگر نامداران کشور روسیه .! هم زندانی زمان شاه بوده است و هم زمان خمینی . و و البته نظام بعداز آنها که هنوز نیامده است هم ! اما البته اومثل دوستانش معتقد است که زندانی آن نظام هم خواهد شد و بیشک دوباره باز مصلوب میشود ! عکسی که درکنار نوشته هایش میگذارد بخوبی نشاندهنده چهره یک مسیح باز مصلوب است با صلیبی برگردن و بردوش و نگاه ولبخندی مسیحانه و فیلسوفانه .خلاصه از حالا درمورد آینده ای دور وزندان هایش و استالین اش و خروشجف اش و تروتسکی اش افشاگری میکند و می نویسد .او هرچه درمورد تاریخ می نویسد حتی از زمان هخامنشیان و ساسانیان و دوران مادها و قبل تر ش وقتی چیز بدی کشف میکند مثالش را به مجاهدین تعمیم میدهد . امکان ندارد در پروسه کشفیات تاریخی اش هرگز سندی درمورد رهبری مجاهدین کشف نکند و به کنایه ای نرم و ملیح والبته مسیحانه و یا علی وار همانگونه که علی به مالک اشتر میگفت و تذکر میداد آنرا تذکر ندهد . من البته نوشته ها و ویدپوهایش را همیشه می خواندم و میدیدم و این نیش و کنایه های معصومانه و مسیحانه را نادیده میگرفتم او حتی نامه خروشجف را که درمور د استالین تازگی ها نوشته است برای منهم یی میل کرده بود . وقتی که من درمورد مطلب توهین آمیز و سرا سر فحش و تهمتی که در سایت دوست اش مصداقی چاپ شده بود به او رجوع کردم که در نوشته قبلی ام توضیح داده ام و او دموکرات منشانه نظر داد که دموکراسی است و درجواب من سخنرانی خروشجف را ارسال کرد !! بعد هم که بلافاصله ایرج مصداقی از همان خروشجف پیروی کردو درمورد استالین افشاگری کرد. البته بایک تفاوت که استالین تمام روسیه و اروپای شرقی رادرید قدرت خود داشت ولی استالین جناب مصداقی مجاهدین و رهبری آنهاست که درهیچ کجای دنیا نه جا و مکانی دارند و نه امنیتی و البته به جای ودکا های استالین موشک و خمپاره های جمهوری اسلامی را نوش جان میکنند . این دو و دیگر دوستانشان دردایره روشنفکران معتقد به خروشجف بشدت می ترسند که دیر شود بسیار دیر همانطور که درزمان استالین دیر شده بود و دیگر کاری نمیشد کرد . زیرا که آنها بشدت آینده نگر هستند . یعنی آنقدر آینده نگرند که کاری به زمان حال دیگر ندارند . این دایره مینای این روشنفکران بطور خاص برای آینده ایران و ایرانی تپوری می نویسند . از نظر آنها که بسیار از زمان حال دور شده اند و طبق تیوری اینشتین از دایره زمان و مکان خارج گشته اند . مشکلشان آینده است و نه حال . درهمه نوشته هایشان چرخی بزنید چیززیادی از زمان حال نمی بینید .هیچ نگرانی از زمان حال ومساپل اش در نوشته هایشان نمی یابید . زیرا مشکل همه آنها زمان های دوردست و افق های بلند آینده است . مثلا ایرج مصداقی خطاب به مسعود رجوی می نویسد من نمیخواهم که وقتی شما دیگر نیستید اینها را بنویسم !!
و اما چرا من این مطلب را درباره عیسای همیشه برصلیب یعنی همنشین بهار نوشتم
او در این مطلب چندم اش برای دفاع از مصداقی از یکی از اعضای شورای ملی مقاومت یعنی محمدرضا روحانی هم درخواست کرده است که وارد دایره خروشجفیان بشوند و قبل از اینکه خیلی خیلی دیر شود به آنها تاسی کند و وکیل مدافع مصداقی بشود . چون که او قانون قضاء خوانده است . البته نه اینکه او وکیل مدافع مصداقی درزندان خمینی بشود . و از او دربرابر سعید مرتضوی و محسنی اژه ای و پورمحمدی و دیگر دیو و ددهای موجود دفاع کند بلکه همین الان که جناب مصداقی در اروپا زندگی میکند و به همه کشورها هم تردد دارد و هرروز هم یک کتاب می نویسد . برای دفاع از مصداقی دربرابر اطلاعیه شورای ملی مقاومت . حقیقت اش را بخواهید گاهی انسان از اینهمه شجاعت و رشادت سرگیجه میگیرد . گاهی انسان درمیماند که حالا که ظهر است و آفتاب گرم دمیده است . واقعا روز است یا شب است . جناب همنشین بهار آیا شما خودت خنده ات نمیگیرد ؟ جناب مصداقی آمده است هزاران اتهام به مسئول شورای ملی مقاومت زده است . هزاران مورد اتهاماتی که اگر دریک کشور پیشرفته به فردی بزنند و آن فرد شکایت کند تهمت زننده را که با آبروی آن فرد بازی کرده است را می برند دادگاه و مجازاتش میکنند . جناب مصداقی بدون هیچ مدرک و سندی ( و تنها با عنوان کردن اینکه اینها را از منابع موثق شنیده است !!) حتی اتهامات شرم آوری به زنان مجاهد خلق زده است . اتهاماتی که دردنیای واقعی و بیرون اینترنت و دنیای مجازی هیچکس قبل از دادگاه نباید جایی منتشر کند و فقط درحضور دادگاه و هپپت منصفه و وکیل مدافع میشود آنها را بیان کرد. حالا شما برای او دنبال وکیل میگردید؟ که اورا از چه چیزی تبرئه کند؟ و چه جور کمکی به او بکند ؟ آقای محمدرضای روحانی عضو شورای ملی مقاومت باید چگونه وکالت این جناب دوست شما را برعهده بگیرد؟ بیاید بگوید او درست میگوید؟ یا چیز دیگریست؟ ایا مصداقی را جایی دستگیر کرده اند ؟ آیا مورد ضرب و جرح قرار گرفته است ؟ ایا او را به خاطر نوشتن مورد مواخذه دردادگاه قرار داده اند که حالا شما برایش بدنبال وکیل هم میگردید؟ چطور شما وقتی آن فرد لومپن مازیار ایزدپناه چنان اهانت هایی درمورد من کرد و چنان فحش هایی به من داد و من به شما رجوع کردم و شکایت مصداقی را پیش شما آورد م درجواب گفتید دموکراسی است ! و بدنبال وکیل برای من نگشتید ؟ حتی دو خط بدست مبارک خودتان و ادبیات سرشار از تولستوی و داستایوسکی و شولوخف خودتان دردفاع از منی که میشناختید و خوب هم میشناختید ننوشتید؟ حتی ننوشتید که من این خانم را میشناسم و توی امداد بغداد به دیدنش رفتم و با اوصحبت کردم و او دکتر احمدی ( کسی که آمپول هوا به فرخی یزدی تزریق کرد و او را کشت و آن لومپن معتاد مرا با او مقایسه کرده بود نبوده است . شما جناب همنشین بهار حتی حاضر نشدید از منی که آزرده و غمگین از آن نوشته به شما رجوع کرده بودم دفاعی بکنید حالا از آقای روحانی میخواهید از چه چیزی دفاع کند؟حالا چطور برعلیه اطلاعیه شورای ملی مقاومت که برعلیه نوشته ایرج مصداقی است دنبال وکیل برای مصداقی میگردید؟ مگر دموکراسی نیست ؟ چطور است که هرکس برعلیه نظرات و اعتقادات شما می نویسد نیازی به وکیل ندارد و باید به بدترین شکلی اورا کوبید و به شلاق کشید ولی درجهت عکس اش فورا مساله قضاوت و عدالت و دادگاه پیش کشیده میشود ؟جناب همنشین بهار که رهرو راه دکتر شریعتی هستید . آیا اگر شریعتی الان زنده بود همین راه و رسم شما را میرفت و به جای نواختن رژیم خونخوار خمینی به دشمنی با مجاهدین می پرداخت .؟ همه میتوانند بفهمند که اعترافات خروشجف شما که به فاصله کمی از نوشته مصداقی چاپ شد و دوستانتان هم بسیار به به و چه چه گفتند درچه رابطه ای بوده است و چطور بازیرکی مسیح وار و محمد و ار خود زمینه های حمله به مجاهدین را در سخت ترین شرایط مبارزه شان آماده کرده اید . و حالا هم باز با هما ن زرنگی های مسیجانه و معصومانه از یک عضو شورای ملی مقاومت میخواهید که بیاید به کمکتان برای زدن اتهام های بیشرمانه بیشتر به سازمانی که خود شما همه اعتبارتان را از آن گرفته اید ؟ جناب همنشین بهار که زندانی هردونظام بوده اید و یک روز در نشست جمعی دراشرف بلند شدید و پیام شهید شکرالله پاک نژآد به مسعود را که از زندان به سوغات برای او و دیگر مجاهدین آورده بودید با صدایی لرزان و گریه آلود اعلام کردید ؟ حقیقتا شرم نمی کنید؟ از همان شکرالله پاک نژآد هم شرم نمی کنید که چنین برسینه یک سازمان رزمنده خنجر میزنید؟ آیا شما که زندانی زمان شاه بودید درجریان ضربه اپورتونیستی به مجاهدین نبودید؟ آیا این خود مسعود رجوی نبود که درزندان این سازمان را که دیگر چیزی از آن باقی نمانده بود ساخت و به بار نشاند و گسترده اش کرد و به اپوزیسیون اصلی و ترسناک ترین اپوزیسیون برای رژیم پلید خمینی تبدیلش کرد ؟ شما از آنهمه داستان هایی که درمورد زندانتان درزمان شاه و خمینی میگوپید چه چیزی را آموخته اید و چه چیزی را میخواهید بدیگران بیاموزید؟ آیا حقیقتا به این نقطه رسیده اید که نبودن مجاهدین خلق بهتر از بودن آنهاست ؟ شما چه آلترناتیوی را پیشنهاد میکنید؟ بدون آنها درصحنه سیاسی ایران چه میماند؟ که این چنین کمر به قتل رهبری این سازمان و یعنی از هم پاشیدن و شقه شدن و نابودی آن بسته اید ؟ چند سال پیش بیاد دارم که نامه ای برای شما نوشتم . درآنجا به تفصیل نوشتم که شرایط چیست و نقش روشنفکران دراین شرایط چه میتواند باشد . برای شما نوشتم شما که اینهمه طر فدار زنده یاد دکتر علی شریعتی هستید چرا راه اورا نمیروید . چرا اینهمه چوب لای چرخ مجاهدین میگذار ید ؟ برایتان نوشتم که اگر الان دکتر شریعتی زنده بود واقعا دربرابر خمینی چه موضعی میگرفت و طرف چه نیرویی را میگرفت ؟ ایا همین شریعتی درزمان شاه موضعگیریش دربرابر چر یک های فدایی خلق و مجاهدین خلق چه بود ؟ ایا کارش به موازات این نیروها نبود و همه تلاش اش این نبود که جوانان را به سمت مبارزه ای جدی و بقول خودش حسین وار وزینب وار سوق دهد؟ براستی که شما را چه شده است ؟ شما یک جواب یک خطی برای من نوشتید . یادتان هست ؟ نوشتید من مجاهدین را دوست دارم ولی آنها گویا که نسبت به من کینه شتری دارند! جناب همنشین بهار ُ مسیح همیشه مصلوب تا جایی که من به خاطر دارم مجاهدین از شما کینه شتری نداشته اند . آنها هیچ جایی از شما چیزی ننوشته اند . درهمه برنامه هایشان شما میتوانستید شرکت کنید ومحدودیتی نداشتید . گویا آنکسی که کینه شتری داشته است خود شما بودید نه آنها . حالا براستی آقای روحانی بیاید از چه چیز دفاع کند؟ از حق اتهام زنی و فحاشی و ویران کردن یک سازمانی که هزاران هزار شهید تا کنون داده است ؟ سازمانی که روی خو ن و اشک بنا شده است و تنها امید ملت دردمند ایران است ؟ سازمانی که هنوز هم نامش لرزه براندام ملا ها می اندازد ؟ ویران کردن این امید چه نفعی به شما میرساند ؟ آیا به جز انتقام گیری و همان کینه شتری انگیزه دیگر ی درپس این اتهامات و این جو سازیها و این ضربه زدنها وجود دارد؟ أقای روحانی عضو شورایی است که مسئول آن مسعود رجوی است که هدف همه حمله های شریرانه شما و دوستانتان قرار گرفته است . اوبیاید از این حملات دفاع کند؟ چطور است که او دادستان شود و مسعود رجوی را ببرد به دادگاه . آیا این برای شما بهتر نیست ؟ ! حقیقتا که نه تنها مسیح هربار مصلوب هستید که چیزی از امام زمان هم کم ندارید.

