همه ي ما تبعيض را مي شناسيم، در گذشته و امروز طاعون زده مان و در تمام لايه هاي زندگي سياسي و اجتماعي خود به عنوان يک شهروند افغانستان حسش کرده ايم. تبعيض حقارت است و حقارت عامل از دست دادن اعتماد بنفس و تن دادن به خشونت. آن چيزي است که سرهاي ما را قرنهاست در برابر ستم خميده کرده و جامعه ي ما را به تباهي کشانيده و امروز با شعار وحدت ملي بيش از هر زمان ديگري حقوق اقليت هاي قومي، زباني و فرهنگي را پايمال مي کند و عرصه را چنان بر مردم تنگ کرده است که گاه آنها را مجبور به انتخاب خطرناک ترين و سخت ترين ابزارهاي اعتراضات مدني چون اعتصاب غذا مي سازد. اين تبعيض از نوع نوين باعث مي شود که در بسياري مواقع حتي حمايت قانون نيز براي بازگرداندن حقوق مدني شهروندان کافي نباشد زيرا که اين قانون نيز در لايه اي پنهان تر عليه منافع اقليت هاست.
امروز اما فرزنداني که زاده ي همين اجتماع سرخورده و تبعيض کشيده هستند سر برداشته اند و با شهامت از عدالت مي گويند و خواستار بدست آوردن حقوق انساني و شهروندي خويش هستند. آنها با لب بستن بر آب و نان جان خود را به خطر انداخته اند تا محيط دانشگاهي را که محل توليد انديشه است از آفتها پاکيزه سازند. در مملکتي که تنها قانونش قانون تفنگ است ، صداي اين جوانان پيغام شکفته شدن نهال خرد و مدنيت را در دل خشونت و تحجر به ارمغان آورده است. سخن آنها اعتراض است و اعتراضشان از زخمي است که نهادشان را تا مغز استخوان جويده است. اين اعتراض به جرقه اي شبيه است که مي تواند آتشي عظيم را سبب شود چرا که هرچند خواسته هاي آنها خواسته هايي مشخص است و فضاي اعتراضي شان هم فضايي مشخص اما آنچه آنها را به اعتراض وادار کرده است دردي است مشترک . تمام جوامعي که تجربه ي گذار از تاريخي شوم را داشته اند موفقيت خود را مرهون پاس داشتن چنين جرقه ها و خيزش هايي هرچند کوچک بوده اند. خيزش هايي که بذر انديشه و پرسش را در روان هر مخاطب عدالتخواهي بوجود مي آرود و از فرد فرد يک جامعه صدايي يگانه و قدرتي يگانه مي سازد.
ما به عنوان جمعي از هنرمندان و اهالي قلم افغانستان ضمن محکوم کردن سکوت و معامله گري دولت، پارلمان و اربابان قدرت در مقابل اعتراض مسالمت آميز و مدني اين دانشجويان و برخورد پرخاشجويانه ي پليس و رفتار غير مسئولانه ي مراکز درماني در قبال ايشان، حمايت خويش را از اين حرکت بزرگ و ارزشمند اعلام مي کنيم و باور داريم که اگر ظرفيت هاي اين حرکت باشکوه مدني به خوبي و با هوشياري کافي شناسايي و مديريت شود مي توان به ايجاد جريان عدالت خواهي عظيم تري اميد داشت که تک تک شهروندان اين خاک را با خود همراه بسازد. ما همچنين نگراني خود را نسبت به وضعيت صحي دانشجويان اعتصاب کننده اعلام مي کنيم و از تمام مردم افغانستان، ديگر دانشجويان، نهادهاي مدني و حقوق بشر تقاضا مي کنيم تا به ياري ايشان بشتابند. ما همچنين از دولت مردان تقاضا داريم پاسخ اعتراض صلح جويانه ي اين دانشجويان را با رسيدگي معقول و مطلوب به مطالباتشان بدهند و نگذارند بيش از اين جان فرزندان غيور اين خاک در تهديد مرگ قراربگيرد و خشمي بزرگتر و فراگير تر را سبب شود.
در اخير ما از شما دانشجويان عدالت جو تقاضا داريم در برابر فشارهاي دولت، پليس و سياستمداران مقاومت کنيد و اجازه ندهيد توان تان را در هم بشکنند و به تسامح و تعديل وادارتان کنند. خواسته هاي شما حق است و بايد براي بدست آوردنشان ايستادگي کنيد.اين اعتراض يک اعتراض خودجوش دانشجويي است و در ذات خود ربطي به مسائل قومي و مذهبي ندارد. از شما تقاضا مي کنيم که اجازه ندهيد سودجويان و معامله گران مسير اعتراضتان را به انحراف بکشانند.صداي شما هرچه بزرگتر باشد همراهان بيشتري را با خود خواهيد داشت. چنانچه امروز هم مردم در هرات ، باميان، دايکندي و تورنتوي کانادا به حمايت از صداي حق خواهانه ي شما برخاسته اند.
اسامي امضا کنندگان بيانيه (240 نفر):
عتيق رحيمي، رهنورد زرياب، پرتو نادري، دکتر سرور مولايي، داوود سرخوش، محمد کاظم کاظمي، صبورالله سياسنگٍ، ابوطالب مظفري، محمد آصف سلطان زاده، ژکفر حسيني، محمد جواد خاوري، شکريه عرفاني، محمد شريف سعيدي، حمزه واعظي، کاوه جبران، محسن حسيني، قنبر علي تابش، ميرحسين مهدوي، حفيظ الله شريعتي، علي پيام، ناهيد باقي، فضل الله زرکوب، مسعود حسن زاده، سيد رضا محمدي، نوذر الياس، محمد حسين محمدي، رازي محبي، محمد ابراهيم شريعتي، خادم علي، الياس علوي، اسد بودا، نجيب الله مسافر، ديانا ثاقب، فرشته بيگم، وحيد وارسته، صادق دهقان، شهباز ايرج، صفيه بيات، عارف جعفري، ملک شفيعي، سيد حسن اخلاق، هارون راعون، نورجهان اکبر، بصير سيرت، عزيز رويش، ابراهيم اميني، زهرا زاهدي، فاخره موسوي، سخيداد هاتف، سرور رجايي، سيد ضياء قاسمي، عارف فرمان، سليمان ديدار شفيعي، اکبر خراساني، بلقيس علوي، نديم شاهد، حميرا صادقيار، علي موسوي، ريحانه تمنا، فايزه عابدي، حکيم مظاهر، سليمان قيامت، عباس ابراهيمي، سياووش اوستا زرتشت، حکيم علي پور، حيدر دلاور، حسن مالستاني، محبوبه ابراهيمي، حکيمه غربالي فيوجي، آرش بارز، خديجه عباسي، بابر محبوب، سليم جاويد، علي بابا اورنگ، محمد حسين حيدربيگي، فردوس برين، مريم احمدي، محسن سعيدي، اسماعيل حکيمي، معصومه موسوي، بصير احمد حسين زاده، معصومه احمدي، غلامرضا ابراهيمي، بتول محمدي، شاه حسين مرتضوي، مهدي مهرآئين، سکينه محمدي، شکور نظري، داوود حکيمي، سليمان ديدار شفيعي، محمد حسين هاشمي، محمد مروج زاده، باران سجادي، علي اکبري، صحرا کريمي، هادي ميران، اميد حق بين، علي شاه ظريفي، مرتضي شاهد، سيد ذکريا راحل، سهيلا جواهري، لطيفه علوي، عبدالله اکبري، بسم الله رضايي، مهدي فيضي، معصومه ابراهيمي، سيد محمد نقي موسوي، محمد حسين فياض، علي ابراهيمي، فرهاد مجيدي فدا، مجيب مهرداد، حسين نيکزاد، حسن غلامي، خسرو ماني، نعمت الله ابراهيمي، ذکي ميرزايي، زهرا توکلي، حسن ابراهيمي، سعيد يوسفي، معصومه صابري، محمد جعفري، محمد عرفاني، حبيب محمدي، وحيد بکتاش، بسي گل شريفي، ناصر عارفي، سعيد يوسفي، فاطمه خالقي، محمود تاجيک، محسن سعيدي، مينا نصير، محمد حبييبي، حليمه کابلي، جعفر واعظي، عاصف جوادي، فاطمه خالقي، اميد پارسي، ناصر کريمي، علي هزاره، صديقه رضايي، خسرو ماني، خالد حارث، جواد خسرو، وحيد رفيعي، يزدان هديه ولي، علي جعفري، حسن ابراهيمي، قاسم بخشي، يونس انتظار، سيد آقا سنگچارکي، يونس بخشي، صنم عنبري، نعمت الله ابراهيمي، حسن غلامي، حليمه رمضاني، فرشته حضرتي، زهرا حسيني، علي عليين، علي رضايي، صديقه کاظمي، رحيمه ميرزايي، حسينعلي کريمي، فرخنده اکبر، محمد علي کريمي، علي عطايي، مصدق پارسا، محمد رضا خوشک، ابراهيم بامياني، زلمي کاوه، هلن فرمان، هيلي سلطاني، ليلا آرزو، فاطمه فيضي، وحيد رفيعي، عاتيکه حسين، الياس يورش، امان الله ميرزايي، صنم عنبرين، زکيه شفايي، علي هزاره، حسين پويا، اسماعيل عليزاده، رقيه علوي، رضا سپهري، حنيفه نفس، رضا ساحل، نسيم سيامک، کامران شفايي، امنه حسني، محمد آغا زکي، زکريا سفري، رادا اکبر، صابر دهقان، عبدالله شايگان، آصف تلاش، عادله غزل، جواد آشنا، جواد خسرو، زينب خاوري، حنيفه فريور، احمد رشاد بينش، فريد بهمن، فواد پاميري، محمد امين حليمي، زينب خاوري، ذکي دريابي، نرگس صابري، عبدالعلي فايق، فهيمه فايق، امين خراساني، حسين زاهدي، تقي اخلاق، نبيل فايق.

