روز پنجشنبه ولی فقیه ارتجاع در جمع مجلس تحت قیمومت خود حاضر شد و با روضه خوانی برسر قبری که در آن ” مرده ای نخوابیده “ با تشکر از رد صلاحیت شدگان که به ”قانون تمکین“ کرده اند گفت: ”در همين انتخابات تا اين مرحله ای که تا الآن پيش آمديم خوب روال قانونی جاری پيدا کرده، خود نامزدهای محترم وقتی که ازشون سؤال کردند که اگر چنان چه شورای نگهبان نظری بده شما تمکين می کنين، همه شون گفتند بله ما تمکين می کنيم و تمکين هم کردند، ما بايد واقعاً تشکر کنيم از همه اين نامزدها“.
( خبرگزاری حکومتی ایلنا – 8 خرداد 1392)
خامنه ای در حالی این سخنان رابرای به سکوت کشاندن باند های مغلوب و به عمد مطرح میکند که حذف نامزدهای انتخابات پوشالی نظام آخوندی، بویژه مهمترین آن یعنی رفسنجانی، که دست بر قضا تاکنون به قانون نیز” تمکین “ کرده است, شقه و شکاف را در راس حاکمیت بیش از هرزمان دیگر عمیق تر كرده است. رفسنجانی در نخستین واکنش به حذف خود، خامنه ای را تهدید به افشاگری کرده و از جمله گفت است: ”متأسفانه کسانی که در مبارزات دوران انقلاب سهمی نداشتند و حتی برخی از آنها مبارزه را حرام می دانستند، امروز بعضی مصادر را در دست گرفته اند و انقلابی نماها در لباس دین و با شعارهای انقلابی، در صدد ایجاد انحراف در اهداف و آرمانهای بلند امام راحل و مبانی اسلامی هستند. همان زمان كه اصرارها براي حضورم در انتخابات زياد بود، در پاسخ مي گفتم تمام موانع و اسراري را كه مي دانم نمي توانم بازگو كنم“.(خبرگزاری حکومتی ایسنا 7 خرداد 1392 )
این شیوه سخن و پیام رفسنجانی نشان دهنده تمایل او به حل و فصل قضایا از طریق ” کدخدامنشی“ و یا همان” حکم حکومتی “ از سوی خامنه ای است. ولی با بیان کلماتی مانند ” اسراری را که میدانم “ در حقیقت میخواهد به طرف مقابل خود چنین تفهیم کند که هنوز زمان موجود است و میتوان با حکم حکومتی ” رد صلاحیت “ را ملغی نمود. بهرحال آنچه که تا به امروز اتفاق افتاده سخن از حذف مهره کلیدی در درون نظام آخوندی دارد که خود از عوامل مهم سرکوب و قتل عام مخالفان و بویژه مجاهدین از فردای 30 خرداد 60 و همچنین از جمله عوامل حمله به کوی دانشگاه، فرمانده کل قوا در جنگ خانمان سوز و میهن برباده ایران وعراق, از آمران قتل های سیاسی و ترورهای حکومتی در داخل و خارج, رئیس مجلس ارتجاع، یارغار ” دجال ضدبشر“ و رئیس جمهور و رئیس مجلس خبرگان و رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام آخوندی بوده است. روزنامه واشنگتن تایمز بتاریخ 3 خرداد 1392 در مقاله ای تحت عنوان ” هجویهای به نام انتخابات آزاد در ایران “ ضمن ” کمدی “ نامیدن انتخابات در ایران تحت حاكميت آخوندها، می نویسد” اشتباه نکنید: رفسنجانی با این هدف وارد عرصه انتخابات شده است که با گذاشتن ماسک خندان بر روی چهره حکومت وحشت ایران، جمهوری اسلامی را از دام تحریمهای بینالمللی و فشارهای دیپلماتیک رها کند“.
در خصوص دلائل حذف رفسنجانی نه ولی فقیه كه خودش به شوراي نگهبان دستور داده، اشاره كرده و نه شورای نگهبان كه رسما مسؤل و تصميم گيرنده است، جز اشاراتي به دستاويز ” شرائط سنی “ از دلايل واقعي سخني به ميان آورده است. اما پاسدار سراج، فرمانده سابق بسیج سرکوبگر دانشجوئی در مشهد بخشی از واقعیات درون تاریکخانه حکومتی و دلائل اصلی حذف ”ستون فقرات نظام“ را توضيح داده است البته با فرهنگ و ادبيات رژيم، از جمله اين كه خطرسقوط رژيم را «خطر براي كشور» تعبير كرده يا تقسيم قدرت وسهيم شدن رفسنجاني در هژموني خامنه اي و در نتيجه دوسره شدن رژيم را «دوگانگي درحاكميت و امنيت ملي » كشور، توصيف ميكند و چنين ميگويد:” رد صلاحیت آقای هاشمی باعث شد تغییر گفتمان مقاومت وعدم سازش اتفاق نیفتد. هاشمی رفسنجانی بدنبال توقف فعالیتهای هستهای به منظور لغو تحریمها٬ مذاکره با آمریکا و به رسمیت شناختن اسرائیل بود که شورای نگهبان نقشههای گفتمان تغییر را نقش بر آب کرد. طرح این مباحث از سوی آقای هاشمی میتوانست کشور را دچار دوگانگی در حاکمیت و امنیت ملی بکند و این گفتمان تغییر میتوانست کشور را با خطر مواجه کند “ (خبرگزاری حکومتی نسیم 9 خرداد 1392)
اکنون با حذف ” عمود خیمه نظام آخوندی “ که با شمشیر تیز شورای نگهبان ودر میان ” بهت و ناباوریِ “ مماشاتگران خارجي و ” دوستان و یاران حکومتی “ و حتي اغلب باندهاي دروني خود رژيم صورت گرفت، و بدين سان ماهيت واقعي و قانون ذاتي در ولایت مطلقه فقیه كه همانا انقباض فزاينده به عنوان ديناميسم موجوديت و بقااست یکبار دیگر بر همگان و منجمله بر اصحاب استحاله و مماشات بارز گرديد. همچنانكه حقانيت این سخن رهبر مقاومت که ” افعی هرگز کبوتر نمی زاید “ بيش از پيش اثبات گرديد.
آنچه که اکنون تحت نام ” نامزد های انتخاباتی“ و نمايش انتخاباتي باقی مانده، ملقمه ای است از چند مهره به دقت دست چين شده و با وسواس از فيلترعبورداده شده براي ملعبه و شعبده اي به نام انتخابات، با مهندسی ولایت که طرح و برنامه آن با جمع بندي « نمايش انتخابات 88 و پيامدهاي غافلگيركننده آن » از یکسال پیش در زمینه های مختلف تدارك ديده شده است. و اکنون میرود تا در سوت و كورترين مضحكه انتخاباتي رژيم طي بيش از سه دهه، ركورد آمار و ارقام تقلبي براي درآوردن يك گماشته بسيجي بي سروپاتر و سر به راه تر از پاسدار احمدي نژاد را بشكند.
اما به رغم همه اين تمهيدات و تداركات براي از سرگذراندن كابوس «انتخابات»، و دست يابي به ساحل امنيت و ثبات، رژيم مرگزده و غرقه در بحران آخوندي، با اين فرار به جلو و انقباض فزاينده، گريزگاه و چشم اندازي براي نجات ندارد و اين جراحي بزرگ در مرحله سرنگوني، جز بر تراكم تضادها و تشديد بحرانها نمي افزايد؛ و اين خود ديناميسم قوي و چشم اندازروشن تري براي انفجار و انهدام نهايي يعني سرنگوني تماميت رژيم ولايت فقيه به دست مردم و مقاومت ايران فراهم خواهد كرد.
اوضاع فلاکت بار اقتصادی و معیشتی که آثار آن را در تورم نجومی، افزایش بی رویه قیمت ها، کمبود ارزاق و ديگر نيازمنديهاي ضروري می بینیم، اکنون بسیاری از مردم به ويژه اقشار پايين جامعه را محروم تر و از هستي ساقط كرده است. به اعتراف آخوند حسن روحانی مهره تأييد شده و از فيلتر گذشته براي نمايش انتخابات: ” تورم بالاي 58 درصد و سه و نيم ميليون بيكار! سرعت موشكها را بالا برديم اما در گوشت مرغ مانديم.,,
افزايش اعدامها در ملاء عام به منظور ايجاد فضاي رعب و وحشت، تشديد سركوب و اختناق منجمله با افزايش تمهيدات و اقدامات امنيتي، پلیسی – نظامی، و بگير و ببند و… خود بهترین گواه بر لرزان بودن حاکمیت و ترس و وحشت خامنه ای از حرکت های اجتماعی و خیزش های مردمی است. در این راستا پاسدار اسماعيل مقدم با اعتراف به میلیتاریزه کردن جامعه، از بکار گیری 300 هزار نیروی سرکوبگر در سراسر کشور خبرداد..
وی گفت: ” در مجموع حدود 300 هزار نيروي انتظامي امنيت انتخابات يازدهمين دوره رياست جمهوري و چهارمين دوره شوراهاي اسلامي شهر و روستا را در سراسر كشور تامين مي كنند“.
(خبرگزاری حکومتی مهر 7 خرداد 1392)
با نگاهی اجمالی به داده های فوق میتوان هرچه آشکار تر بر پوچی و انزوای این دور از شعبده ای بنام انتخابات پی برد. مردم ستم کشیده ایران، زنان، جوانان، خانواده های داغدار و زندانیان سیاسی وروشنفکران, کارگران، معلمان، دانشجویان و بخش بزرگی از جامعه یقیننا در چنین نمایشی كه حتي بسياري از وابستگان و باندهاي دروني رژيم نيزاز آن سرخورده شده اند، شرکت نخواهند کرد. رائ واقعي آنها سرنگوني است. آري سرنگوني، سرنگوني
مقاله ای ازآقای مهرداد هرسینی

