بنوشته دانشجو آنلاین انتشار اخبار جداگانه خودکشي دانشجويان ايراني، حاکي از بالا رفتن اين امر بين دانشجويان است اما آمار دقيقي در اينباره وجود ندارد. براساس يکي از معدود تحقيقاتي که در اين زمينه صورت گرفته، در فاصله سالهاي ۷۷ تا ۸۳ خودکشي دومين علت مرگ، پس از تصادفات ميان دانشجويان در ايران است. در اين بين دانشگاه صنعتي اصفهان بيشترين آمار اقدام به خودکشي را به خود اختصاص داده است.
در تحقيقي ديگر نشان داده ميشود که در بازه زماني سالهاي 1382 و 1387 مجموعا 337 مورد خودکشي بين دانشجويان ايراني رخ داده که حلقآويزي بالاترين و بريدن عروق حياتي کمترين فراواني را دارا بودند. بيشتر خودکشيها در روز و در روزهاي شنبه، يکشنبه و جمعه و زمان امتحانات و تعطيلات بين دو ترم تحصيلي انجام گرفته است.
سهيلا بابايي، کارشناس مسائل آموزشي در اينباره معتقد است: «نظام آموزشي ايران خود يکي از دلايل «افسردگي جوانان» و در نهايت خودکشي آنهاست. در محيط آموزشي ايران فضاي شادي وجود ندارد. انواع ممنوعيتها وجود دارد. دانشجويان در فضاي بايدها و نبايدهاگير افتادهاند و اتفاقاتي از اين دست که همه با آنها آشنايي داريم. همه اين عوامل باعث ميشوند برخلاف بسياري از کشورهاي دنيا، محيطهاي آموزشي در ايران به محلي براي فشار رواني تبديل شوند که نتيجهاش ميتواند ماجراهاي تلخي براي آنها رقم بزند.» دکتر عليرضا کرمي، روانشناس، معتقد است خودکشي دانشجويان را بايد پايان دادن به احساسات طاقتفرسا يا شرايطي که به نظر آنها تحملناپذير ميآيد عنوان کرد: «افرادي که تمايل به خودکشي دارند، ممکن است احساساتي مانند ترس، نااميدي، ناتواني، سردرگمي و افسردگي داشته باشند. اين قبيل افراد بيشتر ميخواهند از رنجي که گرفتار آن هستند، رهايي يابند، نه اينکه واقعا قصد خودکشي داشته باشند. اما شايد در چنين شرايطي خودکشي از نظر آنها تنها راه نجات است. مطالعات نشان ميدهند که نگرانيهاي مالي و استرس ناشي از فشارهاي تحصيلي از عوامل مهم اقدام به خودکشي در ميان دانشجويان هستند.
زنگ خطري که شنيده نميشود
در کمتر از دو ماه گذشته دو تن از دانشجويان غيربومي دانشگاه هنر اسلامي تبريز اقدام به خود کشي کرده اند.يک دانشجوي دختر ۲۲ ساله، اهل قزوين و دانشجوي رشته ي فرش دانشگاه هنر تبريز سه شنبه ۱۱ ارديبهشت ماه ۹۲ نصفه شب خود را از طبقه ي بالا خوابگاه خصوصي مورد توافق با دانشگاه به پايين پرتاب کرده است.
از ديگر سوي يکي از دانشجويان پسر، متولد سال ۶۷ اهل تهران و دانشجوي دانشگاه هنر اسلامي تبريز در يک هفته مانده به تحويل سال ۹۲ در محل دانشگاه هنر با پرتاب خود از طبقه ي سوم ساختمان به پايين خودکشي کرد.با وجود خبرهايي که از دانشگاه هنر تبريز به گوش ميرسد، ظاهرا وضع سيستم آموزشي در اين دانشگاه با آنچه بايد مطابق استاندارد دانشکدههاي هنر و روحيات خاص اين دانشجويان باشد، فاصله زيادي دارد؛ فاصلهاي که نتيجهاي جز دلزدگي و يأس در دانشجويان باقي نميگذارد. يأسي که عاقبت آن منجر به انتشار خبرهاي اينچنين غمانگيز ميشود. يک سوال اساسي در اين بين وجود دارد که بايد به آن پاسخ داده شود. اينکه بايد چند مورد ديگر از اين دست خبرهاي اعتراض، خودکشي و مرگ رخ دهد تا مسئولان دانشگاه پاسخگو باشند يا وقتي براي آن قائل شوند. چند مورد ديگر بايد از اين اتفاقات داشته باشيم تا شايد کمترين تغييري در فضاي دانشگاه با حداقل خواستههاي دانشجويان ايجاد شود! زنگ خطرهايي که مدتهاست به صدا درآمده و ممکن است عواقب بدي را به همراه داشته باشد.
آمار بالای خودکشی دانشجویان در ایران

