973852_481381648603926_162914574_n

حقيقتی که امروز از فراز ربع قرن مبارزه شورانگيز تاريخی و سياسی مجاهدين می درخشد، اين است که مجاهدين، تمامی شانسها و امکانهای تغيير و تحول و اميدهای اصلاح يا عقب نشاندن خمينی و رژيمش را درطول دوسال ونيم مبارزه سياسی شان تجربه کرده اند. درخلال اين تجربه که بهای گزافی از رنج و خون مجاهدخلق را به خود اختصاص داده، ازسويی تمامی پتانسيلهای مفروض تغيير و تحول درونی رژيم به آزمايش عملی گذاشته شده و ازسوی ديگر مجاهدين به شناختی خلل ناپذير و عميق نسبت به ماهيت، ساختار و ظرفيتهای متصور اين رژيم ضدتاريخی رسيده اند؛ شناختی که مبنا و منشأ تحليلها و موضع گيريهای محکم و استوار و به غايت اصولی آنان را تشکيل می دهد. و اين سرمايه يی است که هيچ کس جز مجاهدين دراختيار نداشته و ندارد. به همين جهت، برخی از ناظران و محققان بيطرف سياسی (درخارج مجاهدين) که از روزهای انقلاب ضدسلطنتی، شاهد رويارويی مجاهدين و رژيم خمينی بوده اند، از دوران مبارزه سياسی مجاهدين با خمينی، به عنوان شاهکار بی نظير سياسی نام برده و عمليات سياسی بسيار هوشيارانه و درعين حال انقلابی مجاهدين را بسا و بسا فراتر و پيچيده تر از عمليات نظامی بسيار چشمگير آنها عليه رژيم ارزيابی کرده اند. واقعيت اين است که 5/2سال مبارزه سياسی افشاگرانه مجاهدين و سرفصل پايانی آن يعنی 30خرداد، سرمايه نفيس و زيربنای تعيين کننده يی بود که بنای مقاومت استوار و ماندگار و خطوط به غايت اصولی و بی اعوجاج مجاهدين از آن بهره برده است.
مسعودرجوی رهبر مقاومت دراين باره می گويد:
«تا آن جا که به ما مربوط بود بعداز انقلاب ضدسلطنتی مردم ايران، هرگز خواهان قهر، درگيری و مقابله خونين و مسلحانه نبوديم و از آن استقبال نمی کرديم. اما وقتی که خمينی، روزنامه ها را بست، احزاب را تعطيل کرد و سرکوب را در گسترده ترين نوعش، تحت عنوان حزب اللهی يا نهادهای به اصطلاح انقلاب برقرار کرد، مدتی مستمراً اتمام حجت می کرديم. از مجلس ملی خبری نبود، احزاب سرکوب شده، روزنامه ها دهان دوخته، چماق تکفير و انواع و اقسام چماقها نيز تحت نام مذهب، بر سر مردممان می باريد. دو سال و چندماه بعداز حاکميت ارتجاع، يعنی در 30خرداد۱۳۶۰ درحالی که همه راههای مسالمت را درنورديده بوديم، اين خمينی بود که ما را در معرض يک انتخاب بزرگ و تاريخی قرار داد. اين جا بود که ما بايد انتخاب می کرديم. يا ننگ تسليم را می پذيرفتيم و يا شرف مقاومت را. و خوشبختانه که شرفمان را حفظ کرديم».