942732_202775146549399_1872323157_n

حمله و هجوم به گردهمايي‌ها، سخنراني‌ها، كتابفروشي‌ها، قتل، تهديد دانشجويان و زنان به قتل، حمله به دگرانديشان و مخالفان نظام و … اين است كارنامه سه دهه حضور انگل وار لباس شخصي‌ها كه از حمايت تمام و كمال ولي فقيه نظام و سپاه پاسداران برخوردارند كه با اسم ”انصار حزب الله“ هرگاه آنها را كوك كنند، به صحنه آمده و با چوب و چماق و پنجه بكس و با قمه و چاقو حمله مي كنند. با توجه به عملكرد لباس شخصي ها آيا آنان واقعا انصار حزب الله هستند!؟ هرگز. آنان مانند شعبان بي مخ ها در نظام پهلوي، پشتيبانان بي چون و چراي خامنه اي و نظام او هستند.
دانشجو آنلاین: روزنامه حکومتی بهار در مطلبي نوشته است: «به نظر مي‌رسد مي‌خواهند براي هميشه پرونده لباس‌شخصي‌ها را ببندند.»
منصور حقيقت‌پور، نائب‌رييس کميسيون امنيت ملي و سياست خارجي رژیم در مجلس: «افرادي بودند که به ما توصيه مي‌کردند دنبال موضوع خاصي نباشيد و اين کار سازماندهي شده نبوده است و هنر بزرگ ما اين بود که تمامي دستگاه‌ها را مجاب کرديم که اين اتفاق سازماندهي شده است. بيش از ۲۵۰۰‌ ساعت براي به‌نتيجه‌رسيدن اين پرونده کار انجام شده است و فکر مي‌کنم اين پرونده اجازه مي‌دهد که براي اولين و آخرين‌بار موضوع لباس‌شخصي‌ها بسته شود.»
داستان اين نيروهاي خودسر نظام، مربوط به امروز و ديروز نيست. سالهاست که جامعه ايرانی از حضور آنهايی که گروه فشار و لباس شخصی و انصار حزب الله خوانده می شوند رنج می برد؛ گروههايی که تابع هيچ قانونی نيستند و در واقع خود، هم قانون هستند و هم اجرا کننده قانون.
روزنامه حکومتی بهار با مروري بر فعاليت نيروهاي لباس شخصي نوشته است: «بايد ريشه جريان‌ آن را در اوايل دهه ۶۰ جست‌و‌جو کرد. آن زمان که دانشگاه‌ها پر از سخنراني گروه‌هاي مختلف بود و عده‌اي به سخنراني‌ها حمله مي‌کردند و بساط سخنرانان را بر هم مي‌زدند. اوايل دهه ۷۰ کم‌کم نيروهاي لباس‌شخصي از پراکندگي درآمدند و در قالب انصار حزب‌الله فعاليت‌هاي خود را آغاز کردند.»
اين روزنامه از حمله به کتابفروشي مرغ آمين، حمله به سينما قدس تهران، حمله به سخنراني ها، حمله به دانشجويان، حمله به سخنراني عبدالکريم سروش در دانشکده فني دانشگاه تهران، حمله به عطاء الله مهاجراني و عبدالله نوري دو وزير دولت خاتمي در نماز جمعه تهران، حمله به آخوند طاهري اصفهاني در نماز جمعه اصفهان به عنوان برخي از فعاليت هاي نيروهاي لباس شخصي ياد کرده است.
اوج فعاليت نيروي هاي لباس سخصي و انصار حزب الله حمله به خوابگاه دانشجويان در ۱۸‌تير ۱۳۷۸ است. «جمعه ۱۸‌تير دانشجويان در اعتراض به توقيف روزنامه سلام، در خوابگاه کوي دانشگاه واقع در خيابان امير‌آباد اعتراض مي‌کنند كه با حمله ناگهاني لباس‌شخصي‌ها، به داخل کوي دانشگاه و خوابگاه‌هاي دانشجويي به يک تظاهرات چند روزه عليه نظام تبديل مي‌شود.»
دولت احمدي نژاد هم از اين نيروهاي تحت امر خامنه اي و دستگاههاي وابسته به او، بصورت گسترده استفاده كرد. آن هم زماني بود كه در سال 88 مردم و جوانان در اعتراض به نتايج انتخابات، به كوچه و خيابانها آمدند و با شعار ”مرگ بر اصل ولايت فقيه“، ”ولايت يزيدي خشم ما رو نديدي“، ”مرگ بر ديكتاتور“ و ”مرگ بر خامنه اي“ خواسته خود را براي آزادي بيان كردند. در آن زمان شاهد بوديم كه چگونه عده اي با چوب و چماق همراه با نيروي انتظامي و بسيجي هاي هار و وحشي، در كوچه و خيابانها دست به كشتار زدند و صداي هيچكس هم در قبال جان باختن ندا آقا سلطان و يا زير گرفتن افراد با ماشين در ميانه روز و در برابر انظار عموم درنيآمد.
مهدي دواتگري عضو کميسيون امنيت ملي و سياست خارجي رژیم در مجلس نهم نيز طي يادداشتي در روزنامه حکومتی بهار با اشاره به اينکه ”نيروهاي خودسر و لباس شخصي‌ها در ساليان براي خود حکم صادر کردند و بدون توجه به هيچ چيزي حکم صادره را اجرا مي‌کردند“ نوشته است: ”امروز مجلسي‌ها تمام سعي خود را بر اين گذاشتند که هرچه سريع‌تر پرونده نيروهاي خودسر به‌نام لباس شخصي‌ها را ببندند.“ وي ادامه داده ”آيا اين کار شدني است يا خير؟“ اکنون نيز ”يک بخشي از کار بر عهده مجلس به عنوان قوه قانونگذاري و بخش ديگر بر عهده قوه‌قضاييه است“ و قوه‌قضاييه بايد ”شمشير عدالت را براي پايان دادن به خودسري‌ها بکشد.“
البته روشن است كه چاقو هيچگاه دسته خود را نمي برد. نه مجلس و نه قوه قضاييه هيچكدام از عملكرد خودسرانه اين نيروي شوم در سطح جامعه ايران، نگران كه نيست، بلكه استقبال هم مي‌كند.
روزي روشن خواهد شد كه اين باندهای مافيايي و قداره‌بند، چه بلايی سر مردم آورده اند و چه جناياتی را مرتکب شده اند. روزی که مجالی پيدا شود تا صدای سرکوب شدگان توسط اين باندهای سياه و منفور به جايی برسد، آن وقت روشن خواهد شد كه در اين نظام، چه ها که در حق مردم ايران نکرده اند، آنوقت است كه معلوم می شود جامعه دانشگاهي ايراني يعني دانشجويان و استادان از دست اين عناصر چه ها که نکشيده اند و متحمل چه رنجها و شکنجه هايی شده اند. آنوقت است كه جهان خبردار خواهد شد که نظام ولايت فقيه چه بر سرمردم و اقشار آگاه آورده است. آن وقت است که عمق جنايت آشکار می شود.