y5

باز هم چشم مدافعان صندوق راي و مُبلغان بازي گرگم به هوا در دايره نظام به جمال شيخ حسن فريدون روحاني و وزراي پيشنهادي كابينه اش از جمله مصطفي پور محمدي و علي ربيعي و … روشن شد.به سابقه هركدام كه نيم نگاهي بكنيم, يك سر سوزني سفيدي يافت مي نشود. كارنامه هركدام مانند ولي فقيه و رفسنجاني و خاتمي و حسن روحاني و ديگر سران و روساي نهادهاي قدرت و غارت و چپاول و سركوب سياه , سياه است.
در اين كابينه يكي از اعضاي هيأت مرگ در جريان كشتار زندانيان سياسي در سال 67 مصطفي پور محمدي وزير دادگستري! معرفي شده است. عجب رئیس جمهور دادگستري كه وزير دادگستريش ديو سيرتي دژخيم و مرگ آفرين مصطفی‌ پورمحمدی‌، متولد سال ۱۳۳۸ در قم است.
او در سال ۱۳۶۶ معاون وزير اطلاعات و سه سال بعد، جانشين وزير اطلاعات وقت شد. پورمحمدي در سال ۱۳۷۰ معاون برون مرزي علي فلاحيان در وزارت اطلاعات شد و در سال ۱۳۸۱ به عنوان رئيس گروه سياسي اجتماعي دفتر علي خامنه‌‌اي رهبر جمهوري اسلامي منصوب شد.
يكي ديگر از وزراي پيشنهادي كابينه راسپوتين دوم نظام «علي ربيعي(عباد) از جمله دست اندركاران شكنجه و سركوب بوده‌است كه طي ساليان اخير در مقاطع مختلف و حساس سياسي نامش برسر زبانها افتاده‌است.
او خود را نزديكترين فرد به خاتمي معرفي مي‌كند. به صورت اعلام شده هم، مشاور اجتماعي آخوند خاتمي و همه كارة دبيرخانه شوراي عالي امنيت رژيم بوده‌است. بسياري از قلم به دستان رژيمي در معرفي‌اش نوشته‌اند كه‌او «از پنجره جامعه شناسي و با نگاه‌امنيتي به مسائل نگاه مي‌كند». او هرگز منكر اطلاعاتي بودن خود نيست. حتي از آن دفاع مي‌كند… او هم مثل اغلب شكنجه‌گران رژيم آخوندي وقتي از شكنجه‌گاهها به نهادهاي امنيتي منتقل شد «به تحصيلات خود ادامه داد» و مثل هريك عنواني را زيب سينة خود كرد. اگر آن يكي دكتر شد، و آن ديگري روزنامه نگار، و ديگري استراتژيست اصلاحات، ربيعي هم در جبهة اصلاحات نوع آخوندي کتابهاي «جامعه شناسي تحولات ارزشي» و «زنده‌ باد فساد! جامعه‌شناسي سياسي فساد در دولتهاي جهان سوم» مي‌نويسد و سردبير روزنامه مي‌شود و در دانشگاه «خانه كار و كارگر»، كه ما نمي‌دانيم چه نوع دانشگاهي است، تدريس مي‌كند. در حالي كه در واقع از چهره‌هاي مخوفي است كه در شكنجه و كشتار دستي تا به مرفق آلوده دارد.
براي آشنايي بيشتر در باره علي ربيعي به آدرس زير مراجعه كنيد
http://www.hambastegimeli.com/index.php?option=com_content&view=article&id=43435%3A2013-08-05-12-50-25&catid=11%3A2009-09-22-08-59-59&Itemid=333
اما نتيجه اي كه مي توان ازبازي در دايره نظام گرفت اين است كه بختك و فريبي به نام اصلاح طلبي و مبارزه بدون هزينه كه رژيم سالهاست مُبلغ آن در جامعه ما بوده تقش در آمده! بختك و فريب و نيرنگ بزرگي كه مانع و منحرف كننده مردم , بويژه جوانان از راه و مسير درست مبارزه براي تغيير رژيمي بوده است كه اساساً در ذات و ماهيت خود نه قابل اصلاح و رفرم و استحاله است و نه اصلاح طلب و رفرميستي در درون آن يافته شده و مي شود.
عناصر كابينه شيخ حسن روحاني اين حقيقت را به اثبات مي رساند كه رژيم همين بوده و هست كه هست و از صندوق رأي در رژيم تا بحال جز تشديد سرکوب و خفقان هيچ چيزي در نيامده .. همان مصداق« افعي کبوتر نمي زايد»!
اين رژيم از سي خرداد شصت به اين سو همين بوده و هست و با گسترش سركوب و خفقان راه را بر هرگونه فعاليت مسالمت آميز و هر گونه راه حل سياسي كم هزينه را بسته است. در ايران ديوار قطور اختناق سد راه اعتراضات اجتماعي است. تمامي جناحهاي اين رژيم حافظان و پاسداران اين ديوار ستم و استثمار هستند.راه درست و صحيح مبارزه با اين رژيم راه سرنگوني و ضربه زدن به اين ديوار و فرو ريختن آن است . هيچ راهي ديگري هم وجود نداشته و ندارد.
هر راه ومسير ديگر انحرافي بوده به بقا و حفظ اين رژيم ياري میرساند و نتيجه اش ادامه وضع موجود است. ادامه زندان, شكنجه, اعدام, غارت و چپاول و فقر و سيه روزي براي ايران و ايراني است.
رژيم هم تمامي توش و توان خود را در سركوب مقاومت نهادينه كرده زيرا مقاومت موتور محرك جامعه اي اكتيو و فعال و مبارزه جو و هزينه پرداز است.
روح و جوهره چنين جامعه اي بر مقاومت و ايستادگي و فداكاري مبتني بوده و در چنين جامعه اي نمي توان به راحتي توده ها را فريب داد و سركوب كرد. مقاومت بذر افشان آگاهي و حركت و تغيير است.
در شرايط خفقان مطلق مقاومت در تمامي اشكال آن را بايستي تبليغ و ترويج کرد و سازمان داد تا همه بتوانند در يك مقاومت ملي نقش خود را ايفا كنند. شعار نويسي, پخش شب نامه, اعتصاب, اعتراضهاي دانشجويي و افشا ي فساد و دزدي و جنايت ايادي رژيم, استفاده از اينترنت و شبكه هاي اجتماعي براي ارتباط گيري و اطلاع رساني و تبليغ مبارزه و اعتراض و افشاي جنايات رژيم , پچ‌پچ‌ها و بدگويي ها و انواع و اقسام دهن كجي ها به رژيم و اياديش همه مقاومت و نارضايتي اجتماعي تعريف مي شوند و در خدمت شعار و خط اصلي مقاومت ملي براي سرنگوني رژيم هستند.
در نبود مقاومت است كه ياس , نا اميدي, تسليم طلبي و تفرقه و تشتت تارو پود جامعه را در مي نوردد . به همين دليل است كه تمامي جناحهاي رژيم با حاميان و هواداران و اعضای جنبش مقاومت دشمني و ضديتشان از يك جنس, از جنس خميني است. خميني در فتواي قتل عام اسيران جنبش مقاومت كه دوران زندان و اسارت خود را طبق قوانين رژيم مي گذراندند, «رحم بر محاربين» را ساده انديشي ناميده بود.
وی شيشه عُمر خود و نظام ننگينش را که بر پایه جهل و فريب و دروغ و اختناق و چپاول استوار است را در دست كساني ميدید كه مقاومت مي كنند. ستار بهشتي را به اين دليل مي كشند كه نمي ترسد. درد مردم را بيان مي كند و ايستادگي و شجاعت را ترويج مي كند و اين ستارهاي ديگري را توليد و باز توليد مي كند.
مقاومت براي تماميت رژيم مرز سُرخ و خطر اصلي است و با آن سر سازش و مماشات ندارند.
فضاي ملتهب ميهن ما نیز محصول اختناق حاكم و وجود مقاومتي است كه رژيم نتوانسته آن را از بين ببرد و يا به انحراف بكشاند.
كارنامه گروههاي سياسي در جامعه ما اين حقيقت را به خوبي نشان ميدهد كه هر گروه و جرياني كه مقاومت را يگانه راه حفظ و سلامت بقاي خود و جامعه و ميهن خود دانسته و برگزيده با هر فراز و نشيب و ضرر و زياني كه لازمه بقاي مبارزه و سودمندي آن است, قوي و سالم و ماندگار و آينده دار مانده است و هر گروه و جرياني كه جز اين را برگزيده يا تجزيه و متلاشي شده و يا به سياسي كاري و دنباله روي از بازي در درون رژيم و يا چشم طمع داشتن به فرجي از درون آن روي آورده است.
در قيامهاي اجتماعي داخل كشور نيز از يك سو شرايط انفجاري و ملتهب و انقلابي جامعه براي تغيير بخوبي هويداست و تضاد جناحهاي درون و بيرون حكومت منفذها و گسلهاي زلزله هاي سياسي اجتماعي مانند قيام 88 بوده است اما نهايتا به دليل استفاده رژيم از همين بختك فريب توانسته خود را از خطر قيام براي سرنگوني برهاند.
با همين مانع رژيم توانسته است با امنيتي كردن بيشتر فضاي جامعه و افزايش سركوب هزينه مخالفت را بالا ببرد كه البته همين جامعه را به سمتي نهايتا سوق خواهد داد كه رژيم به شدت از آن وحشت دارد. چيزي كه جامعه را مهيا و سرزنده براي مبارزه و تعرض براي تغيير و سرنگوني مي كند.
شعار اين تعرض سرنگوني و مرگ بر اصل ولايت فقيه و ابزارش تشكل و سازماندهي و سلاح است.
رژيم از قيام مسلحانه به شدت ترس و وحشت دارد. او خواهان فريفتن و منحرف كردن جامعه با بختك اصلاح طلبي قلابي و صندوق راي و … بود. همچنين براي دست يابي به سلاح اتمي و تضمين بقاي تروريستي و جنگ طلب و ماجراجوي خود مردم و جامعه را از خطر جنگ خارجي مي ترساند! در حاليكه جنگ طلب و ماجراجو و بحران آفرين خودش است و اوست كه در سوريه و عراق و لبنان و فلسطين و افغانستان و … حضور و دخالت مستقيم دارد و در حال جنگ است.
اين ترفند صرفاً براي مصرف خارجي و لابيگري و تقويت سياست دولتهاي مماشاتگر غربي است و گرنه مردم ايران دشمني دشمن‌تر از خود اين رژيم كه سي و پنج سال است در جنگ با آنهاست نمي شناسند و پافشاري و تلاش رژيم براي دست يابي به بمب اتم كه خط قرمز آمريكا و اروپا و كشورهاي منطقه است در‌واقع زمينه سازی يك جنگ است.
كابينه شيح حسن روحاني پيامش اين است كه راه حل در مردم و مقاومت و در بيرون از نظام و در مقاومت و مبارزه ملي و انقلابي مسلحانه براي سرنگوني تماميت رژيم است.
اعضاي كابينه آخوندي روحاني كه به مجلس رژيم معرفي شدند همه از بالاترين مقامات رژيم در سه دهه گذشته هستند كه بيشترين نقش را در جنگ، سركوب و صدور تروريسم و بنيادگرايي داشته اند و هيچكس خارج از كارگزاران رژيم آخوندي در 34سال گذشته در آنها ديده نمي‌شود. در اين كابينه حتي يك زن براي پست وزارت كانديدا نشده است.
زندانيان سياسي محكوم به اعدام در زندان گوهردشت كرج در يك بيانيه به مجامع بين المللي اعلام كردند: بدون آزادي زندانيان سياسي ادعاي مدراسيون و اصلاح طلب بودن روحاني توهمي بيش نيست.
در اين بيانيه آمده است: ما از سياهچالهاي اين رژيم مي گوييم؛ فريب مدره نمايي روحاني را نخوريد. اكنون ما به جرم سني بودن در زندان گوهردشت كرج در انتظار چوبه هاي اعدام هستيم. اين محكومين به اعدام؛ 6تن از 12زنداني سياسي هستند كه در سال88 دستگير شده اند و به مدت 22ماه در سلولهاي انفرادي به سر برده اند. 6تن از آنان در 10مهر سال91 اعد‌ام شدند
تلويزيون كانال 3 فرانسه در گزارشي از يك گردهمايي در پاريس بمناسبت ماه رمضان به نقل از يكي از رهبران اپوزسيون اصلي رژيم مي گويد:
روحاني يك تداركاتچي است و پيشاپيش اعلام كرده است كه ايران دست از بمب و سوريه برنخواهد داشت.
ـ نمايندگان قريب به 20 كشور خاورميانه و شمال آفريقا از سوريه تا مصر و از فلسطين تا تونس همه با اين نظر موافقند: حسن روحاني كه درغرب به عنوان مدره معرفي مي شود چيزي را تغيير نخواهد داد.
وضعيت در ايران كاملاً انفجاري است در نتيجه اگر رژيم عقب نشيني كند حتي يك گام، مردم با استفاده از اين فضا، قيام خواهند كرد. و از آنجا كه مردم نسبت به اين رژيم كينه مي ورزند، اين امر منجر به سرنگوني آن خواهد شد. در نتيجه، اين رژيم به هيچ وجه نمي تواند تن به تغييربدهد بلكه بايد تغييرش داد و سرنگونش كرد.