Untitled-1

به گزارش مجذوبان نور، وکلاي زنداني دراويش و مديران سايت مجذوبان نور در نامه ارسالي خود به روحاني با اشاره با موارد متعدد نقض حقوق دراويش، محکوم شدن فعالان حقوق دراويش به حبس هاي سنگين و طولاني را مصداق اعمال بايکوت قضايي و قانوني بر دراويش دانستند .
قسمتي از نامه از تارنماي مجذوبان نور :
هو
۱۲۱
جنابعالی در سخناني که هنگام تبليغات انتخاباتي ايراد کرديد، از فقر، تورم، گراني، بيکاري و مشکلات عديده اي که گريبان مردم را گرفته است، سخن به ميان آورديد و آن را نتيجه مديريت ناکارآمد، بي اخلاقي و کج سليقگي مسئولان و برنامه ريزان مملکت عنوان کرديد، بنابراين تکرار مکررات نمي کنيم و گوش را از شنيدن آنچه چشم ديده است به زحمت نمي اندازيم.
اهل طريقت و تصوف نيز، خاصه دراويش طريقت نعمت اللهي گنابادي همچون فرد فردِ قاطبه ملت، به همين مشکلاتي که مجمل اشاره کرديد، مفصل گرفتارند، اما برايشان ظلمي مزيد و دردي مضاعف، بار شده است که شنيدن آن بر هر وجدان ِ بيدار و منصفي سنگيني خواهد کرد.
در اين کشور، اهل طريقت به آن مرد مي ماند که نيمه شب به گرمابه رفت و دلاک را سم دار ديد و ليف‌کش و سرشوي را نيز بر سبيل جنيان يافت. پس هراسان گرمابه دار را از آنچه در حمامش ديده بود خبر داد و گفت: «چه نشسته اي که عمله‌ي گرمابه از طايفه جن اند» گرمابه دار از او پرسيد: « ايشان را چگونه يافتي؟» گفت : « ديدم که سم دارند»، گرمابه‌دار لنگ از پاي کنار زد و سم خويش را برابر ديده‌گان مرد گرفت و او را گفت: «پاي ايشان را چنان ديدي که پاي مرا؟!»
دراويش گنابادي، سالهاست در اسارت جنيان ِحمام ِسياست دروغ پايه و بحران محورند و شکايت به هرجا برده اند، آنجا را حمام جنيان ديده اند. جنابعالي بفرماييد! وقتي دزد، لباس گزمه به تن مي کند و در کسوت مستنطق در مي آيد و مستنطق جامعه ي داروغه مي پوشد و داروغه رداي قاضي بر دوش مي اندازد. او که خانه‌ي انديشه و مسکن اعتقادش را سارق شب غارت کرده است، شکايت به کجا و به چه کسي عرضه دارد؟
تخريب حسينه ها، پلمپ مراکز عبادي، ضرب و شتم، هزاران احضار غيرقانوني، دستگيريهاي فله اي، بازجويي و شکنجه، صدور احکام قضايي ظالمانه، شلاق و زندان و تبعيد، بايکوت خبري، تبليغات مسموم، حصرخانگي و ممانعت از مسافرت مشايخ طريقت، ممانعت از نشر کتب عرفاني، اخراج از ادارات و …، تنها گوشه هايي از هفت دستگاه موسيقي فريباي اين جنيان، براي تسخير عقل و درايت خواص مملکت است تا با ايجاد يک جبهه‌ي گسترده و متحد، به خيال خود حذف دراويش را از صفحه‌ي روزگار رقم زنند!
در حالي که راه دراويش در دفاع از خود، تنها ناليدن به درگاه مولا، تکيه بر آه جهانسوز و در عالم کثرت نيز توسل به قانون مصّوب همين نظام بوده و هست، آن را نيز برنتابيده و از طريق لغو پروانه وکالت و دستگيري و زنداني کردن وکلاي دراويش، سد کرده تا علاوه بر بايکوت خبري، بايکوت قضايي و قانوني نيز بر اهل طريقت تحميل شود.
هرچند در قانون اساسي بر آزادي بيان و عقيده تاکيد شده است، اما گويي عده اي، مردم ايران را لايق و مستعد برخورداري از اين موهبت قانوني نمي دانند. اين جماعت در يک تحليل برخاسته از ذهني متحجرانه، انحصارگرايانه و خشونت طلبانه، از قانون تفسير سليقه اي کرده و اين حق اساسي را از بخشي از شهروندان کشور، به بهانه تعارض آزادي با شرع و مصالح نظام سلب مي نمايند. حاکمان در سايه، دايه‌ي مهربان تر از مادر براي اسلام مي شوند، فتوا به دست مي گيرند، عوام را فريب مي دهند و مسلمانان را در مقابل مسلمانان قرار مي دهند و با هوچيگري و اغتشاش به مقاصد خود نائل مي شوند. گاهي نيز کاسه‌ي از آش داغ تر شده علمدار حفظ نظام مي شوند و با صدور بخشنامه هايي با مهر محرمانه! و بر خلاف قانون اساسي ارکان حکومت را مجبور به مقابله با بخشي از شهروندان کشور مي نمايند.
ما وکلاي دادگستري و مدافعين حقوق بسياري از دراويش گنابادي که هم اکنون در زندان بسر مي بريم تنها هزينه برقراري حکومت قانون را مي دهيم و بر اين اعتقاديم که يک جامعه آرماني مبتني بر اخلاق و ارزشهاي انساني، بايستي بر عدالت و قانون استوار باشد. ما هيچ درخواستي از جنابعالي نداريم. پايبندي و عمل به سوگندي که به هنگام اخذ پروانه وکالت ياد کرده ايد مي تواند پايان بخش عمده مشکلات مردم و از جمله دراويش گنابادي باشد.
دراويش گنابادي زنداني:
۱.حميد رضا مرادي سروستاني
۲.فرشيد يداللهي
۳.مصطفي دانشجو
۴. امير اسلامي
۵. اميد بهروزي
۶. افشين کرم پور
۷.رضا انتصاري
۸.صالح الدين مرادي
۹.کسري نوري
۱۰.عليرضا روشن
۱۱. مصطفي عبدي