1185270_181295782053431_1787404030_n

بعد از ۹ سال هنوز هم می‌ترسم. این کار برایم عادی نشده.خانواده‌ام نمی‌دانند. به خاطر فرزندانم مجبورم.دخترم از شغلم هراس دارد ولی چاره‌ای نیست باید مرده بشورم.
این زن 37 سال دارد. تحصیلاتش دیپلم است و در سال 72 ازدواج کرد. دخترش 17 ساله و پسرش 16 سال دارد. از سال 83 در غسالخانه بهشت زهرا(س) مشغول به کار است. همسرش کراکی است و قبل از غسال شدن متارکه کرده است. سرپرست خانوار است و به سختی گذران زندگی می‌کند.
پای درد دل این هموطن :
ـ برای کار در بخش گل و گیاه بهشت زهرا مراجعه کردم ولی کارمند خانم نمی‌خواستند. من هم خیلی نیازمند کار بودم و گفتم هر کاری باشد انجام می‌دهم. مسئول مربوط اعلام کرد فقط در قسمت شست‌وشو نیروی خانم می‌خواهیم.
ابتدا به شدت از مرده می‌ترسیدم ولی به خاطر فرزندانم چاره‌ای نداشتم. هفته اول می‌آمدم از پشت شیشه مرده‌ها را می‌دیدم تا ترسم ریخته شود.
هیچ وقت کاور جنازه‌ها را خودم باز نمی‌کنم. صبر می‌کنم تا افرادی که سن‌شان بالاتر است این کار را انجام دهند.
ـ از ساعت 7 و 45 دقیقه تا 15 و 45 دقیقه کار می‌کنیم.
ـ حقوقم با اضافه کار حدود یک میلیون و 400 هزار تومان.
ـ چه باید کرد , من زن سرپرست خانوار هستم. همسرم از تیر چراغ برق پایین افتاد و قطع نخاع شد. البته من چند سال قبل‌ از این موضوع، به دلیل اعتیادش از او جدا شدم.
فرزندانم ابتدا پیش همسرم بودند. ولی وقتی قطع نخاع شد سرپرستی آنها را به من واگذار کردند. خیلی سختی کشیدم.
وقتی برای اجاره کردن خانه می‌روم و صاحبخانه خیلی در کارم ریز می‌شود که دقیقاً در کدام قسمت شهرداری مشغول به کار هستم، وقتی می‌گویم در بهشت زهرا مشغول به کارم، به من خانه اجاره نمی‌دهند و به شدت می‌ترسند. البته در حال حاضر صاحبخانه‌ام نمی‌داند در بهشت زهرا کار می‌کنم. به او گفته‌ام در شهرداری مشغول به کار هستم.