از ابتدای انقلاب در ایران تا کنون، بیش از ۲۰۰ بهایی اعدام شدهاند. طبق اخبار غیر رسمی نیز هم اکنون حدود ۳۰۰ بهایی در زندان هستند. رهبران جامعه بهاییان ایران نیز هریک به بیش از ۲۰ سال زندان محکوم شدهاند. آنها سالها است در زندان بهسر میبرند و اعتراضات داخلی و بینالمللی به آزادی آنها کمکی نکرده است. همچنین دانشگاه مجازی بهاییان تعطیل و تمامی اساتید و دست اندرکاران آن زندانی شدهاند.
آقای نوید اقدسی درباره آزارهای شغلی که نسبت به آقای عطاالله رضوانی اعمال شده بود چنین میگوید: «مشتریهای آقای رضوانی را تهدید میکردند که چرا با او کار میکنید. همکارهای آقای رضوانی را تهدید میکردند که چرا با او کار میکنید. آقای رضوانی تخصص بالایی در تصفیه آب و فاضلاب داشتند. چندین سال با شرکت «دگرامیت اینترنشنال» کار کرده بودند و بسیار وارد بودند و با شرکت آب و فاضلاب استان هرمزگان هم کار میکردند. از طرف وزارت اطلاعات به آب و فاضلاب استان هرمزگان فشار آوردند و مجبورشان کردند که دیگر با آقای رضوانی کار نکنند. حتی آنها مدتی طولانی کس دیگری را هم پیدا نکردند که کارشان را راه بیندازد. به تخصص آقای رضوانی و همکاران ایشان احتیاج داشتند، ولی باز مجبور بودند که با ایشان کار نکنند».
پسرخاله آقای رضوانی میگوید، مقتول هیچ مشکل شخصی با کسی نداشته و بسیار هم محبوب بوده است و تنها انگیزه قتل او میتواند مسائل عقیدتی باشد.
اعضای رهبری جامعه بهاییان که حبسهای بالای ۲۰ سال محکوم شدهاند
آقای اقدسی میگوید وزارت اطلاعات اصلا از محبوب بودن آقای رضوانی راضی نبود و بارها هم گفته بودند که او به خاطر کمکهایی که به بهاییان میکند در حال راهاندازی مجدد جامعه بهایی است.
آقای عطاءالله رضوانی در سال ۱۳۶۲ به مدت دو هفته در بازداشت بوده است. در جریان بازجوییها، به دلیل سیلیهایی که خورده دچار ناشنوایی در گوش چپ شده که این عارضه تا آخر عمر با او بوده است.
نوید اقدسی» درباره شخصیت آقای رضوانی به دویچهوله میگوید: «بدون هیچ پیشداوری شریف بودنشان و محبوببودنشان هم در بین بهاییهای شهر بندرعباس و هم در بین غیربهاییهای این شهر زبانزد بود. یعنی اصلاً مسلمان، سنی، شیعه، فرقی نمیکند. ایشان با همه رفتار بسیار دوستانه و محبتآمیز داشت و بسیارهم سرشناس بود. کارهای بهاییهای بندرعباس خیلی به ایشان ارجاع میشده، به صورت خودجوش. یعنی فرضاً یک بهایی کاری داشته، مثلاً مشکل مالی یا مشکل خانوادگی داشته، ایشان کارهایش را رفع و رجوع میکرد
آقای عطاءالله رضوانی؛ هموطن بهایی که «به خاطر محبوبیت» به قتل رسید

