1236668_4648848199362_122286458_n

با دستان از پشت بسته
سر را بالا گرفتی و به جلاد خندیدی
وقتی لوله تفنگ را زیر چانه ات گذاشت
پنجاه و دو بار
داغ تسلیم را بر دلش نهادی

پرنده شدی پرکشیدی
ستاره شدی جاودان شدی
و دژخیم همچنان
حیران از چون و چند جسارت تو
با دست های خونین
بر سر و روی خویش پنجه میکشد

من انسان زمینی
درد کشیدم و اشک ریختم و با بهت
پرواز ترا به جاودانگی تماشا کردم

از تو یاد گرفتم که سر بالا بگیرم
به عصای انسانیت و شجاعت تو تکیه زنم
ازخاکستر غم آتش خشم شوم
و پیراهن اسارت را پاره کنم

زمستان میگذرد و تو باز می آیی
در چشمان کودک فردا
زمستان میگذرد و تو میرویی
قد میکشی تناورتر و تنومندتر
و کودک فردا از شاخه های تو
دست به سوی آفتاب دراز خواهد کرد

گل کو- دوازده شهریور 1392
برای جاودانه های اشرف