به تازگی «دکستر فيلکينز»، روزنامه نگار آمريکائی و برنده جايزه پوليتزردرسال ۲۰۰۹ که به خاطر پوشش اخبار جنگ در عراق و افغانستان شهرت دارد، درمقاله ای بيست و دو صفحه ای تحت عنوان «فرمانده اسرار آميز» در هفته نامه نيويورکر می نويسد: «مهمترين فرمانده نظامی در جنگ داخلی سوريه کسی جز سرلشگر قاسم سليمانی نيست.»
اين مقاله با اشاره به ساختار نيروی قدس و مقايسه آن با سازمان ها و يگان های موجود در آمريکا می گويد اين نيرو ترکيبی از سيا و «نيرو های عمليات ويژه» ايالات متحده است بدين معنی که اعضا آن در چهار چوب فعاليت های جاسوسی، اضافه برجمع آوری اطلاعات، ماموران مخفی سازمان را هدايت می کنند و در صورت لزوم مخالفان و رقيبان را از بين می برند. «ماموران و جاسوسان نيروی قدس در اقصی نقاط دنيا پراکنده اند و هزاران نفر از افراد اين نيرو به عنوان مشاور در سوريه بسر می برند.»
قاسم سليمانی، بر پايه اين گزارش، در اوت ۲۰۱۲ به يک ديپلمات عراقی گفته است: «ارتش سوريه بی خاصيت است ومن با يک تيپ بسيجی می توانم تمام اين کشور را فتح کنم.»
در اوت همين سال بود که نيرو های مخالفان اسد ۴۸ ايرانی را درخاک سوريه به گروگان گرفتندکه مقام های ايران آنان را «زائر» خواندند. اما مخالفان اسد و سازمان های اطلاعاتی غرب اين افراد را اعضا نيروی قدس تشخيص دادند.
«دکستر فيلکينز» می نويسد: جمهوری اسلامی سقوط اسد را همانند تهديدی برای موجوديت خود می داند و به هر کاری دست خواهد زد تا رژيم او سرنگون نشود. بقای بشار اسد برای قاسم سليمانی جنبه حيثيتی دارد و او بار ها به دمشق رفته است تا شخصا بر فعاليت های مداخله جويانه جمهوری اسلامی در سوريه نظارت کند. از قرار معلوم او در يک ساختمان به ظاهر معمولی که در همين حال کاملا حفاظت شده ، يک پست فرماندهی داير کرده است که اعضا آن را سران ارتش سوريه، يک فرمانده حزب الله لبنان و هماهنگ کننده شبه نظاميان شيعی عراق تشکيل می دهند.
در ادامه این مطلب آمده است: در ماه آوریل نيرو های اسد توانستند شهر مرزی و استراتژيک قصير را از دست مخالفان آزاد کنند – شهری که يکی از خطوط ارتباطی حزب الله به سوريه است و محل تراتزيت سلاح و تجهيزات ايران به حزب الله. برای اين کار قاسم سليمانی ازدوست قديمی خود سيد حسن نصراله خواست که دو هزارنفر از شبه نظاميان حزب الله را به کمک قوای بشار اسد بفرستد و در جريان آزاد سازی قصير دهها عضو حزب الله و دستکم هشت افسر نيروی قدس جان خود را از دست دادند.
اين مقاله در ادامه می گويد در سالهای اخير نيروی قدس توانسته است با ايجاد يک شبکه بين المللی و استفاده از عوامل مختلف از جمله ايرانيان برون مرزی، فعاليت های خود را گسترش دهد. در سال ۲۰۱۰، نيروی قدس با همکاری حزب الله در واکنش به اقدام های پنهانی غرب برای کند کردن فعاليت های هسته ای ايران مانند حمله های سايبری و ترور دانشمندان هسته ای، حمله هایی را عليه اهداف اسرائيلی و آمريکایی صورت داد.
به نوشته نیویورکر، در دو سال گذشته نيروس قدس دستکم سی حمله پنهانی را در اقصی نقاط دنيا رهبری کرده است از جمله در تايلند، دهلی نو ، لائوس و نايروبی. مهمترين اين عمليات در سال ۲۰۱۱ بود که طی آن يک کارتل مواد مخدر در مکزيک مامور شد که سفير عربستان سعودی در واشنگتون را ترور کند.
به تازگی قاسم سليمانی خطاب به مجلس خبرگان گفت: «ما به تبليغات دشمن توجه نداريم چرا که سوريه خط مقاومت است… و ما وظيفه داريم از مسلمانان حمايت کنيم زيرا آنها تحت فشار و ظلم هستند … و ما تا آخر از سوريه حمايت می کنیم.»
Foto: هفته نامه نیویورکر:»قاسم سليمانی؛ سردار راز آلود» به تازگی «دکستر فيلکينز»، روزنامه نگار آمريکائی و برنده جايزه پوليتزردرسال ۲۰۰۹ که به خاطر پوشش اخبار جنگ در عراق و افغانستان شهرت دارد، درمقاله ای بيست و دو صفحه ای تحت عنوان «فرمانده اسرار آميز» در هفته نامه نيويورکر می نويسد: «مهمترين فرمانده نظامی در جنگ داخلی سوريه کسی جز سرلشگر قاسم سليمانی نيست.» اين مقاله با اشاره به ساختار نيروی قدس و مقايسه آن با سازمان ها و يگان های موجود در آمريکا می گويد اين نيرو ترکيبی از سيا و «نيرو های عمليات ويژه» ايالات متحده است بدين معنی که اعضا آن در چهار چوب فعاليت های جاسوسی، اضافه برجمع آوری اطلاعات، ماموران مخفی سازمان را هدايت می کنند و در صورت لزوم مخالفان و رقيبان را از بين می برند. «ماموران و جاسوسان نيروی قدس در اقصی نقاط دنيا پراکنده اند و هزاران نفر از افراد اين نيرو به عنوان مشاور در سوريه بسر می برند.» قاسم سليمانی، بر پايه اين گزارش، در اوت ۲۰۱۲ به يک ديپلمات عراقی گفته است: «ارتش سوريه بی خاصيت است ومن با يک تيپ بسيجی می توانم تمام اين کشور را فتح کنم.» در اوت همين سال بود که نيرو های مخالفان اسد ۴۸ ايرانی را درخاک سوريه به گروگان گرفتندکه مقام های ايران آنان را «زائر» خواندند. اما مخالفان اسد و سازمان های اطلاعاتی غرب اين افراد را اعضا نيروی قدس تشخيص دادند. «دکستر فيلکينز» می نويسد: جمهوری اسلامی سقوط اسد را همانند تهديدی برای موجوديت خود می داند و به هر کاری دست خواهد زد تا رژيم او سرنگون نشود. بقای بشار اسد برای قاسم سليمانی جنبه حيثيتی دارد و او بار ها به دمشق رفته است تا شخصا بر فعاليت های مداخله جويانه جمهوری اسلامی در سوريه نظارت کند. از قرار معلوم او در يک ساختمان به ظاهر معمولی که در همين حال کاملا حفاظت شده ، يک پست فرماندهی داير کرده است که اعضا آن را سران ارتش سوريه، يک فرمانده حزب الله لبنان و هماهنگ کننده شبه نظاميان شيعی عراق تشکيل می دهند. در ادامه این مطلب آمده است: در ماه آوریل نيرو های اسد توانستند شهر مرزی و استراتژيک قصير را از دست مخالفان آزاد کنند – شهری که يکی از خطوط ارتباطی حزب الله به سوريه است و محل تراتزيت سلاح و تجهيزات ايران به حزب الله. برای اين کار قاسم سليمانی ازدوست قديمی خود سيد حسن نصراله خواست که دو هزارنفر از شبه نظاميان حزب الله را به کمک قوای بشار اسد بفرستد و در جريان آزاد سازی قصير دهها عضو حزب الله و دستکم هشت افسر نيروی قدس جان خود را از دست دادند. اين مقاله در ادامه می گويد در سالهای اخير نيروی قدس توانسته است با ايجاد يک شبکه بين المللی و استفاده از عوامل مختلف از جمله ايرانيان برون مرزی، فعاليت های خود را گسترش دهد. در سال ۲۰۱۰، نيروی قدس با همکاری حزب الله در واکنش به اقدام های پنهانی غرب برای کند کردن فعاليت های هسته ای ايران مانند حمله های سايبری و ترور دانشمندان هسته ای، حمله هایی را عليه اهداف اسرائيلی و آمريکایی صورت داد. به نوشته نیویورکر، در دو سال گذشته نيروس قدس دستکم سی حمله پنهانی را در اقصی نقاط دنيا رهبری کرده است از جمله در تايلند، دهلی نو ، لائوس و نايروبی. مهمترين اين عمليات در سال ۲۰۱۱ بود که طی آن يک کارتل مواد مخدر در مکزيک مامور شد که سفير عربستان سعودی در واشنگتون را ترور کند. به تازگی قاسم سليمانی خطاب به مجلس خبرگان گفت: «ما به تبليغات دشمن توجه نداريم چرا که سوريه خط مقاومت است… و ما وظيفه داريم از مسلمانان حمايت کنيم زيرا آنها تحت فشار و ظلم هستند … و ما تا آخر از سوريه حمايت می کنیم.»
هفته نامه نیویورکر:»قاسم سليمانی؛ سردار راز آلود»

