من اززندانيان سياسي دهه شصت هستم و بيش از ده سال را در زندانهاي رژيم سپري كرده ام.
با مشاهده فعاليتهاي گشتاپوي رژيم در فضاي مجازي خواستم تجربه اي را براي هم وطنانم ياد آوري بكنم زيرا ميدانم هدف از اين فعاليتهاي رژيم و مزدوران رنگارنگش چيست.
در دهه 60 ما زندانيان سياسي با ايده ها و مرام هاي گوناگون در بند رژيم بوديم و بااحترام به عقايد يکديگردر زندان زندگي ميکرديم ، چون همگي به اين باور رسيده بوديم که سرنشينان يک کشتي هستيم و تضاد اصلي ما آنطرف ميله هاست يعني بازجو ها و بقيه عوامل دادستاني و همچنين توابيني که در بين خود ما زندگي ميکردند ؛ تمامي زندانيان فارق از اينکه اين نادمين تا ديروز وابسته به چه گروهي بودند اينها را هم مورد بايکوت قرار ميدادند ؛ البته همانگونه که گفتم زندانبانها هم سعي ميکردند با استفاده ازاختلاف عقايد ما بين زندانيان تضاد ايجاد کنند, ولي زندانيان سياسي باهوشتر ازاين بودند که بازيچه دست متحجرين قرار گيرند ؛ امروز ما در زندانهاي رژيم شاهد اين هشياري و همبستگي و اتحاد زندانيان هستيم كه چگونه در زير فشار و شكنجه و زيستن در شرايطي كه آدمي هر لحظه با مرگ و جنايتكاراني مرگ آفرين دست و پنجه نرم مي كند پوزه جلادان را به خاك مي مالند. سعيد ماسوريها ازدرون زندان با ياران خود در بيرون كه بر خاك مي افتند تجديد عهد مي كنند و حاضر حاضر مي گويند.
يادم مي آيد که اوائل سال 65 که رژيم در حال تخليه زندان قزل حصاراززندانيان سياسي بود ، يک روز دو تابلو با عکس و مطلب در مورد اختلاف سليقه گروهاي سياسي در اروپا بود را به نرده هاي زير هشت آويزان کرده بود و يکي از دوستان هم غرق خواندن آن بود اين دوستمان هوادربخش کارگري سازمان مجاهدين بود وبرادرش هم که درهمين بند بود و هوادار چريک ها رفت از پشت تقه اي به پشت سرش زد و به زبان محلي خودشان جمله به او گفت و سپس افزود اگر اين مطالب مشکلي براي ما حل ميکرد رژيم به ديوار نمي زد !
حال ميخواهم من هم بگويم اگر قرار بود مطالبي که وزارت اطلاعات انتشار ميدهد ما ايرانيان هم به آنها فضا و ميدان بدهيم و بي خيال و بي توجه از كنار آنها رد بشويم. به خود و ميهن خود و سرنوشت خود خيانت كرده و مي كنيم. مگر اين رژيم و وزارت اطلاعاتش جز جاسوسي و تفرقه و تهمت و دروغ و زندان و شكنجه و سركوب و اعدام دنبال چه چيزي بوده و هست؟
در کشوري که يک وبلاگ نويس را به حبس ابد محکوم ميکنند و فيس بوک وکل فضاي مجازي مورد سانسور و فيلترينگ قرار مي دهند, دهانها را مي بندند, قلمها را مي شكنند و در كوچه ها و خيابانهاي شهرها و روستاهاي ايران سايه به سايه ما حركت مي كنند تا ما را تحت كنترل خود بگيرند و تمامي امكانات دولتي و تمامي سرمايه هاي مملكت ما در اختيار دستگاه سركوب و سانسورشان است در فضاي مجازي و در بين ما ايرانيان چه مي كنند؟! چه کساني بجز مامورين وزارت اطلاعات به اين گستردگي ميتوانند از اين امکانات استفاده کنند تا بتوانند صداي مخالفين خود را خاموش و با وقاحت آخوندي خود را صاحب وطن و وطن پرست هم بنامند!
با وقاحت خواستار حذف مخالفين و نابوديشان مي شوند و طلبكارانه ما مردم ايران را هم مورد مؤاخذه قرار مي دهند چرا عليه نظام كثيف و ضد ايرانيشان فعاليت مي كنيم؟!
عزيزان با احترام به عقايد و سليقه هاي يکديگر اين قانون کلي را در نظر بگيريم که تمامي کساني که برانداز رژيم ملا ها هستند در واقع سرنشينان يک کشتي هستند ، دوستان نادمين و بريده ها خواه از هر گروه که باشند از لحظه اي که شروع به قرقره کردن مزخرفات رژيم ميکنند از اويند و بايد همانند او مورد بايکوت قرار گيرند.
به سايت هايي كه در بين ما اراجيفشان منتشر مي شود توجه كنيد. همه سايت هاي وزارت اطلاعات هستند.
سيد

