1456780_237755383051375_1839635557_n

تا چند روز قبل اعتراف به شرايط وخامت بار اقتصادی، صندوق خالی ارز و نداشتن پشتوانه ريالی حتی برای پرداخت حقوق کارکنان دولت و يارانه ها، موضوع دعوای باندهای حاکم بود. باند رفسنجانی ـ روحانی، با اشاره به چپاول و بر باد رفتن ۱۰۰۰ميليارد دلار درآمد صادرات نفت و گاز طی ۸ سال گذشته، کارنامه احمدی نژاد را بر سر ولی فقيه می زد و می گفت، اوضاع وخامت بار اقتصادی حاصل سياستهای شماست.
باند رفسنجانی ـ روحانی حتی اذعان کردند که رژيم آهی در بساط ندارد و سپرده های ارزی رژيم در چين و هند و ژاپن هم بلوکه شده است و آنها اختياری برای مصرف آن ندارند. هدف از اين فاش گوييها، فشار برای ريختن جام زهر اتمی به حلقوم ولی فقيه بود.
از سوی ديگر، باند ولی فقيه، در تريبون ها و منبرهايش، حريف را شماتت می کرد که چرا در آستانهٴ مذاکرات، مشت خالی نظام را برای «استکبار جهانی» باز کرده و اسرار هويدا کرده اند و اين يعنی «خيانت» و «دادن اطلاعات به دشمن در زمان جنگ»
البته از اين اسرار، فقط خواجه حافظ شيرازی و مردم محروم ايران بی اطلاع بودند. والا «استکبار جهانی» کمبودی در اين قبيل اطلاعات نداشت. پولها يا در بانکهای خودش بلوکه بود يا در بانکهای ساير دولتها.
اما از روزی که خامنه ای به صحنه آمد و به قول رفسنجانی، با حمايت «راهگشا و پر معنا» از تيم مذاکره کننده، چرخ مذاکرات را به حرکت درآورد، اين بار نفرات باند خودش، «معنا» را دريافته و از باند «مذاکره جو» و «تبليغات چی غرب» پيشی گرفتند و ناگهان پرده برانداختند و مست از «بيت» برون تاختند و شروع کردند به آب بندی اذهان بسيجيها و «ارزشی» های نظام برای هضم مذاکره با «شيطان بزرگ». روزنامه جوان ارگان بسيج سپاه پاسداران قضيه را اين طور شير فهمشان کرد که: «شکستن اين تابو اگر چه امروز خيلی قابل قضاوت نيست اما گذر زمان و تحولات سياسی ـ تاريخی بعدی حسن يا قبح اين مسأله را بر جسته خواهد کرد. گذر زمان مهم ترين عنصر در قضاوت است… در دهه محرم بد نيست از اين مثال استفاده کنيم: اکنون که ما به ۱۴۰۰سال قبل می نگريم، بسيار متعجب می شويم که مردمی مسلمان در مقابل امام حسين (ع) ايستادند و سر آن بزرگوار را در کوچه های کوفه گرداندند… حال آن که اگر ما هم در روز عاشورا حضور می داشتيم معلوم نبود کدام سوی ميدان ايستاده بوديم».
جوان در ادامه همين مطلب، برای روحانی که تا ديروز متهم بود، «ابزار دست رفسنجانی» است سنگ تمام گذاشته و ضمن اذعان به افتادن نظام در «جادهٴ يک طرفه»، نوشته است: «اگر آمريکايی ها در مقابل تمام کوتاه آمدنهای ما فقط غمزه بيايند و هر سنگری را که واگذار کرديم، سنگر ديگری را طلب نمايند و بر اساس اين تحليل که ايرانی ها اکنون جز امتياز دادن راه ديگری ندارند به جاده ای يک طرفه بغلتند، عملکرد دولت امروز ما برای افرادی که۵۰ سال ديگر تاريخ ايران را مطالعه می کنند، چگونه جلوه خواهد کرد؟ بنابر اين سر افرازی… روحانی… به شرطی است که بتواند به گشايش معيشت و اشتغال و گشايش در تحريم در عين حفظ خطوط قرمز نايل شود»
اين تنها ارگان بسيج سپاه نيست، که کليد اميد را خوراندن جام زهر به ولی فقيه، به منظور «گشايش معيشت و اشتغال» می داند.
کيهان خود خامنه ای نيز در يادداشت روزش در روز يکشنبه ۱۹ آبان، ضمن يک فقره مانور ضداستکباری برای روحيه و رفاه «ريزشی ها» به زبان معکوس اذعان به «عجله» نظام برای به ثمر رسيدن مذاکرات کرده واز جمله نوشته است: «… در واقع يک جمعبندی غلط می تواند فرصتهای ايران را به آسيب های ايران تبديل نمايد. خطر دوم اين است که تيم ايران برای دستيابی به توافق عجله داشته باشد. قدر مسلم مذاکره نبايد بی جهت طولانی شود ولی در عين حال تعجيل طرف ايرانی می تواند دشمن و رقبا را به اين نتيجه برساند که ايران به شدت به توافق احتياج دارد و لذا حاضر است حداکثر امتياز را به طرف مقابل خود بدهد
در اين صورت موضع کشورهای غربی متعصب تر و خشن تر می شود و نرمی طرف ايرانی با تعصب طرف مقابل به جايی نمی رسد. واقعيت اين است که ايران نبايد هيچ عجله ای داشته باشد ايران بايد روی يک مداليته تأکيد کند و آن را مبنای مذاکره و حل مسائل بداند ولی اصرار بر اين که حتماً در اين جلسه يا جلسه آينده کار به انتها برسد، تيم ايران را در موضع ضعف قرار می دهد».
تأکيدات مکرر ارگان خامنه ای برای اين که «دشمن و رقبا» متوجه «عجله» نظام نشوند که ممکن است «نرمی طرف ايرانی به جايی نرسد»، در واقع اذعان به ضرورت سر کشيدن هرچه زودتر جام زهر است.
چرا که «مشکل معيشت» بنا به آمارهايی که اين روزها به آن اذعان می کنند، «انفجاری» «نگران کننده» و «غيرقابل تحمل» شده است.
به اين ترتيب، ريختن جام زهر مذاکرات به حلقوم خامنه ای، تبديل به کليد اميد برای هر دو جناح شده است.