1454569_241369726023274_1996397268_n

دکتر غلامحسین ساعدی (گوهر مراد), از برجسته ترین نویسندگان معاصر ایران, در ۱۳دیماه ۱۳۱۴ (۴ژانویه۱۹۳۶) در تبریز به دنیاآمد. تحصیلاتش را با درجه دکترای پزشکی (روانپزشکی) در تهران به پایان رساند و در همان شهر به طبابت پرداخت.
او نویسنده‌ای توانا و چیره‌دست است که با قدرت تخیل و زبان قصه‌گویش، توانست داستانهایی زیبا و ماندگار خلق کند.ساعدی نویسنده‌ای مردمی است که در طول زندگیش در ایران، مدام با مردم در ارتباط بود، چه از نظر حرفه‌ی پزشکی، چه در نمایشنامه‌ها و چه در دیگر آثارش.
در تمامی آثار ساعدی، از اولين نمايشنامه اش، «كاربافكها در سنگر»، تا آخرين مقاله منتشرشده اش در شورا، ماهنامه شورای ملی مقاومت، تحت عنوان «پناهنده سياسی كيست؟»، عشق به آزادی، وفاداري به مردم ستمزده و كينه نسبت به ديكتاتور و ستمگرو دجال، موج می زند.ساعدی عقیده داشت ـ و این عقیده را آشکارا بیان می کرد ـ که برای مقاومت دربرابر نظام خونخوار و خونریز حاکم جز کاربرد قهر ـ تنها زبانی که نظام حاکم قادر به درک آن است ـ راه دیگری وجود ندارد.
آخرین مقالة با عنوان «پناهندة سیاسی کیست؟», به روشنی, استواری, صلابت, یکدندگی و جسارت او را در مبارزه با رژیم «هنرکش» و آدمخوار آخوندی نشان میدهند:
«پناهندة سیاسی کسی است که چهره به چهره, رودررو, دربرابرِ حکومتِ مسلّط ایستاده بود و اگر بیرون آمده از ترس جان نبوده است؛ او با همان فکرِ مبارزه و با سِلاحِ اندیشة خویش ترکِ خاک و دیار کرده است. پناهندة سیاسی نیّتش این است که با جلّادانِ حاکم بر وطنش تا نفسِ آخر, بجنگد و حاضر نیست از پا بیفتد؛ به لقمه نانی بسنده میکند, ناله سر نمیدهد و شکوه نمیکند؛ مدام در تلاش است که دیوار جهنّم آخوندها را بشکند و به خانه برگردد. خانة او, وطن اوست؛پناهندة سیاسی نارنجکی است که به موقع باید ضامن را بکشد و کوهی را از جا بکند… روحیة پناهندة سیاسی عضلانی است, انگار که از سرب ریخته شده؛ واهمهیی از مرگ ندارد… پناهندة سیاسیِ واقعی انسانی است مرگ برکف, که بی هیچ چشمداشتی میخواهد کمرِ رژیم جمهوریِ اسلامی را بشکند,اما پناهنده سياسي قلّابي جانوري است همه چيز خوار.
دکتر ساعدی در دوم آذر ۱۳۶۴ (۲۳نوامبر۱۹۸۵), به سن ۵۰سالگی در پاریس درگذشت و در گورستان پرلاشز, در نزدیکی مزار صادق هدایت به خاک سپرده شد.
درگذشت شادروان ساعدی ضايعه پردريغی برای فرهنگ و ادب ايران بود .