shiraz

فيگارو ۲۱ نوامبر۲۰۱۳
اگر كارخانه آب سنگين اراك بعنوان يك موضوع اختلاف در مذاكرات هسته‌اي ايران بروز كرد بخاطر اين بود كه پلوتونيومي كه ميسازد ميتواند براي توليد بمب اتمي بكار رود. همه دنيا از اين موضوع خبر داشت ولي برايش فوري نمي نمود. ساختن اين مركز با تأخيرهايي روبرو شده است و تنها در تابستان آينده تكميل خواهد شد. اما اطلاعات جديد اثبات ميكند كه در شتاب خود براي سلاح هسته‌اي ايران با همان لجاجتي كه توليد اورانيوم غني شده را كه تا بحال براي مذاكره كننده هاي غربي در الويت قرار نداشت، دنبال ميكند، رشته پلوتونيوم را نيز با همان جديت دنبال ميكند.
براي اينكه سوخت اشعه پردازي شده نيروگاه اراك، كه رسما براي تحقيقات پزشكي است، بتواند براي اهداف نظامي بكار رود، به تأسيساتي براي جدا سازي پلوتونيوم نياز است. تا بحال هيچ چيز اجازه نميداد گفته شود تهران امكان اينكار را براي خود فراهم كرده است. اما نقشه‌هاي يك كارخانه در منطقه شيراز كه به زودي ساخته خواهد شد و توسط يك سرويس اطلاعاتي غربي بدست آمده است، نشان ميدهد كه چنين قصدي را ايران دارد.
كارخانه شيراز كه IR-10 نام دارد در آوريل گذشته توسط فريدون عباسي رئيس پيشين آژانس انرژي اتمي ايران بطور علني مطرح شد. اين مقام كه بعدا در ماه اوت اخراج شد، از پروژه‌اي جديد شبيه نيروگاه موجود در تهران صحبت كرده بود. نقشه‌هاي بدست آمده از تأسيسات فاش ميسازد كه يك آزمايشگاه نيز در اين تأسيسات قرار خواهد گرفت، كه طبق گفته منابع ما سوخت نيروگاه اراك را مستقيما پردازش نخواهد كرد بلكه بطور قابل توجهي ظرفيت رژيم براي پردازش سوخت هسته‌اي اشعه پردازي شده را افزايش خواهد داد، بويژه براي جداسازي پلوتونيوم.
اين كار بمنظور تهيه ماده شكافنده مورد نياز براي ساختن سلاح هسته‌اي مي‌باشد. اين نقشه سلسله‌اي از سلولهاي داغ را نشان ميدهد كه بخوبي از پرتوهاي هسته‌اي حفاظت ميشوند و در آنجا دانشمندان ايراني قادر خواهند بود براي اولين بار تجربه لازم را بدست آورند. آماده سازيها به پايان رسيده و بزودي كار ساختن كارخانه آغاز خواهد شد.
يك مخفي گاه قبلي
اگر اين افشاگري دقيق باشد نشان خواهد داد كه بار ديگر ايرانيها ماهيت واقعي تأسيسات خود را پنهان ميكنند همانطور كه در مورد كارخانه زيرزميني غني سازي فوردو در نزديكي قم كرده بودند تا اينكه در سال ۲۰۰۹ توسط سرويسهاي اطلاعاتي غربي كشف شد. با وجود لحن آشتي جويانه هيچ چيز با انتخاب حسن روحاني بعنوان رياست جمهوري تغيير نكرده است. مخصوصا اينكه وجود پروژه شيراز توضيح رسمي ايران را مبني بر اينكه نيروگاه آب سنگين اراك هدف غير نظامي دارد را ويران ميكند.
يادآوري ميكنيم كه فرانسه با استفاده از روش پلوتونيوم بود كه به رديف نيروهاي هسته‌اي جهان ارتقاء يافت. و نيز به كمك فرانسه بود كه اسرائيل توانست كارخانه ديمونا را بسازد. اين افشاگري هرچه بيشتر ضرورت پرداختن به موضوع نيروگاه اراك را در همان قرارداد موقت مورد بحث در ژنو را مطرح مي سازد همانطور كه لوران فابيوس در دور پيشين گفتگوها مطرح كرد. اورژانس فقط توقف شتاب تهران براي غني سازي يورانيوم نيست بلكه به همين اندازه نيز بايد جلوي توسعه رشته آلترناتيو يعني پلوتونيوم گرفته شود.
دوره قرارداد موقت مورد بحث شش ماه مي‌باشد. اگر اين مدت بدليل مشكلات در گفتگوها – كه احتمال آن زياد است- به درازا بكشد، كار ساختن اين نيروگاه ميتواند تكميل و مشغول بكار شود. در اين صورت غير ممكن خواهد بود كه بدون خطر يك فاجعه هسته‌اي مشابه چرنوبيل، اين نيروگاه مورد بمباران قرار گيرد.
اگر همين حالا در ژنو اقدامي در اين رابطه نشود، به معني دعوت از اسرائيل براي مداخله نظامي در طي ماههاي آينده تا قبل از اينكه دير شود، خواهد بود.
مشكل نيروگاه اراك بدون راه حل نيست. نيروگاه ميتواند مورد بازرسي دقيق آژانس بين‌المللي قرار گيرد و سوخت پرتو پردازي شده‌اش تحت كنترل بين‌المللي به خارج از كشور منتقل شود تا مورد استفاده نظامي قرار نگيرد. اما در فقدان يك توافق نهايي كار ساختن نيروگاه بايد متوقف شود اگر جامعه بين‌المللي ميخواهد با سورپريزهاي ناگوار مواجه نشود.