يكي از قصه هاي خطرناك دوران ما، كه براي بسياري سياستمداران و ژورناليست ها مورد علاقه است اين است كه رئيس جمهور جديد رژيم ايران، روحاني يك طوري ” رفورميست مدره“ است كه ميتوانيم با او وارد معامله شويم – مثلا معامله هفته قبل كه فرض بر اين است كه ايران توافق كرده است كه به توليد سلاح هاي هسته اي ادامه ندهد و در عوض تحريم هاي سازمان ملل، كه دارد به اقتصادش صدمه ميزند، كم شود.
كساني كه دراين دام مي افتند به اين موضوع بي توجه هستند كه روحاني همان حاكميت رژيم بي رحم ترور را بر مردم ناراضي اش اعمال ميكند. تقريبا۴۰۰ مورد دار زدن از زماني كه انتخاب شده وجود داشته است، نوجوانان زيربیست سال در ملاعام چشم هايشان از حدقه در آورده ميشود، پاسداران رژيم ايران ترور را در خاورميانه گسترش ميدهند و نقش حياتي در كمك به بشار اسد دارند كه به مردم اش اعلام جنگ كرده است. اين معامله ادعايي اتمي ارزش كاغذي كه روي آن نوشته ميشود را ندارد، درست مثل توافقات مشابه در سال۲۰۰۴، وقتي كه روحاني مذاكره كننده اصلي رژيم بود و بعدا لاف ميزد كه چگونه درحاليكه رژيم ايران در حال توليد بمب اتمي اش بود، غرب را فريب داده است.
بعنوان يك دست نشانده، آيت الله خامنه اي، روحاني ممكن است خوشحال باشد كه يكبار ديگر غرب را فريفته است. اما لغو قسمتي از تحريم ها، به تهران كمي وقت بيشتري داده است كه ديكتاتوري درحال فروپاشي اش را، كه روحاني، مانند پيشينيان اش هيچ قصدي براي رفرم آنرا ندارد، حفظ كند.
۱ دسامبر۲۰۱۳

