اعتصاب غذای زندانيان و اعتراض خانواده های آنها عليه احکام جنايتکارانهٴ اعدام، يک بار ديگر توجهات را به وضعيت دهشتناک زندانهای رژيم ولايت فقيه جلب کرده است و اين سؤال را پيش می آورد که زندان در اين نظام جهنمی زندان است يا اردوگاه مرگ؟
با نگاهی به فشارهای گوناگونی که گزمگان حکومتی در زندانها بر زندانيان بی دفاع می آورند، بدون هيچ ترديدی می توان گفت که زندانهای رژيم آخوندی هيچ شباهتی به آنچه که تمدن امروز بشری زندان می نامد، ندارند و بيشتر به اردوگاههای مرگ شباهت دارند.
در مورد زندانی عادی اگر کسی قتلی مرتکب شده باشد و اوليای دم و خانواده مقتول بخواهد رضايت بدهد، قوه قضاييه جنايتکار، خانواده مقتول را تحت فشار قرارمی دهد که رضايت ندهد و نهايتاً حکم اعدام فرد اعدامی را اجرامی کند. قاضی جنايتکار، خانواده مقتول را مخير می کند که بين دو گزينه يکی را انتخاب کند. گزينه اول اين که رضايت ندهد و در جا فرد زندانی اعدام شود، گزينه دوم اين است که درصورتی که خانواده شاکی، رضايت بدهد و فرد اعدامی «قصاص» نشود، زندانی به حبس طولانی محکوم می شود و خانواده مقتول که از «قصاص» صرف نظر کرده، می بايست تا مدتی که زندانی در زندان است، مخارج زندان او را بپردازد. از آنجايی که خانواده مقتول نمی تواند چنين هزينه سنگينی را متحمل شود، نهايتاً مجبور می شود بپذيرد فرد اعدامی اعدام شود.
يکی ديگر از فشارهايی که در زندانها به زندانيان وارد می شود، اين است که اکثر مخارج دارو و تغذيه زندانی برعهده خود او است، و زندانی می بايست مواد مورد نيازش را از فروشگاه زندان با پرداخت پول گزاف تهيه کند، از آنجايی که اکثر زندانيان به لحاظ مالی امکان تهيه مواد غذايی و دارويی مورد نياز را ندارند، بايد در وضعيت گرسنگی و مريضی روزگار را سپری کنند و در اين وضعيت، زندانی به مرگ تدريجی محکوم می شود. بنابراين يکی از اهرمهای رژيم آخوندی برای تحت فشار قرار دادن زندانيان و زجر کش کردن آنان، فشاری است که از طريق قطع جيره های غذايی و دارويی زندانيان برآنها وارد می کند.
مأموران جنايتکار رژيم در زندانها، خانواده بعضی از زندانيان را وادار به طلاق می کنند و از اين طريق هم به مطامع پست و حيوانی خود می رسند، و هم زندانی را تحت فشار مضاعف قرار می دهند
زندانيان مدتهای زيادی در قفس يا کانتينر زندانی می شود. با اين هدف که در اين شرايط زندانی يا تسليم خواسته های پليد مأموران زندان شود و يا در همين وضعيت جان سپارد. نمونه کسانی که در شرايط غيرانسانی زندان جان باختند، مرگ چند زندانی زن در زندان قرچک ورامين بود که روزنامه های حکومتی نيز آن را گزارش کردند. همچنين در زندان قرچک ورامين يک زندانی بر اثر فشارهای ضدانسانی و شرايط وخامت بار تغذيه جان سپرد. تلويزيون رژيم روز ششم مهر 1385به مرگ اين زندانی اعتراف کرد و گفت: چند روز پيش خانواده يکی از زندانيان زندان قرچک ورامين با شکايت به دادسرای جنايی اعلام کرد يکی از بستگانش به علت سوء تغذيه در زندان مرده است. به دنبال اعتراض خانواده و بستگان اين زندانی، سليمانی، مديرکل جلاد زندانهای تهران مجبور به واکنش شد. وی از اساس منکر شرايط وخامت بار تغذيه در زندان گرديد و مدعی شد که در زندانها به اندازه کافی غذا وجود دارد.
هم اکنون زندان قرچک ورامين تبعيدگاه زندانيان سياسی زن خصوصاً زندانيان سياسی هوادار مجاهدين است که در اين رابطه شبنم مددزاده و کبری بنازاده اميرخيزی هر يک به مدت چند ماه در اين زندان تبعيد بودند. مواردی از فشار بر زندانيان در اردوگاه مرگ قرچک ورامين به شرح زيراست:
در مهر ماه 90، دژخيمان رژيم آخوندی يک زن زندانی را در سالن ۶زندان قرچک ورامين با ضربات سنگين به سرش به قتل رساندند، اين زندانی مليحه مشهدی بود که ۴۳سال سن داشت.
درمهرماه 92 دژخيمان رژيم آخوندی در يک اقدام ضدانسانی داروی اعصاب زنان زندانی در زندان قرچک ورامين را قطع کردند. دژخيمان به زندانيان زن اين زندان گفته اند که دولت بودجه ندارد و ورشکسته است و توان تأمين داروهای شما را ندارد. اين در حالی است که اکثر زنان جوان فاقد سرپرست هستند يا اين که خانواده های آنها از اقشار تهی دست جامعه می باشند و قادر به تأمين داروهای فرزندان زندانيشان نمی باشند.
در اسفند 92، دژخيمان خامنه اي27تن از زنان زندانی محبوس در اوين را به زندان قرچک ورامين منتقل کردند.
در حالی که زندان قرچک ورامين مجموعه يی از سوله های جمعی است که هيچ شباهتی به زندانهای عادی ندارد و زنان در شرايط اسفناکی در اين زندان محبوس هستند.
و…
تبعيد کردن زندانيان سياسی به مناطق دور افتاده کشور، از اهرمهای فشاری است که توسط نظام ولايت فقيه بر فرزندان آزاده مردم ايران وارد می شود تبعيد زندانيان به زندانهای مختلف برای زندانيان را می توان زندان در زندان ناميد. رژيم آخوندی زندانيان سياسی را به زندانهای دور افتاده کشور تبعيد می کند تا روحيه مقاومت آنان را درهم بشکند، به اين دليل زندانيان سياسی تبعيدی گاها برای مدتهای طولانی از ملاقات خانواده هايشان محرومند. زيرا به خاطر دوری زندان از محل سکونت خانواده ها و طولانی بودن مسير و همچنين فقر بعضی از خانواده ها، زندانی از ملاقات خانواده اش محروم می شود. رژيم آخوندی برای درهم شکستن زندانيان سياسی و فشار آوردن روی آنان، آنها را به بندهای زندانيان عادی و محل نگهداری زندانيان خطرناک تبعيد می کنند و با تحريک زندانيان عادی و خطرناک عليه زندانيان سياسی، به طور مداوم زندانيان سياسی را تحت شکنجه های روحی قرارمی دهد. يک نمونه از اين نوع فشار بر زندانی سياسی کمتر از يک ماه گذشته بر روی زندانی سياسی ارژنگ داودی اعمال شد. رژيم آخوندی نه تنها وی را به زندان مرکزی بندرعباس تبعيد کرده است بلکه او را در بند3 محل نگهداری مجرمان عادی منتقل نمود.
آری، به اين دليل که زندانهای خامنه ای جنايتکار با هيچ يک از معيارها و استانداردهای جهانی همخوانی ندارند، و با فشارهای گوناگونی که توسط دژخيمان نظام ولايت بر زندانيان اعمال می شود، زندانها در نظامی آخوندی حکم اردوگاههای مرگ را دارند.
زندان در نظام ولايت فقيه زندان است يا اردوگاه مرگ؟

