در شرایطی که اخبار مربوط به آسیبهای اجتماعی و از جمله خودکشی آنهم در حیطه دانش آموزی و دانشجویی چندان منتشر و رسانه ای نمیشود و هنگامی که همان معدود خبرهای منتشر شده مربوط به خودکشی دانشآموزان هم مانند سایر اتفاقهایی چون اعتیاد دانشآموزان، تعداد بازماندگان از تحصیل، تنبیه در مدارس و … کتمان شده و به جای پیدا کردن راهی برای حل این مشکلات، فقط صورت مساله پاک میشود، طبیعی است که جایی برای بررسی، علتشناسی و پیشگیری باقی نماند.
بعنوان مثال دانشآموز ی شیرازی بعد از آن که به دلیل داشتن موبایل اجازه ورود به مدرسه را پیدا نمیکند، دست به خودکشی میزند. هرچند باید برای بیان علت دقیق این اقدام بررسیهای بیشتری صورت بگیرد و جزییات بیشتری به دست بیاید تا ابعاد تاریک آن هم مشخص شود؛ اما چیزی که روشن است این است که خودکشی دانشآموز شیرازی، تنها مورد از این اتفاقات نیست.
سالهاست درباره بعضی قوانین قدیمی یا با اجراهای سلیقهای در مدارس، تنبیههای فیزیکی، آزارهای روانی و برخوردهای ناشایست در بعضی از مدارس با دانشآموزان هشدار داده میشود و حتی کار به مرگ چند دانشآموز بر اثر تنبیه بدنی در مدارس هم کشیده شد ولی هیچ برخورد قاطعانه و پیشگیرانهای صورت نگرفت.
نمونه ای ازچندخودکشی درحکومت تحت حاکمیت سیاه آخوندی .
دانشآموزانی که مرگ را بر درس ترجیح دادند

