يلدا از زمانهای بسيار کهن آمده است. اما هميشه پيام نو می دهد.
يلدا خود شبی است. اما هميشه از روز می گويد.
يلدا هميشه طولانی است. اما هميشه به پايان اشاره می کند، و بحث پايان را به ذهن می آورد.
يلدا، يک سنت ايرانی کهن، فرا رسيده. شب اول دی ماه، اولين شب زمستان، با اسمی که به زبان سريانی، به معنای ميلاد، و تولد است.
و به روايتی زمان ولادت حضرت عيسی مسيح عليه السلام هم هست.
اما يلدای امسال هم باز پر از نويد است.
نويد پايان يافتن شب ولايت فقيه در ايران. هم چنان که شب ستمگری ديکتاتورهای خاورميانه با بهارهای انقلاب، به پايان رسيده و می رسد.
در ايران ما هم، نويد سرنگونی اين شبی که پر از سايه های شوم بود از همهٴ افقها به گوش می آيد.
بله! شب يلدا، شب بيدار نشستن و شب زنده داری ست.
و مردم ايران هم همه بيدار و منتظرند. منتظر صبحی که در آستانة دميدن است.
اين سنت ايرانی است که در شب يلدا مردم ايران بيدار می مانند. تا نحسی را با جشن و شادی از خانه هايشان به در کنند.
در تيرگی يلدای ستم کنونی هم، همه بيدارند تا نحسی حاکميت ولايت فقيه را به در کنند.
يلدا در شعر ايران هم همراه با نويد به پايان رسيدن ستم آمده. سعدی شيرازي شاعر بزرگ ميهن ما سروده است:
«همه بر آن همه دردم اميد درمان است
که آخری بود آخر شبان يلدا را»
و در جای ديگر خطاب به صبح مشتاقان، از طولانی شدن شب يلدا گلايه کرده و گفته است:
برآ ای صبح مشتاقان اگر هنگام روز آمد
که بگرفت اين شب يلدا ملال از ماه و پروينم
بله! يلدا از صبح می گويد. و امروز همهٴ مردم ايران منتظر صبح روشنی هستند که نامش آزادی است. صبح روشنی که بعد از شب تيرهٴ ستم ولايت فقيه خواهد دميد. اما برای دميدن اين صبح، بايد اميد داشت. بايد چهرهٴ يوسف آزادی را در ته چاه شب يلدا ديد.
آری! چنان که خاقانی می گويد:
همه شبهای غم آبستن روز طربند
يوسف روز به چاه شب يلدا بينيم. جشن شب يلدا مبارک!
شب يلدا، جشن اميد به صبح

