تو اوضاعِ ملتهب دانشگاهها، آخوند روحاني به دانشگاه ملي رفت تا شايد بتونه با گدايي حمايت و دركردن قمپزهاي اعتدال، خودش رو در جنگ قدرت با باند خامنه اي جلو بندازه. آخوند روحاني در جريان سخنرانيش در دانشگاه ملي، آه و ناله ميكردكه چرا تا به حال دانشجويان و اساتيد تحويلش نگرفتن و براي جام زهري كه به خامنه اي خورانده، هلهله و پايكوبي نكردن و چرا از بابت اين عقب نشيني مفتضحانه بهش تبريك نگفتن. او به عمد شعار «زنداني سياسي آزاد بايد گردد» رو نشنيده گرفت.فعاليتهاي علني دانشجويان براي بركناري رؤساي مزدور دانشگاهها رو نديده گرفت و دم از زبان علم و عقلانيت زد.
اگه تو متن سخنراني اين شياد كليدواژة «آزادي» جستجو كنيد، هيچ نتيجه اي دستگيرتون نميشه. او دجالانه از الفاظي مثل زبان علم و عقلانيت، كرسي آزاد انديشي يا آزاديهاي آكادميك استفاده ميكنه و هزار و يك پيشوند و پسوند واسه كلماتش ميذاره تا اصل موضوع كه آزاديه رو، دور بزنه و هيچ چيز در موردش نگه. غافل از اينكه دانشجوي امروز فريب اين مكر و حيلة آخوندي رو نميخوره و خواسته اي جز نفيِ تماميتِ ديكتاتوري ولايت فقيه نداره.
براي آخوند روحاني دانشجو و دانشگاه هم يكي از اهرمهايي است كه در جنگ قدرت روي اون حساب كرده. بي دليل نيست كه بارها و بارها به بهانه هاي مختلف به دانشگاه مياد تا دانشجو و دانشگاهي رو با خودش همراه كنه. اما دانشگاهيان آگاه ايراني به خوبي فهميدندكه اين عجز و لابه ها در دانشگاه تنها بيانگر شقه و شكاف در رأس نظام ولايت فقيه هست. حالا دور، دورِ دانشجوهاست تا با فريادها و اعتراضاتشون، حقوق حقة خودشون و خلقشون رو فرياد كنن. حقوقي كه ميشه اون رو در يك كلمه خلاصه كرد. «آزادي».
#ایران #جامعه #اعتراض #نابخشودنی #فتنه #عدالت #بگونه

