ورشکستگی نمايش 22بهمن رژيم، به حدی آشکار بود که مطبوعات و رسانه های حکومتی نتوانستند آن را بپوشانند. نمايشی که هردو باند رژيم برايش سرمايه گذاری زيادی کرده بودند. رفسنجانی و روحانی برای شرکت در اين نمايش فراخوان ويژه داده بودند. روحانی خواسته بود که به قول خودش همهٴ جناحها در آن شرکت کنند. خامنه ای هم فراخوان داده و روز 19بهمن، هنگام به صحنه آمدن، جواب «بی ادبيها» ی آمريکا را به شعارهای اين نمايش حواله داده بود. رفسنجانی و روحانی در اين توهم مسخره بودند که فراخوان آنها باعث جلب جمعيت ميليونی به نمايش 22بهمن خواهد شد. به نظر می رسد که مانند ملانصرالدين خودشان هم گول دروغی را خورده اند که از روز درآمدن از صندوق برای مردم بافته بودند. رسانه های ولايت از وحدتی دم می زدند که ميان باندهای رژيم برای شرکت در اين نمايش شکل گرفته است.
اما آنچه در صحنهٴ نمايش حتی از تلويزيون رژيم شاهدش بوديم، به هيچ يک از اين آرزوهای گيج و وهم آلود شباهت نداشت. تلويزيون رژيم به رغم استفاده از کليه شگردهای دجالگرانه و نمايشی نتوانست جمعيتی را که با زور و فشار يا وعدهٴ سانديس و امثال آن به صحنه کشانده بودند، حتی به اندازه سالهای گذشته به نمايش بگذارد. تلويزيون سی.ان.ان شمار شرکت کنندگان را هزاران نفر اعلام کرد. ابعاد ورشکستگی آن چنان بود که آخوند روحانی با يک ساعت و نيم تأخير از زمان اعلام شده برای سخنرانی ظاهر شد، با اين حال هنوز حاشيه های ميدان خالی بود و دوربينها از نشان دادن آن می گريختند. به نظر می رسد که اين ضربه برای پراندن توهم مسخره از سر باند رفسنجانی روحانی کافی بوده زيرا روزنامه های اين باند در صبح چهارشنبه از هر گونه اشاره به ابعاد جمعيت طفره رفتند و نه تنها نتوانستند از نمايش وحدت، کلمه يی به زبان بياورند، بلکه به خاطر شکافی که در سراسر صحنه آشکار بود آه و ناله سر دادند. روزنامه جمهوری در سرمقاله اش «گفتارها و رفتارهای رقبای سياسی» را «يک خطر بزرگ» برای رژيم و «يک هديه بزرگ به دشمنان» توصيف کرد.
روزنامه حکومتی ابتکار وابسته به باند رفسنجانی، در سرمقاله اش بر فاصلهٴ زيادی که ميان آن چه توسط حسن روحانی از تريبون گفته شد با آنچه «در بيانيه هشت ماده ای تنظيم شده» توسط شورای هماهنگی تبليغات اسلامی، وابسته به باند خامنه ای منتشر شد انگشت گذاشته و نوشته است: مطالب اين قطعنامه «به جای وحدت آفرينی و ايجاد همدلی و يک صدايی در عرصه سياست خارجی از استراتژی ”تهديد عليه تهديد“ سخن گفته» است و شبيه قطعنامه های زمان احمدی نژاد بوده است.
ارگان پاسدار رضايی يعنی سايت حکومتی تابناک هم وجه ديگری از جنگ باندی را که به جای وحدت کذايی در نمايش 22بهمن آشکار شد، علنی کرد و نوشت به هنگام ورود رفسنجانی به صحنه عده يی شعار مرگ بر ضدولايت فقيه سر دادند. پاسدار رضايی آنها را لباس شخصيها ناميده و نوشته است: وقتی رفسنجانی صحنه را ترک کرد، همين لباس شخصيها شماری را که توسط رفسنجانی به صحنه آورده شده بودند تا درود بر هاشمی بگويند، دستگير کردند. رسانه های حکومتی همچنين از دستگيری عده يی که عکس رفسنجانی يا روحانی را حمل می کردند نيز خبر دادند.
از اين نمونه ها که نشان می دهند چگونه صحنه يی که قرار بود بيانگر وحدت باشد، به نمايش ورشکستگی و کشمکش باندی و بحران تبديل شد، زياد است، اما به نظر می رسد که همين تعداد به مصداق مشت نمونهٴ خروار کافی است. اما اين نمايش ورشکستگی به طور خلاصه يک پيام در بر دارد: آثار زهر چنان در جسم نظام ولايت اثر گذاشته و جنگ باندی به حدی رسيده که ديگر حتی برای يک روز و يک صحنه هم نمی توانند اسمی از وحدت ببرند و رژيم آخوندی هيچ راهی برای خروج از بن بستی که در آن گرفتار است ندارد. تنها راه مسير سراشيبی است که به عمق درهٴ سرنگونی راه می برد.
#شقه #بحران #22بهمن #ایران #زندانی_سیاسی #زندان #فتنه #قیام #اعتراض #نابخشودنی #عدالت #بگونه

