1911701_271604089666504_1724733947_n

بسم‌الحق
فضل‌الله مجاهدین علی القاعدین اجرأ عظیما

برادر بزرگوار و عزیز و مبارزم جناب آقای دکتر هانی یازرلو
بر تو مبارکباد رنج‌هایی که به‌خاطر خلق و خالق تحمل می‌کنی
برادر هانی، این جلادان مسلمان نما تحمل اینکه تو بتوانی هفته‌ای یکبار چند دقیقه از پشت شیشه، زن و فرزندت را ببینی و با آنها حال و احوال کنی را هم تحمل نکردند و به زندان مشهد تبعیدت کردند تا در بین زندانیان عادی بیشتر عذابت دهند، با این پندار که شاید قلب رئوف و پاکت که چندبار چاقوی جراح را لمس کرده، از کار بیفتد و جانیان بتوانند به خیال خود از دست و زبانت خلاص شوند.
دست و زبانی که جز در خدمت ستمدیدگان و استحمار شدگان نمی‌گفت و نمی‌نوشت.
به «ن والقلم» ای دوست خورده‌ام سوگند
که جز به خدمت «آزادگان» اندر بند
قلم بدست نگیرم، هر آنکه جز این کرد
بریده باد دو دستش همیشه باد نژند
هانی شیردل؛ تو اسوه و نمونه‌ی مقاومت یک خلقی، تو از قبیله‌ی پاکانی، تو از آن بندگانی که خدا به صبرشان افتخار می‌کند (ان‌الله یحب الصابرین) شما چهار نفر، تو و همسرت و پسرانت حامد و هود، از نعمت یافتگانید که به دست غصب‌شدگان و گمراهان (مغضوب علیهم والضالین) مورد آزمون قرار گرفته‌اید.
تو در نوزده سالگی، هنگام دانشجویی در نظام شاهی و پس از انقلاب در نظام شیخی در مجموع هفت سال، و همسرت هشت سال (۵ سال و ۳ سال) زندان‌های نظام ولایی را تجربه کرده‌اید و پسران شما حامد و هود این افتخار را داشته‌اند که هریک سه سال در اسارت ملایان باشند.
شما انسان‌های پاک و با شرف و عقیده‌مند به آزادی و برابری و عدالت آتش برافروخته شده از سوی فرعونیان را تحمل کردید و چون شیر در برابر موش‌ها مقاومت کردید.
تبارک‌الله از این همه استقامت و پایداری بر سر عقیده و ایمان، شما چه کرده بودید؟ عشق‌ورزی به آزادی و برابری و دیگر هیچ، درود بر شرف، اخلاق، انسانیت و مقاومتتان باد.
دکتر هانی عزیز؛ شنیدم که در زندان اوین و بند ۳۵۰ همانگونه که خصلت شمایان است در طبابت هیچ تفاوتی بین دوستان و نادوستان نمی‌گذاشتی، بر تو چنین روش و منشی مبارکباد.
این صفت از تو و همفکران و هم‌رزمانت عجیب نیست، شمایان را خداوند چنین آفریده تا اسوه‌ای باید برای همه‌ی انسان‌ها. حالا که تو را به زندان مشهد تبعید کرده‌اند تا بین زندانیان عادی باشی مطمئن هستم با رفتار نیکویت با آنها همان شیوه‌ای را خواهی داشت که با زندانیان سیاسی داشتی!
دکتر خوب و مهربان، من خاطره‌ی بیست و هشتمین روزهای هر ماه را که می‌آمدی تا آمپول دیفرلینم را بزنی هرگز فراموش نمی‌کنم که با چه دقت و وسواس این کار حساس را انجام می‌دادی و پس از تزریق کنار تختم می‌نشستی و از گذشته‌ها و ظلم و جنایت‌هایی که در حق ما و ملت ایران رفته سخن می‌گفتیم، می‌گفتیم از حقیر مردن آن بازجویانی که می‌خواستند ما را تحقیر کنند و…
هانی عزیز، امید دارم بار دیگر تو را ببینم و تحمل و بردباریت را ستایش کنم.
زنده‌باد آزادی و برابری
دکتر محمد ملکی

#ایران #محمدملکی #نامه #هانی_بازرلو #زندان #زندانی_سیاسی #قیام #آزادی #عدالت #اعتراض #نابخشودنی #بگونه