برابری، يک آرمان زنده و جوشان و رزم آور است. زيرا هر روز و هر ساعت، نابرابری و تحقير، در کار شلاق زدن بر گرده زنان در تمام گيتی است. زيرا که هنوز اکثريت عظيمی از زنان، حتی صاحب جسم و جان و عاطفه و انديشه و سرنوشت خود نيستند.
زيرا که هنوز در قرن بيست و يکم، مهمترين حربه ها برای تحقير و حذف زنان و از ميدان به در کردن آنها، اتهامها و ناسزاهای مردسالارانه و ارتجاعی است. و هنوز ذهنيتها و ناباوريهای ويرانگر راه پيشروی زنان را بسته است.
به همين دليل بايد سدها و موانع را از ميان برداريم، سقفهای شيشه يی را يکی بعد از ديگری بشکنيم، به هيچ دستاوردی قانع نباشيم و قله ها را يکی بعد از ديگری فتح کنيم. در غير اين صورت تا الگو و نظام حاکم ادامه دارد، زنان هم چنان فرودستند و از آنچه شايستهٴ آنند، يعنی از ادارهٴ سرنوشت خود و جامعه و کشورشان حذف می شوند.
اما امروز فراتر از همه هدفهای جنبشهای برابری طلب، زنان برای يک دگرگونی عميق و همه جانبه به پا خاسته اند. آن جنبش آزاديبخش مدرن که لازمه پيشروی جوامع بشری در قرن ۲۱ است، هستهٴ اصلياش نيروی زنان است.
در اين جا ياد زنانی را گرامی می داريم که روز جهانی زن، از ياد آنها زنده و پرغرور است.
از المپ دوگوژ تا کلارا زاتکين، از فاطمه امينی، مرضيه اسکويی، اعظم روحی آهنگران و مهرنوش ابراهيمی، تا اشرف شهيدان، مهين رضايی، بتول رجايی و دهها هزار زنی که در مبارزه با آخوندهای حاکم، شکنجه شده و به شهادت رسيدند. از ندا و زنان و دخترانی که در قيامهای سال ۸۸ به شهادت رسيدند، تا ستارگان فروزانی هم چون زهره و گيتی، ژيلا و ميترا، فاطمه و مريم، پوران و کلثوم و رويا. به همه آنها درود می فرستيم.
رژيم ولايت فقيه که قانون اساسی و تمام قوانين و سياستهايش بر اساس تبعيض و زن ستيزی است، در سالهای اخير قوانين زن ستيزانهٴ جديدی را به کار گرفته و به جنگ با زنان ايرانی آمده است، از جمله:
طرح واداشتن خانواده ها به داشتن بچه های بيشتر، طرح شنيع ازدواج مردان با دختر خوانده هايشان، سهميه بندی و جداسازی جنسيتی در دانشگاهها،
ممنوع کردن دختران از تحصيل در ۷۷رشته دانشگاهی و بسياری ممنوعيتهای ديگر.
در سرتاسر ايران به هر جا که نگاه می کنيد، زن ايرانی هدف ستم و بيداد و سرکوب است: در بانه، نام او آوين عثمانی هفده ساله است که پاسداران او را به قتل رساندند.
در تهران، نام او سميه است که با دختر شش ساله اش، رعنا، قربانی اسيدپاشی شده اند. در بلوچستان، آنها دختران زير پانزده ساله اند که قربانی ازدواجهای اجباری شده اند. در برابر زندان قزل حصار يا در مقابل ساختمان مجلس ارتجاع، مادران و زنانی هستند که برای اعتراض به اعدام فرزندانشان جمع شده اند.
در دزفول، مسجد سليمان و اليگودرز و ازنا و دورود و ايذه و اصفهان، آنها زنان به جان آمده بختياری اند که همين دو هفته پيش عليه ستم و اهانت آخوندها قيام کردند.
و در زندانهای سياسی خواهران دلير و مقاوم ما هستند که دژخيمان را به شکست می کشانند.
به آنها، به خواهرانم و دخترانم در سراسر ايران می گويم محکم بايستيد و پايداری کنيد! اين رژيم زن ستيز به آخر کار خود رسيده است. برای زن ايرانی و همه زنان در منطقه، اين زمان، زمان عبور از نوميدی به اميدواری است. عبور از خشم به انگيزه يی برای تغيير کردن و تغيير دادن و عبور از ماتم و دلمردگی به انرژيهای تازه يی برای پيشروی.
مارتين لوترکينگ گفته بود: «قوس جهان بسيار بلند و کشيده است، اما همواره به سوی عدالت خم می شود». بی ترديد، جهان و روزگار زنان ايران و زنان منطقه نيز لاجرم عدالت، آزادی و برابری را در تقدير دارد.
آری، يقين کنيد که سرانجام همين زنان سرکوب شده اند که رژيم ولايت فقيه را سرنگون می کنند.
سلام بر زنان به پاخاسته در سراسر جهان و ايران
سلام بر هزار زن پيشتاز در ليبرتی،
سلام بر آزادی ـ درود بر همه شما
قسمتی از سخنرانی خانم مريم رجوی در گردهمايی به مناسبت روز جهانی زن
اول اسفند ۱۳۹۲

