آرش عزیز،
شنیدم که رسانه ای نارسا و نامرد، در تلویزیون ایران، که میان خانهها «شبکۀ گَند و گُه» نام گرفته، شب ها به مهمان ناخوانده و ناخواسته ای که منم، فحش و فضیحت می فرستد که مبادا مرا بخوانند و یا بخواهانند، و در این میان بستگان و دلبستگان مرا
جریحه دار کرده اند، وهیجان آن دارند که قصدِ آمدنم هست.
دوست دارم به همۀ آنهائی که دوستم دارند، و یا ندارند بگوئی،
به آن روحیههای جوان و آن همه دل های پاک، که در شعر من نفس میکشند و نفس میدهند، ملیون ها دختران و پسرانم، و تو،
که خود از خیل آن پاکانی، و تشنۀ آنی که بدانی کی به ایران
برمی گردم، اوه، پسرم !
هروقت آزادی به ایران برگردد، من هم برمی گردم ـ
مطمئن باش !
تا وقت دیگر قربانت

