
خجسته بهاران شعری از امیر کارگر
دوباره شاخه های باغ ، پر از جوانه می شوند
دوباره این جوانه ها ، ز گـُل نشانه می شوند
پرنده های مانده دور ، ز آشیانه ها بزور
بشوق دیدن وطن ، درون خانه می شوند
لب ِ تمام عاشقان ، بجای ذکر ناله ها
برای خرج بوسه ها، پر از بهانه می شوند
دوباره چشمه های عشق ، زسینه های پر زمهر
بقصد ِ کِشت ِ اعتماد ، به دل روانه می شوند
دوباره نام عاشقان ، بخاک و خون فتادگان
به سجده گاه شاعران ، نـُت ِ ترانه می شوند
سیاوش و امیر ، ندا – حنیف ، ترانه و صبا
چو یک قسم برای خلق ، کـُد ِ زمانه می شوند
به یـُمـن مرکب ِ بهار ، اگر که ما شویم بپا
تمام قطره های خون ، دوباره دانه می شوند
خجسته باد چنین بهار، به هر سپیده ای تبار
که بر ضمیر خستگان ، بسان کرانه می شوند
به آن بهار آوران ، به شب هجوم آوران
که پرتویی ز جنس خور،در این سمانه می شوند
#بهاران #نوروز #عید #ایران #سال1393
