سهراب سپهری در پانزدهم مهر ۱۳۰۷ در کاشان بدنيا آمد. سهراب، شاعری است که شعرش طراحی لحظه های شاعرانه اش بود و نقاشی اش لبريز از شعر. سپهری در شعر دارای سبک ويژه يی بود و از او ۸کتاب شعر برجای مانده است. سهراب سپهری در اول اريبهشت ۱۳۵۹ در تهران درگذشت. شادروان غلامحسين ساعدي درباره سهراب نوشته: «خيلی آدم غريبی بود. اصلاً و مطلقاً اعتنا به هيچ چيز نداشت. واقعاً اين جوری بود. همين طور خودش غريب بود که شعرش غريبه و نقاشيهايش غريبه. گاهی وقتها مثلاًًً می چسبونند که سبک ژاپنی کار می کرده، اصلاً اين جوری نيست. او کاشانی بود.سال۱۳۳۰ شروع کرد به انتشار جنگ شعر و اينو همين طور ادامه داد. داد و داد و داد و هزاران کار کرد. ولی آدمی بود که هيچ وقت خودش رو مطرح نمی کرد. تابلوهاشو اصلاً جدی نمی گرفت. اين آدم يک دفعه می رفت اطراف کاشان و روی خاک می خوابيد. شعری که می ساخت، می ساخت عين تابلو. خيلی دقيق کار می کرد و اصلاً برای خودش کار نمی کرد. می دونست برای کی کار می کنه. آره هميشه يک دنيا در جلو چشمش بود، واقعاً عين يک آينه به اون نگاه می کرد. هزاران دفعه به من گفت: غلامحسين من خودم رو خيلی کوچک می بينم در مقابل اين آينه، چرا من اين قدر کوچکم. تنها آدمی که خيلی واقعاً به طور صريح اعتراف کرد، فروغ فرخزاد بود. فروغ فرخزاد يک روز به من گفت تنهاچيزی که تاحالا ياد گرفتم، از سهرابه. گفتم بابت چی؟ وزن و قافيه شعر؟ ريتم؟ اينها؟ چی؟ نمی فهمم چی ميگی؟ دقيق گفت: تواضع؛ تواضع رو از او ياد گرفتم. هميشه اين جوری بود. مهمترين کار سهراب نه شعرشه، نه تابلوهاشه، مهمترين کار سهراب، زندگيشه. آزاده وار زندگی کرد و دردناک مرد».
#ایران #سهراب_سپهری #شاعر #بگونه

