نام واقعی او «گلاندام طاهرخانی» بود. خودش گویا میگفت نامش مهناز است. ما اما او را با نام سوسن میشناسیم. خوانندهی کوچه و بازار مینامندش، اما در دل روشنفکران نیز جای پایی بر جای گذاشت.
میگویند سواد خواندن و نوشتن نداشته و شعرها را از حفظ میکرده و میخوانده است. هوشنگ ابتهاج (سایه) که تجربه زیادی در موسیقی دارد، میگوید او هرگز حتی یک نت را اشتباه نخوانده است.
سال تولد او در جایی ۱۳۱۹، در جایی دیگری ۱۳۲۳ و محل تولدش قصر شیرین، کرمانشاه یا روستایی به نام طرازک نوشته شده است. نام واقعی او گل اندام یا آنگونه که خودش در مصاحبهای گفته مهناز بود. به هر حال زندگینامه دقیق او در دست نیست. اما همین هنرمندی که نه تاریخ دقیق تولد، نه محلزاده شدن و نه سرگذشتش روشن است، آنچنان تاثیری بر هوادارانش گذاشت که همچنان یادش و نامش زنده و گرامی است.
آنطور که در رسانههای مجازی آمده است، سوسن در آغاز با نام «ویکتور» در کابارهها و رستورانها به تقلید از قمر و دلکش و ملوک ضرابی میخوانده است. در یک چیز تردید نیست. از پائین برخاسته بود و به اوج شهرت رسیده بود. در این اوج اما هرگز خود را گم نکرد. سوسن همچنان سوسن باقی ماند.
مانند قمر دست و دلباز بود. کمک به احداث بیمارستانی در قصر شیرین زادگاهش، نشان از همان بزرگواریهای قمرگونه داشت. اعضای ارکسترش را نو نوار میکرد و طاقت دیدن فقر کسی را نداشت. خود اما در سالهای پایانی بازگشتی دوباره داشت به همان تنگدستی دوران کودکی. این بار در آمریکا، کشوری که اغلب ایرانیان ثروتمند در آن اقامت دارند.
اسماعیل خوئی، شاعر نامدار میگوید: در شعر، چه گفتن مهم نیست، چگونه گفتن مهم است. ترانه سرایان نیز میدانستند که چگونه باید برای یک خوانندهی محبوب مردمی بسرایند: نمیپرسی زمن پیش از توای غم/ چه کس در خلوت دل آشیان داشت؟ /
چه کس بود و چرا رفت و کجا رفت/ چه جایی بهتر از اینجا نشان داشت؟ /
تاریخ تولد سوسن چندان مشخص نیست. اما همه رسانهها تاریخ مرگ او را دقیق نگاشتهاند. سیزدهم اردیبهشت ماه سال ۱۳۸۳. او در اوج بلند همتي ولي در فقر و نداري با جهان بدرود گفت.
#سوسن #خواننده #ایران #بگونه

