10342612_10200947318725366_74552795_n

همهٴ باندهای حکومتی از بيت خامنه ای تا باند رفسنجانی – روحانی فرياد و فغان سر داده اند و به هم نسبت به ”انفجار اجتماعی“ هشدار می دهند؛ به نوشته سردبير روزنامه حکومتی ابتکار ”همه مان در يک کشتی نشسته ايم و يک سرنوشت داريم“.
سه روز بعد از روز جهانی کارگر، يک کارگزار رژيم اعتراف کرد که علت اجازه ندادن به کارگران برای راهپيمايی روز کارگر چيزی جز وحشت از ”انفجار اجتماعی“ نبوده است. سعيد ليلاز اقتصاددان رژيم طی مصاحبه ای با روزنامه حکومتی ابتکار (۱۴ارديبهشت) گفت: ”همان طور که ديديم دستگاههای امنيتی با درک شرايط خطير در جامعه، اجازه راهپيمايی روز کارگر را ندادند“. اين کارگزار رژيم، در جای ديگری از صحبتش از ”شرايط خطير“ و ”انفجار اجتماعی“ ياد می کند و رهنمود می دهد: ”برای اين که بتوانيم جلوی انفجار اجتماعی را بگيريم بايد دو کار بسيار مهم انجام دهيم. نخست اين که هر چه سريعتر نرخ بيکاری را به زير ده درصد کاهش دهيم و دوم اين که قدرت خريد شاغلان فعلی را حداکثر تا سال آينده، احيا کنيم“. اين که رژيم آخوندی بعد از 35سال خرابکاری و فساد و دزدی و تخريب زيرساختهای توليد ايران بتواند اين دو قلم کار اساسی را انجام دهد يک رؤيای تحقق نيافتنی است. زيرا درهم شکستگی اقتصادی رژيم به جايی رسيده که از پرداخت حقوق کارمندان خودش هم عاجز مانده است.
از سوی ديگر، ۹۷درصد مردم اولاً در طرح ”نه به يارانه“ به رژيم آخوندی نه گفتند و دست رد به سينهٴ رژيم زدند. ثانيا نظام زهرخوردهٴ آخوندی لرزان تر از آن است که بتواند با چماقداری و بگير و ببند، جامعه جوشان ايران را ساکت کند. حتی در همين چند روز اخير بلافاصله بعد از روز کارگر فريادهای «مرگ بر غارتگران!» و «وزارت صنايع اين آخرين هشدار است!» از حلقوم کارگران مخابرات راه دور شيراز برخاست. دو روز قبل از آن کشاورزان خشمگين رودبار جنوب به فرمانداری اين شهر حمله کردند و شيشه های آن را شکستند. اعتراضات گسترده کارگران لوله سازی اهواز در روز 14ارديبهشت در مقابل مجلس ارتجاع و برگزاری مراسم روز کارگر در شهرهای سنندج، سقز، بانه، پاوه، مريوان و ديگر شهرهای ميهن نمونه های برجستهٴ همين ناتوانی رژيم آخوندی از مهار خشم کارگران و زحمتکشان ميهن است. ثالثا، در دوران زهرخوردگی و سرنگونی رژيم هر اقدام به اصطلاح ضدانگيزه ای آن چنان که اين کارگزار رژيم می گويد قادر نيست اين رژيم را نجات دهد و عکس عمل می کند. مانند طرح توزيع سبد کالا. بسته ای که ظاهراً هديه ای بود از طرف دولت برای کمک به اقشار ضعيف، اما نه تنها کسی از اين به اصطلاح طرح ضدانگيزه ای تشکر نکرد، بلکه فريادها عليه رژيم بلند شد. آنچه که بايد رژيم آخوندی بعد از نوشيدن جام زهر اتمی بنوشد، نه طرحهای ضدانگيزه ای برای جلوگيری از ”انفجار اجتماعی“ بلکه نوشيدن جام زهر حقوق بشر و آزاديهای مردم ايران است که البته در آن صورت از رژيم آخوندی با ۳۵سال جنايت و شقاوت عليه حقوق بشر مردم ايران اثری باقی نخواهد ماند.

‫#‏ایران‬ ‫#‏قیام‬ ‫#‏همبستگی‬ ‫#‏بگونه‬