10292213_635190983223539_6496981867221988980_n

او به نقش زنان در تغيير و انقلاب ايمان عميقي داشت و خود گفته بود: «زنان ايراني تجربه‌هاي خارق‌العاده‌يي، مثل انقلاب و بلافاصله بعد از آن جنگ را پشت سر گذاشتند. زن جنس اعجاب‌آوري براي تحول ژرف و پايداري در برابر آن بود. تك تك زنان ايراني در گرداب اين شرايط، هم جرأت خودشان را نشان دادند و هم صبوري عجين‌شده با ذات زنان را… اما زير بار زورگويي و ظلم نمي‌روند. نويسندگان زن ما هم شايد به اين دليل كه جامعهٌ مردسالار، آنها را وادار به تحمل تحقير مي‌كند، سعي كردند با نيرويي مضاعف پرواز كنند. ميله‌هاي قفس و زنجيرهاي پيرامونشان را بشكنند و خودشان را به عنوان انسان و نه سوژهٌ صنفي در جامعه تثبيت كنند». غزاله عليزاده، به‌دليل مخالفت با رژيم خميني مدتها زنداني شده و تحت شكنجه قرار گرفته بود. پس از آزادي از زندان هم از طرف وزارت اطلاعات رژيم، همواره تحت كنترل و فشار بود. او نويسنده‌يي مبارز و مخالف استبداد بود و با اعتقاد به دموكراسي، از سالهاي دوران دانشجوييش، با مبارزان راه آزادي و استقلال ايران همراهي مي‌كرد. روز شنبه ۲۲ارديبهشت، ۱۳۷۵ در روستايي دور‌دست در سواحل درياي خزر، جسد غزالهٌ عليزاده، نويسندهٌ محبوب و صاحب‌ نام ايراني، را به نحوي غيرمنتظره، آويخته از يك درخت، پيدا كردند، همزمان با مرگ او، پاسداران به نمايشگاه كتاب تهران حمله كردند و كتابهاي او را از دسترس مردم جمع‌آوري كردند. اما حقيقتي كه غزاله در داستان مشهورش «خانه ادريسي ها» از جامعه دگرگون ايران به تصوير كشيده بود را هرگز نتوانستند بكشند.