او به نقش زنان در تغيير و انقلاب ايمان عميقي داشت و خود گفته بود: «زنان ايراني تجربههاي خارقالعادهيي، مثل انقلاب و بلافاصله بعد از آن جنگ را پشت سر گذاشتند. زن جنس اعجابآوري براي تحول ژرف و پايداري در برابر آن بود. تك تك زنان ايراني در گرداب اين شرايط، هم جرأت خودشان را نشان دادند و هم صبوري عجينشده با ذات زنان را… اما زير بار زورگويي و ظلم نميروند. نويسندگان زن ما هم شايد به اين دليل كه جامعهٌ مردسالار، آنها را وادار به تحمل تحقير ميكند، سعي كردند با نيرويي مضاعف پرواز كنند. ميلههاي قفس و زنجيرهاي پيرامونشان را بشكنند و خودشان را به عنوان انسان و نه سوژهٌ صنفي در جامعه تثبيت كنند». غزاله عليزاده، بهدليل مخالفت با رژيم خميني مدتها زنداني شده و تحت شكنجه قرار گرفته بود. پس از آزادي از زندان هم از طرف وزارت اطلاعات رژيم، همواره تحت كنترل و فشار بود. او نويسندهيي مبارز و مخالف استبداد بود و با اعتقاد به دموكراسي، از سالهاي دوران دانشجوييش، با مبارزان راه آزادي و استقلال ايران همراهي ميكرد. روز شنبه ۲۲ارديبهشت، ۱۳۷۵ در روستايي دوردست در سواحل درياي خزر، جسد غزالهٌ عليزاده، نويسندهٌ محبوب و صاحب نام ايراني، را به نحوي غيرمنتظره، آويخته از يك درخت، پيدا كردند، همزمان با مرگ او، پاسداران به نمايشگاه كتاب تهران حمله كردند و كتابهاي او را از دسترس مردم جمعآوري كردند. اما حقيقتي كه غزاله در داستان مشهورش «خانه ادريسي ها» از جامعه دگرگون ايران به تصوير كشيده بود را هرگز نتوانستند بكشند.
غزاله عليزاده ، نويسنده آزاده اي كه فداي آزادي قلم شد

