10374058_10203608739355424_1259222758674360279_n

روزنامه الشرق الأوسط در يک مقاله به فعاليتهای رژيم و لابی آن در آمريکا و چگونگی فعاليت اين لابی و نقش نفوذ نمايندگی رژيم در سازمان ملل بر آن اشاره می کند.
الشرق الأوسط با طعنه بر شعارهای دجالگرانه رژيم ولايت فقيه عليه آمريکا، اين شعارها را پوشالی می نامد که از حد شعار ”مرگ بر آمريکا“ فراتر نمی رود، و به رغم شعارهای لفظی و ميان تهی عليه آمريکا، رژيم سخت در آمريکا مشغول است تا نظر سياستمدران و دولتمردان آمريکايی را نسبت به رژيم تغيير دهد و با هزينه بسيار تلاش دارد با گروه های فشار ”لابی“ به اين هدف دست يابد: ”از نيمه دهه 90 ميلادی رژيم ايران مشغول تشکيل گروه های فشار با نام“ لابی ”در پايتخت آمريکا با پشتوانه مالی رژيم ايران شد. اين گروهها تحت کنترل هيأت دائمی رژيم ايران در سازمان ملل متحد در نيويورک بودند“.
نويسنده مقاله الشرق الأوسط در ادامه مقاله به جريان دعوتش توسط مرکز آمريکايی وودرو ويلسون (تعدادی از لابی های آمريکايی ولابی هايی باشناسنامه ايرانی که درخدمت رژيم ايران هستند در اين مرکز هستند) اشاره می کند تا در يک سمينار تحت عنوان ”ايران در 5سال آينده تغيير يا تثبيت بيشتر وضعيت فعلی“ شرکت کند.
نويسنده سپس شرکت کنندگان در کنفرانس را معرفی می کند که هدف آنها لابی گری برای رژيم آخوندی و تلاش برای کم کردن بار فشارها و تحريمهای آمريکا عليه رژيم است…
نويسنده از يک به اصطلاح شرکت مشورتی به نام ”آتيه اينتر نشنال“ وابسته به «گروه آتيه» در تهران نام می برد که يکی از شرکتهای وابسته رژيم ايران است که ادعا دارد: ”در ارائه «کمک و توصيه به شرکتهای خارجی برای ورود و کار موفق در بازار ايرانی» فعاليت دارد“.
الشرق الأوسط يکی ديگر از سخنرانان کنفرانس را به عنوان يک محقق فرانسوی معرفی می کند که از لابی های رژيم است و می خواهد به رژيم آخوندی فرصت داده شود که اورانيوم را غنی سازی کند و رسيدن به توافق با آن منجر به رفع تحريمها و عادی سازی روابط با غرب به ويژه آمريکا شود.
سخنران ديگر جلسه سفير سابق ايتاليا در تهران بوده که عقيده دارد، بهتر است دولت آمريکا به شعر و شعارها و سخنان ضد آمريکايی رژيم توجهی نکند و به سمت گشايش با آن ادامه دهد.
نويسده مقاله معتقد است توسکانو، سفير سابق ايتاليا در تهران وظيفه دارد: ”چهره رژيم ايران را بزک کند و از شورای ايرانی- آمريکايی (لابی رژيم در آمريکا) تعريف و تمجيد کند“ و در حمايت از تريتا پارسي لابی پيشانی سفيد و شورای ايرانی- آمريکايی اش مقاله بنويسد.
نويسنده مقاله سپس به نقش لابی گری تريتا پارسی برای رژيم آخوندی اشاره می کند که رابطه او با رژيم آن چنان نزديک است که: ”يک دهه است که دوست وزير خارجه رژيم ايران جواد ظريف است“.
الشرق الأوسط به توطئه مشترک ظريف و تريتا پارسی عليه يکی از مخالفان رژيم (حسن داعی الاسلام) اشاره می کند که منجر به اقامه يک دعوی کذب عليه داعی الاسلام در دادگاه توسط تريتا پارسی می شود.
دادگاه به نفع داعی الاسلام و عليه پارسی حکم صادر می کند: ”در سپتامبر 2012 دادگاه عليه پارسی حکمی صادر کرد و او را به پرداخت مبلغ 185هزار دلار جريمه به داعی الاسلام محکوم کرد“.
در ادامه مقاله الشرق الأوسط به نظارت دايم نمايندگی رژيم در سازمان ملل بر لابی رژيم در آمريکا و بنياد علوي رژيم و چگونگی تأسيس اين بنياد توسط رژيم آخوندی و نقش آن در آمريکا اشاره شده است: ”در فوريه 2012 پليس مخفی نيويورک اسنادی که مربوط به 2006 می شد فاش ساخت که در آن «ارگانهای اطلاعات رژيم ايران در ايالات متحده از طريق مؤسسات متعدد از جمله «بنياد علوی» فعاليت می کنند. اين بنياد دارای يک آسمانخراش در مرکز شهر نيويورک است که از اجاره هايی که دريافت می کند درآمد کلانی دارد که از آن برای کمک مالی به بيش از 30 مؤسسه آموزشی در سراسر ايالات متحده استفاده می کند. کارشناسان معتقدند که تهران اين اموال را برای پاداش دادن به دانشگاهيانی که به نفع آن می نويسند و يا ارگانهای تربيتی که تحقيقاتی را به نفع منافع تهران منتشر می کنند، استفاده می کند.
دفتر اف.بی.آی فاش ساخت که رئيس مؤسسه، فرشيد جاهدی در سال 2008 اقدام به از بين بردن اسنادی کرده است که ثابت می کند اين مؤسسه بخشی از اموال بانک ملی تهران متعلق به رژيم ايران را پرداخت کرده است. بخشی از اين اموال ممکن است در برنامه هسته يی رژيم ايران مورد استفاده قرار گرفته باشد.
در آوريل سال 2010 دادگاه فدرال نيويورک حکم سه ماه زندان را به اتهام سنگ اندازی در تحقيقات و مانع شدن در اجرای عدالت عليه جاهدی صادر کرد. همچنين بر بخش زيادی از اموال و داراييهای اين مؤسسه دست گذاشته شد. فعاليتهای لابی های رژيم ايران در شکل سمينارها و انتشار تحقيقات و برگزاری جلسات و انتشار مقالات در مطبوعات مختلف آمريکا و ايجاد دوستی با محققان و کارشناسان آمريکايی و همچنين با مسئولان دولتی و در کنگره و دستياران آنها خود را نشان می دهد“.