كلاغ+روباه بنفش+تدبير=؟؟؟
كلاغي بالاي درخت پيتزاي قرمه سبزي (دمكراسي ديني) ميخورد.
روباهي بنفش اومد و گفت:آوازي بخون فيض ببريم؟
كلاغ پيتزا رو زير بغل زد و گفت: عوضي اون روزي كه پنيرو بردي من كلاس سوم بودم.الان ليسانسم.
روباه گفت واسه همينه پرات ريخته؟
كلاغ پر باز كرد كه نگاه كنه پيتزا افتاد.
روباه گفت: روزي كه پنيرتو بردم طلبگي ميخوندم اما الان ديگه ”روحاني شدم”،با تدبير كار ميكنم.!!!!
ورژن جديد داستان روباه و كلاغ!

