جمعه دوم خرداد، برای سومین بار خاطرات تلخ ورق میخورد. نه مردم تهران بلکه همه ایرانیان از بزرگ و کوچک در رثای مرگ «ناصر» گریستند . عقاب فوتبال ایران به مدت دو دهه در حضور دروازه بان های شایسته دیگری همچون بهرام مودت, کریم بوستانی, منصور رشیدی, حسین راغفر, رضا کربکندی, دروازه بان شماره یک تیم ملی ایران و باشگاه تاج و محبوب میلیونها نفر هوادار بود. در ۳۱ فروردین سال ۱۳۹۰، دو ماه قبل از در گذشت، ناصر حجازی در مصاحبهای که با پرتال شخصی خود انجام داد ضمن اعتراض به وضعیت اقتصادی موجود در ایران، نسبت به سیاستهای اقتصادی رژیم از جمله هدفمندی یارانهها، شدیداً اعتراض کرد و یکی از دلائل حاد شدن بیماری اش را با این موضوع مرتبط دانست و نوشت: “دولت میگوید چهل هزار تومان در ماه به مردم کمک میکنیم، مگر مردم گدا هستند؟ مردم ایران روی گنج خوابیدهاند، نفت، گاز و… دولت حق ندارد به مردم کمک کند، دولت باید کار کند، خدمت کند و زحمت و دسترنج مردم را دودستی تقدیم آنها نماید. چهل هزار تومان در ماه به مردم میدهند و بعد چند برابر آن را از جیب مردم برداشت میکنند و سپس ادعای خدمت به مردم دارند. از دید مسئولین خدمت دولت به مردم یعنی کار کردن مردم برای دولت و اینکه مردم کار کنند و پولشان را تقدیم دولت نمایند! برای من گاز میآمد چهل هزار تومان و حالا میآید یک میلیون تومان. گاز به کشور همسایه با مبلغی بهمراتب کمتر از آنچه از جیب مردم برداشت میکنند، صادر میشود. با دیدن این شرایط نباید عصبانی شوم؟ نباید حرص بخورم و شرایط جسمانیام مثل امروز شود. “ روز جمعه دوم خرداد برابر با ۲٣ می برای سومین بار خاطرات تلخ ورق میخورد. روزی که عقاب از شهر کلاغ ها پرید و نه مردم تهران بلکه همه ایرانیان از بزرگ و کوچک و پیر و جوان گرفته تا زن و مرد، ورزشی و غیرورزشی در رثای مرگ «ناصر» گریستند و در ماتم و اندوهی سنگین فرو رفتند. یادش گرامی و خاطره اش جاودانی. خلاصه ای ازنوشته کرد سنندجی
یادنامه ای برای ناصر حجازی – سه سال از پرواز عقاب از شهر کلاغ ها گذشت!

