خطابهٌ فریاد
صدای زخم باغ شنو
در صدای تیشهٌ باد
دهان هر دریچه ز وحشت
اگر چه بسته شده ست
دهان کوچک شعرت
خطابهٌ فریاد .
باغ گل انار
چون به خواب خاکستر
اندر شدم
باغ گل انار بودم
و تمامت معنی باستانی آتش
در غبار به خاک خفته زمین .
چون از جگرگاه سوخته
نعره بر هر ذره یی ، توفان کردم
شگفتا شگفت
هزاران هزار جلوه های میترایی
بی کفن اما خونین مال و خروشنده
از چهار سوی انتظار
چنان به تابشی فروزان برخاستند
که ندانستم چه بیهوده می پندارم
سترونی فلات دیر پای گرما دلان را.
اینک
ای امید افراشتگان سرخ !
این پیر مانده در پندار جوان خویشتن هنوز را
به فرزندی خویشتن برگیرید
تا از خواب خاکستر برخیزم به آتشی
که برنتابد هیچ بازیگر خامکار سبک اندیش
کلام را .
۲۰۱۴

