10425648_10201047249023561_1684876996_n

 

ولی فقیه ارتجاع، هفته گذشته یک ابلاغیه ۱۴ماده یی، تحت عنوان «سیاستهای کلی جمعیت» صادر کرد. هدف این ابلاغیه که به کرات از رادیو تلویزیون آخوندی قرائت شد، افزایش جمعیت کشور اعلام شده. چرا که بر اساس اطلاعات آماری، نرخ رشد جمعیت پایین آمده و به حدود نصف میزان دهه۶۰رسیده و سن متوسط جمعیت در حال بالا رفتن و جمعیت ایران در حال پیر شدن است. علت آن هم خیلی ساده و روشن، وضعیت فلاکتبار اقتصادی است. جوانان بیکارند، درآمدی ندارند و قادر به تشکیل خانواده نیستند. در نتیجه آمار ازدواج در سالهای اخیر به شدت پایین آمده. بر اساس آمارهای رسمی، تعداد ازدواج در سال ۹۲، نسبت به سال قبل چهار و نیم درصد کاهش داشته و در عوض آمار طلاق و از هم پاشیدن خانواده ها، به طور بسیار نگران کننده یی بالا رفته است. به عنوان مثال در سال ۹۲، آمار طلاق نسبت به سال قبل بیش از شش درصد افزایش یافته که علت اصلی آن هم فقر و ناتوانی از تأمین معاش خانواده است.
و حالا این وضعیت ولی فقیه دیکتاتور رو نگران کرده، البته نه به خاطر میلیونها کودکی که به جای رفتن به مدرسه ناچارند نان خود و خانواده شان را از کف خیابان به دست بیاورند، نه به خاطر از هم پاشیدن خانواده ها، بر اثر فقر و اعتیاد، نه به خاطر آن که هزاران زن به خاطر سیر کردن شکم فرزندانشان ناچار از خودفروشی شده اند، نه به خاطر افزایش هولناک فروش دختران و قاچاق آنها به کشورهای همجوار و… نه به خاطر هزاران بدبختی که خود ولی فقیه و رژیم فاسد و غارتگرش اولین مسئول آن هستند، بلکه به خاطر این که به قول سران رژیم «جمعیت از مؤلفه های قدرت» محسوب می شود! بله ولی فقیه نگران است که مبادا با کاهش جمعیت، در پیدا کردن سربازان یک بار مصرف و فرستادن آنها روی مین یا استفاده از آنها در طرحهای جنگ افروزانه و تروریستی کم بیاورد و حالا با این ابلاغیه و دستورالعمل ۱۴ماده یی درصدد چاره جویی بر آمده است!
از انشا نویسی مبتذل و کلی بافیهای پوچ، مثل «تحکیم بنیان و پایداری خانواده»، «ارتقا امید به زندگی»، «تأمین سلامت و تغذیه سالم جمعیت» و امثالهم که حجم غالب این ابلاغیه را تشکیل می دهد و مثل بسیاری از ابلاغیه ها و بیانیه ها از کاغذ و نوشته فراتر نخواهد رفت، اگر بگذریم؛ اما از یک چیز نمی شود و نباید گذشت؛ آن هم دیدگاه کثیف و متعفن این دیکتاتور قرون وسطایی نسبت به زن و خانواده است که حتی از پشت کلی گوییها و انشاپردازیهای مطنطن هم مشام هر انسانی رو آزار می ده؛ چرا که اساساً نگاه او به زن که در این ابلاغیه موج می زند، زن صرفاً یک وسیلهٴ تولید مثل تلقی می شود و عمده این ابلاغیه هم در جهت تشویق زنان به خانه نشینی، بچه داری و به دنیا آوردن بچهٴ بیشتر است. حتی آنجا که ظاهرش حمایت از زنان است، مثل «ایجاد تسهیلات برای مادران در دوران زایمان و شیردهی»، اما در واقع، در خدمت هدف اصلی رژیم، یعنی راندن زنان از صحنهٴ حیات اجتماعی و سیاسی است..
همچنین در ماده دو این ابلاغیه گفته شده که سن ازدواج باید کاهش پیدا کند. این حرف در کشوری مطرح می شود که پدیده رو به گسترش ازدواج دختران نابالغ، به صورت یک فاجعه اجتماعی درآمده است. چرا که بسیاری از خانواده ها، بر اثر فقر فرزندان دخترشان رو قبل از سن بلوغ، مجبور به ازدواج می کنند یا در واقع برای از سر باز کردن یک نان خور، آنها را می فروشند. بنا به آمارهای رسمی در سال ۹۱، نزدیک به سی هزاردختر کمتر از سن قانونی، یعنی در سنین ده تاچهارده سال ، مجبور به ازدواج شدند و حالا دیکتاتور می خواهد این فاجعه را بیشتر و گسترده تر هم بکند.
اما این همه، تمام واقعیتهای امروز جامعه ایران نیست. سرنوشت زنان ایران را نه ولی فقیه زن ستیز و ایدئولوژی گندیده او، بلکه آگاهی و ارادهٴ زنان به جان آمدهٴ ایران رقم می زند که یکی از نمودهای آن، حضور اکثریتی دانشجویان دختر در دانشگاههاست و نمود برجسته تر آن، حضور زنان در رهبری جنبش انقلابی سازمان یافته میهن ماست. زنانی که مصممند با به زیر کشیدن این حاکمیت ضدبشری و زن ستیز، طرحی نو در فلک سیاسی و اجتماعی ایران دراندازند.

#ایران #زنان#بگونه