بهزاد مهاجرشهید قیام ۸۸ پیکرش روز ۳۱ خرداد از بیمارستان لقمان به پزشکی قانونی کهریزک انتقال یافت. «نیما نامداری، خواهرزاده بهزاد مهاجر، اولین کسی است که در وبلاگش خبر کشته شدن بهزاد را علنی میکند. او مینویسد: «تنش سخت مثل سنگ شده نتیجه ۵۰ روز حبس در سردخانه است. غسالها به سختی برش میگرداندند بدن یخزدهاش در گودی سنگ غسل جا نمیشود. بدنش باد کرده و متورم است، سرتاسر سینه زیر گردن تا ناف، از این شانه تا آن شانه، صلیبوار شکافته شده انگار کالبد شکافیاش کردهاند شاید هم دنبال گلوله بودهاند. یک دایره کوچک روی سینه چپ، همانجا که روزی قلبی میتپیده جای گلوله را نشان میدهد». خانواده بهزاد مهاجر جسد را تحویل میگیرند و در کنار آرامگاه مادر او به خاک میسپارند. خواهرش میگوید :. ما دوتایی با هم رفتیم. یکی دو تصویری که از نیمرخ نشان میداد که جسد ورم کرده است، دندانهایش شکسته بود و سینهاش را باز کرده بودند روی تصویر نشان میداد که گلولهای روی سینهاش خورده. در سردخانه گفته بودند که دستش هم گلوله خورده، حالا شاید هم این دستش را سپر سینهاش کرده که گلوله به سینهاش نخورد ولی گلوله از دستش هم عبور کرده…» چپ، همانجا که روزی قلبی میتپیده جای گلوله را نشان میدهد». «فقط یک بار به برادرم زنگ زدند که دیه به شما تعلق میگیرد که ما گفتیم نه ما دیه نمیخواهیم بلکه میخواهیم قاتل برادرم شناسایی شود.» و خانواده با احضارهای مکرر وادار به سکوت میشوند. خانواده بهزاد نیز به خاطر امینت فرزندان دیگر خانه چارهای جز سکوت نمیبینند اما این سکوت خواهر بهزاد را میرنجاند: «من دوست ندارم… برادرم رفته جان داده خون داده، اصلاً از خودم، از خودم بدم میآید که این طوری ساکت نشستم. باور میکنید؟ چون برادرم با سختی بزرگ شد، بدون پدر و مادرم و گمنام رفت، واقعاً بیگناه کشته شد برادر من…»
بهزاد مهاجرشهیدی دیگرازقیام ۸۸ با شلیک مستقیم گلوله به قلب

