خلاصه ای از گزارش حکومتی مهر :جمعآوری روزانه معتادان دروازه غار دیگر برای پلیس پایتخت عادت شده است. معتادان این محله میگویند در بسیاری از مواقع در کمتر از۲۴ساعت از کلانتری، گرمخانه ها یا کمپ شفق آزاد شده و دوباره به پاتوق های خود باز می گردند.
برخی لقب خاک سفید دو را به آن داده اند. محله ای قدیمی در جنوب تهران با بافتی فرسوده. محله دروازه غار بعد از پاکسازی خاک سفید به عنوان پاتوقی برای معتادان بر سر زبان افتاد. اهالی معتقدند هجوم ساکنان خاک سفید به این محله باعث شد این محله قدیمی به چهره ای نامناسب برای کلان شهر تهران تبدیل شود. در کوچه های تنگ این محله و خانه های قدیمی که قدم می زنی باید مراقب باشی سرنگی که ساعتی قبل معتادی با آن تزریق کرده در پایت فرو نرود. .
خاله پروانه ساقی بزرگ دروازه غار
۲۸ ساله است و به قول خودش اهل دوا است. روزی ۳۰تا ۳۵تومان از راه فروش ضایعات به دست می آورد که بیست وپنج هزار تومان آن را خرج مواد می کند.
مهرداد در مورد نحوه دسترسی به مواد می گوید: خاله پروانه بزرگترین ساقی محله دروازه غار است که تعداد زیادی نوچه دور و برش دارد. ابوذر و سعید هم از ساقی های بزرگ این محله هستند که نمی دانم چرا هیچوقت دستگیر نمی شوند. خاله و چند پخش کننده مواد محله را تامین می کنند و دلال ها و نوچه هایش مواد را به فروش می رسانند.
از او در مورد ترک موادش پرسیدیم که می گوید: یک بار دو سال قبل ترک کردم اما نتوانستم بیشتر از چهار ماه پاک باشم و دوباره به سمتش گرایش پیدا کردم.
از ماموری که در حال انتقال معتادان است در مورد جمع آوری معتادان زن پرسیدم که او مدعی شد دستور داده اند معتادان زن را فعلاً جمع آوری نکنیم من نیز دلیلش را نمی دانم اما حدس می زنم مکانی برای نگهداری معتادان زن نداریم. چند سال قبل شیره کش خانه ها و بیغوله هایی که در این محله بودند با همکاری شهرداری تخریب شدند اما در حال حاضر طرحی برای تخریب شیره کش خانه های این محله نداریم. مطمئن باشید در کوچه پس کوچه های این محله هنوز هم محل تجمع معتادان وجود دارد.
یک کودک افغان نیز که در این محله زندگی می کند در مورد وضعیت محله می گوید: معتادان کاری به ما ندارند چرا که همیشه یک گوشه خمار افتاده اند اما چند نفر از آنها هستند که ما را اذیت می کنند. هر روز هم که می خواهیم در زمین های فوتبال محله بازی کنیم پلیس معتادان را در این زمین ها جمع آوری و نگهداری می کند و نمی شود در این زمین ها بازی کرد.
دختر۱۸ساله ای که پنج سال از ازدواجش می گذرد و در این محله زندگی می کند در مورد امنیت محله برای زنان می گوید: در روز به علت این که گشتزنی پلیس وجود دارد و تردد زیاد است معتادان کاری با اهالی ندارند اما از ساعت ۹ به بعد این محله هیچ امنیتی ندارد. پلیس در شب هم گشت زنی می کند اما به نظر من تعداد نیروهای پلیس برای گشت زنی کم است. معتادان نیز وقتی هوا تاریک می شود برای مصرف به کوچه و خیابان می ریزند.
به نظر می رسد تا همکاری میان پلیس، قوه قضائیه، شهرداری و ستاد مبارزه با مواد مخدر وجود نداشته باشد همچنان مانند ده سال گذشته محله قدیمی و تاریخی دروازه غار جولانگاه معتادان تزریقی، خطرناک و بیمار است. معتادانی که علاوه بر از بین بردن امنیت و آسایش، عاملی برای شیوع بیماری های واگیردار و تهدید کننده سلامت شهروندان هستند. آنها همچون زامبی های خطرناک در سطح شهر و محلات تردد کرده و هر لحظه امکان دارد فرد دیگری را نیز مبتلا کنند. تجربه گذشته نیز نشان می دهد اقدامات ضربتی و طرح های بدون پشتوانه کارشناسی و فرهنگی به جایی نمی رسد.
یک معتاد تزریقی در مورد نحوه تهیه موادش می گوید: بسیاری از معتادان هرندی توسط دو توزیع کننده بزرگ تامین می شوند اما من موادم را از میدان شوش خریداری می کنم. ساقی های این میدان بسیار بزرگتر از ساقی های دروازه غار هستند. بسیاری از فروشندگان مواد در میدان شوش در قالب وانت های میوه فروشی مواد را بین معتادان توزیع می کنند.ساقی های مواد بارها از من خواستند به عنوان خرده فروش کار کنم تا پول موادم
تامین شود. تعداد زیادی از معتادانی که می شناسم امروز تبدیل به خرده فروش شده اند اما من حاضرم خماری بکشم و نبینم جوانان دیگری معتاد
می شوند.
#ایران #قربانیان_اعتیاد#اعتراض #بگونه

