123

محمد جواد پرنداخ، دانشجوی مهندسی شیمی دانشگاه صنعتی اصفهان بود که پس از شرکت در تجمع دانشجویان دانشگاه در ۲۲ خرداد قیام ۸۸، به اداره اطلاعات اصفهان احضار و پس از دو روزجسد بی جان او پیدا شد.
فرهاد تجری، نماینده مجلس ارتجاع که عضو کمیته پی گیری مجلس بود به اتفاق رئیس اطلاعات رژیم در گیلانغرب، با حضور در منزل آقای پرنداخ از آنها خواسته بودند اعلام کنند فرزندشان در تصادف جان باخته است اما خبرگزاری حکومتی ایرنا بلافاصله مدعی شد که محمد جواد پرنداخ یکی از عوامل اصلی اغتشاشات در اصفهان بوده و خودکشی کرده است.به دنبال آن خانواده پرنداخ با رد این ادعاها، در شکایتی خواهان روشن شدن قضیه قتل پسرشان شدند؛شکایتی که از آنان پذیرفته نشد و پرونده باز نشده مختومه شد.
محمد جواد پرنداخ ، اهل گیلانغرب کرمانشاه بود و ۲۵سال داشت.او تنها یک برادر دارد..
محمدصادق برادرشهید محمد جواد پرنداخ میگوید:
برادر من در دانشگاه با لباس کردی حضور می یافت، نشریه کردی زبان منتشر میکرد و خیلی به زبان کردی و همچنین پوشش کردی اهمیت میداد. همین پوشش کردی برادرم در دانشگاه را به عنوان اتهام او ذکر کرده بودند و در مورد نشریاتی که منتشر می کرد کلی او را مورد بازجویی قرار داده و گفته بودند که کار خلاف قانون کرده ای. برادرم می گفت شرکت در اعتراضات بهانه است،اینها هدف دیگری رادنبال می کنند. همه فعالیت های مدنی برادرم را به عنوان اتهام گفته بودند. کجای قانون پوشیدن لباس کردی در دانشگاه جرم است؟ برادر من به زبان کردی اهمیت میداد، این جرم است؟ در کجای قانون چنین چیزی نوشته شده؟ فعالیت فرهنگی و مدنی در کجا جرم است؟ به او گفته بودند باید نام پنج تن از دوستانت را بنویسی که اغتشاش کرده اند و آتش زده اند و … اما واقعا اهل این حرف ها نبود برادر من.
بعداز دستگیری با همان وثیقه ای که گذاشته بودیم آزاد بود. صبح روز سوم برادرم برای ادامه بازجویی ها به اداره اطلاعات رفت،اما حدود ساعت ده از اداره اطلاعات زنگ زدند که بگویید بیاید. پدرم می گوید که آمده، می گویند نیامده و پدرم میرود که دنبال برادرم بگردد. بعد ازکلی گشتن می بینند که زیر پلی نزدیک منزل فامیلمان که در اصفهان بود مردم جمع شده اند. جلوتر که می روند می بینند جسد برادرم روی زمین است. پدرم می گوید آدم های مشکوکی بالای سر جسد بودند. از همان جا می برند پزشکی قانونی و درست ظرف نیم ساعت پزشکی قانونی می گوید که علت مرگ، اصابت جسم سخت بر سرش بوده است. برای ما خیلی سئوال داشت که چطور به این سرعت جواب دادند. پدرم همان موقع با همان لباس خونی پیش قاضی پرونده برادرم میرود و قاضی به پدرم می گوید که تو هم برو خودت را بکش.
به هیچ عنوان خودکشی نبود. برادر من جوانی شاد و امیدوار به آینده بود؛ سال آخر مهندسی شیمی بود و فقط بیست واحد مانده بود تا درسش را تمام کند. خانواده ما اصلا خودکشی را قبول ندارد و نمی پذیرد.
من فقط یک برادر داشتم که محمد جواد بود و شهید شد. برادر من امید خانواده ما بود که از ما گرفتند.
#ایران #محمدجوادپرنداخ_قیام88 #اعتراض #قیام #بگونه